بدترین قسمتش اونجا بود که از خواب بیدار شدم و متوجه شدم که واقعا رفتی، اون روز صبح برای اولین بار بدونِ جراحت دردِ فیزیکی رو احساس کردم.
تو خراب کردی، بد هم خراب کردی، اما درد اینجاست که من هنوز، وسط تمام این خرابهها دلم برات تنگ شده.
حتی اگه 80 سالمم بشه، هیچوقت فراموش نمیکنم که چقدر قلبم تورو تو 16 سالگی دوست داشت.