میخواستم به تو بگویم که جز تو از همه ناامید گشته ام و میترسم از همه؛ اما پیش از آنکه به تو بگویم،تو نیز ناامیدم کردی.
هرچی سنم بالاتر میره درک میکنم چرا بعضی از مردم یه دفعه ناپدید میشن و یه زندگی شخصی و ساکت رو انتخاب میکنن.
خیلی از اونهایی که دور و برت هستن، واقعا دوست تو نیستن فقط ظاهرشون حرفهاشون یا لحظههایی که کنارت بودن اینطور نشون میده، ولی حقیقت یه چیز دیگهست؛ما توی زندگیمون سه جور دوست داریم.
برگها، شاخهها و ریشه ها.
چقدر غم انگیز است آدم بخواهد تمام وقت مراقب خود باشد تا آنچه را احساس میکند به زبان نیاورد.