خورشید به ماه گفت:
جایمان را عوض کنیم؟
ماه گفت:
آیا میتوانی طاقت بیاری برای کسایی که شب ها گریه میکنند؟
خورشید گفت:
آیا تو میتوانی افکار کسانی را تحمل کنی که برای گریه کردن منتظر شب میمانند.؟
سلام بر آنانکه در گوشهی اتاق تاریک گریه میکنند
و تمام حواسشان به این است که صدایی از آنها نشنیده نشود.
مرحله داد زدن، گریه کردن و دعوا کردن یعنی هنوز چیزی برای گفتن و درست کردن یا تخلیه کردن هست؛ اونجا که ساکت میشی دیگه هیچی نیست.
هیچی. یه وضع خنثی مطلق تو پوچ ترین و تاریک ترین حالت ممکن.
ولی یه روزیمیفهمی؛ دنیا باهات لج نکرده بود فقط داشت بهت یاد میداد، چطور رها و بی نیاز بشی.