" چند وقتی بود که چشماش یه غمی داشت ، یه غمی که آزارم می داد . کم حرف شده بود ، مدت ها به یه نقطه خیره می شد و فکر می کرد . یادمه وقتی ازش پرسیدم چیزی شده که آنقدر بهم ریخته ای تو چشمام زل زد و گفت : دلتنگم ، خیلی دلتنگم .
«سلام بر کسانی که میخواستیم با آنها از تمام رنجهایمان عبور کنیم،
اما خودشان بزرگترین رنج ما شدند..»
راستی، هیچ قدرتی بالاتر از قدرت خدا نیست.
دلتون با خدا باشه.. اگه بدونید چه آرامشی داره، یک لحظهام از یادش غافل نمیشید. خودش تو قرآن گفته ما وَدَّعَکَ رَبُک ، خدا هرگز تو را رها نکرده .
تنها چیزی که مادر و پدرم برایم به ارث گذاشتند، دلی حساس بود. این دل حساس مایه خوشبختی آنان شده بود و حال آنکه در زندگی من، سرچشمه همه سیهروزیهایم گردید.