- تو فراموش نشدنیترین غمِ من هستی . .
غمی ك هر بار با یادآوریاش قلبم میخواهد تکهتکه شود .
- این بار دیگه نمیخوام درموردش صحبت کنم . .
این بار فقط میخوام درموردش تا جایی ك میتونم دور بشم .
ساکت بشم و برم تو خودم .
- دردش واسم خیلی سنگین بود . .
انگار ك چندتا ماشین همزمان از رویِ بدنم رد شده باشن .
- نمیدانم شاید روزی رهایت کردم ؛
آن روز میفهمی ك تو به من تکیه داده بودی . .
و من چقدر خسته ام از کوه بودن .