طرف از جنگ جهانی نامه مینوشته، میبسته به پای کبوتر، میفرستاده برای زنش.
بعد این پسره میگه شلوغ بودم نرسیدم پیام بدم.
حقیقتا خیلی ناراحت میشم وقتی هر روز که از خواب بیدار میشم میبینم هنوزم دوست دارم. احتمالا تو زندگی قبلیم گاوی چیزی بودم و هنوز با کالبد جدیدم کنار نیومدم وگرنه این حجم از حماقت برگ ریزونه.
همیشه کنار گذاشتن به معنای دوست نداشتن نیست، یه وقتایی بیخیال آدمها میشی چون میبینی دارن به معنای واقعی روحت رو خسته میکنن.