حالا عشق نمیشد ولی تو نخواستی من تو زندگیت باشم. میتونستیم در مورد ابر حرف بزنیم آسمون دریا خوراکی بارون دوستات آینده، سرکارت رویاهام. میشد با هم غر بزنیم دوست باشیم میشد همچنان تو زندگی هم باشیم ولی تو نخواستی.
جوری واسه دل خودت زندگی کن که حتی اشتباهاتم عاشقانه دوست داشته باشی،
هیچی سریع تر از عمر نمیگذره.
من تو زندگیت اون آدمی هستم که وقتی همه دارن میرن منتظرت میمونم تا بند کفشت و ببندی.
نصف کسایی که قلبشون شکسته، یه گوشه داشتن نون و ماستشون رو میخوردن و به کسی هم کاری نداشتن، تا اینکه یکی اومد بهشون گفت : ببین من ازت خوشم میاد و دوست دارم و مزخرفاتی از این قبیل.
همهاش تظاهر میکنم که آدم قوی و پوستکلفتی هستم ..
ولی واقعیت اینه که خیلی لوسم و هر ثانیه نیاز به نازنازی شدن دارم.💘