eitaa logo
خَِاَِنَِهَِ دَِاَِرَِیَِ وَِ خَِرَِیَِدَِ خَِوَِبَِ
1.5هزار دنبال‌کننده
5.6هزار عکس
3.4هزار ویدیو
25 فایل
﷽ ↶سلام لطفا صبورباشید و به رشد کانال کمک کنید.🌼 سعی میکنیم مطالب مفید برای خانمها و همینطور اجناس باکیفیت و قیمت بی نظیر خدمتتون معرفی کنیم💗 💝جهت ثبت سفارش و انتقاد و پیشنهاد👈 @Amini63j https://eitaa.com/delbandonline
مشاهده در ایتا
دانلود
همیشه عمیق ترین زخم را از کسانی می خوریم که نه ما را می خواهند ، نه دیگران را با ما ! همان هایی که می فهمند فراموششان کرده ایم ؛ تشنه تر می شوند به تداعی و باز می گردند ، عطرشان را در حال و هوای خوبِ آدم می پیچند ، دلِ آدم را به بودنشان گرم می کنند ، چشم بر هم می زنی و نیستند ! باز هم تو مانده ای و یک کلافگی تکراری و حالی که خوب نیست و راهِ بارها رفته ای که در آغازِ آن ایستاده ای ... باید فاصله گرفت ؛ از آدم هایی که تو را در چرخه ی دردناکِ خواستن و فراموش کردنشان نگه می دارند ، آن ها که رفتن را بلد نیستند ، اما نبودن را چرا ... آن ها که برمی گردند ، نه اینکه دوستت داشته باشند ، بر می گردند چون از فراموش شدن می ترسند . تمام آدم ها از فراموش شدن می ترسند ، تمامِ آدم ها ... @honar_zan
شبیه کوهی سخت و محکم ، استوار و پا برجا ، می ایستم ، در سخت ترین شرایط و سردترین شب ها و روزها ، دوام می آورم ، نمی شکنم ، نمی لرزم ، نمی ریزم ... ولی بعد از تمام تاب آوردن ها ، یک روز ، یک جا ، تمام خشم های ته گرفته و دغدغه های سرریز شده را از قله ی طاقتم بیرون می ریزم ، تمام سکوت های بیات شده ام را فریاد می کنم و چه منظره ی هولناکی ست فوران آتشفشانی که به خاموشیِ مداومش ایمان داشتند ... ولی آرام که گرفتم ؛ گدازه های خشم و ناامیدی ام ، زیباترین تندیس ها را ساخته اند و من باشکوه تر از همیشه ، ایستاده ام . ایرادی ندارد اگر گاهی فرو بریزی و ناامید باشی ... که گاهی ناامیدی و ابرازِ درد ، بهترین تسکین است و بهترین شیوه برای دفع ضعف ها ، و رسیدن به نقطه ی تداوم و استحکامِ بیشتر ... شاید اگر آتشفشان ها نبودند و اگر روزنه ای برای برون ریزیِ داغِ زمین نبود ؛ تمام کوه های جهان، فرو می ریختند ، تمام دریاها خشک می شدند و تمام اقیانوس ها می مردند ... @honar_zan
در بهترین حالتِ ممکن خواهی بود ؛ وقتی که با خودت کنار آمده باشی ... با خودت که کنار بیایی ؛ دلیلی برای آشفتگی و خشم ، نمی یابی ، تفاوت ها را درک می کنی ، نظرهای مخالف را می شنوی ، از بی منطق بودن ها متعجب می شوی اما خم به ابرو نمی آوری و سعی نمی کنی همه چیز و همه کس را تغییر دهی ، چون به نظم ، آرامش و انسجام درونی رسیده ای . و جان نمی کَنی برای اثبات عقایدت ، چون آنها را برای آرامش و حالِ خوبِ خودت می خواهی ، و جان نمی کنی برای اثبات خودت ، چون خودت را همینگونه که هست ، پذیرفته ای و برایت مهم نیست دیگران از یک آدم ، چه انتظاری دارند . چون باور داری که اولویت ؛ انتظار تو از کسی ست که می خواهی باشی ! تو خودت را دوست خواهی داشت و اگر تغییری مثبت و رو به جلو داشته باشی ، فقط و فقط برای آدمِ بهتری شدن خواهد بود ، آدمی بهتر از روزِ قبل شدن ... نه برای بهتر از دیگران بودن ، چون تو در رقابت با کسی نیستی ! با خودت که کنار بیایی ، دنیا زیباتر از چیزی می شود که فکرش را می کردی . دیگر دلت نمی گیرد از آدم هایی که هم باور و هم فکر تو نیستند و اتفاقاتی که برخلاف میل تو می افتند ، دیگر دلت نمی گیرد از بدی های گاه گاه و مشکلات مقطعی ، دنیا راهِ خودش را می رود و طبیعی است که همه چیز مطابق باورهای تو نباشد ! یک دنیاست و میلیاردها آدم ، میلیاردها سلیقه و میلیاردها هدف ! تو در دنیای خودت به خوب بودنت ادامه می دهی ، باورهایت را به سمت بهتر شدن می بری و اجازه نمی دهی حساسیت های بیهوده ، روزهای تو را تباه کنند . روزی که با خودت کنار بیایی خواهی دید که زندگی آنقدرها که فکر می کردی پیچیده نیست ! و در بهترین حالت ممکن خواهی بود ، و در بهترین حالت ممکن خواهی زیست ... @honar_zan
همیشه عمیق ترین زخم را از کسانی می خوریم که نه ما را می خواهند ، نه دیگران را با ما ! همان هایی که می فهمند فراموششان کرده ایم ؛ تشنه تر می شوند به تداعی و باز می گردند ، عطرشان را در حال و هوای خوبِ آدم می پیچند ، دلِ آدم را به بودنشان گرم می کنند ، چشم بر هم می زنی و نیستند ! باز هم تو مانده ای و یک کلافگی تکراری و حالی که خوب نیست و راهِ بارها رفته ای که در آغازِ آن ایستاده ای ... باید فاصله گرفت ؛ از آدم هایی که تو را در چرخه ی دردناکِ خواستن و فراموش کردنشان نگه می دارند ، آن ها که رفتن را بلد نیستند ، اما نبودن را چرا ... آن ها که برمی گردند ، نه اینکه دوستت داشته باشند ، بر می گردند چون از فراموش شدن می ترسند . تمام آدم ها از فراموش شدن می ترسند ، تمامِ آدم ها ... @honar_zan
شبیه کوهی سخت و محکم ، استوار و پا برجا ، می ایستم ، در سخت ترین شرایط و سردترین شب ها و روزها ، دوام می آورم ، نمی شکنم ، نمی لرزم ، نمی ریزم ... ولی بعد از تمام تاب آوردن ها ، یک روز ، یک جا ، تمام خشم های ته گرفته و دغدغه های سرریز شده را از قله ی طاقتم بیرون می ریزم ، تمام سکوت های بیات شده ام را فریاد می کنم و چه منظره ی هولناکی ست فوران آتشفشانی که به خاموشیِ مداومش ایمان داشتند ... ولی آرام که گرفتم ؛ گدازه های خشم و ناامیدی ام ، زیباترین تندیس ها را ساخته اند و من باشکوه تر از همیشه ، ایستاده ام . ایرادی ندارد اگر گاهی فرو بریزی و ناامید باشی ... که گاهی ناامیدی و ابرازِ درد ، بهترین تسکین است و بهترین شیوه برای دفع ضعف ها ، و رسیدن به نقطه ی تداوم و استحکامِ بیشتر ... شاید اگر آتشفشان ها نبودند و اگر روزنه ای برای برون ریزیِ داغِ زمین نبود ؛ تمام کوه های جهان، فرو می ریختند ، تمام دریاها خشک می شدند و تمام اقیانوس ها می مردند ... @honar_zan
همیشه عمیق ترین زخم را از کسانی می خوریم که نه ما را می خواهند ، نه دیگران را با ما ! همان هایی که می فهمند فراموششان کرده ایم ؛ تشنه تر می شوند به تداعی و باز می گردند ، عطرشان را در حال و هوای خوبِ آدم می پیچند ، دلِ آدم را به بودنشان گرم می کنند ، چشم بر هم می زنی و نیستند ! باز هم تو مانده ای و یک کلافگی تکراری و حالی که خوب نیست و راهِ بارها رفته ای که در آغازِ آن ایستاده ای ... باید فاصله گرفت ؛ از آدم هایی که تو را در چرخه ی دردناکِ خواستن و فراموش کردنشان نگه می دارند ، آن ها که رفتن را بلد نیستند ، اما نبودن را چرا ... آن ها که برمی گردند ، نه اینکه دوستت داشته باشند ، بر می گردند چون از فراموش شدن می ترسند . تمام آدم ها از فراموش شدن می ترسند ، تمامِ آدم ها ... @honar_zan
شبیه کوهی سخت و محکم ، استوار و پا برجا ، می ایستم ، در سخت ترین شرایط و سردترین شب ها و روزها ، دوام می آورم ، نمی شکنم ، نمی لرزم ، نمی ریزم ... ولی بعد از تمام تاب آوردن ها ، یک روز ، یک جا ، تمام خشم های ته گرفته و دغدغه های سرریز شده را از قله ی طاقتم بیرون می ریزم ، تمام سکوت های بیات شده ام را فریاد می کنم و چه منظره ی هولناکی ست فوران آتشفشانی که به خاموشیِ مداومش ایمان داشتند ... ولی آرام که گرفتم ؛ گدازه های خشم و ناامیدی ام ، زیباترین تندیس ها را ساخته اند و من باشکوه تر از همیشه ، ایستاده ام . ایرادی ندارد اگر گاهی فرو بریزی و ناامید باشی ... که گاهی ناامیدی و ابرازِ درد ، بهترین تسکین است و بهترین شیوه برای دفع ضعف ها ، و رسیدن به نقطه ی تداوم و استحکامِ بیشتر ... شاید اگر آتشفشان ها نبودند و اگر روزنه ای برای برون ریزیِ داغِ زمین نبود ؛ تمام کوه های جهان، فرو می ریختند ، تمام دریاها خشک می شدند و تمام اقیانوس ها می مردند ... @honar_zan
بخواه که وابسته نباشی ؛ به هیچ چیز و به هیچ کس ! اشیاء و آدم ها را فارغ از سهمِ خودت بودن، بپذیر ؛ جسم ها و شئ هایی جدا از تو که برای بودن ؛ نیازی به تعلق داشتن ، ندارند ! که نیامده اند سهم کسی باشند ! و هستند برای زیبایی و تکامل جهان و مقصد و هدفی که برایش آمده اند . اما وابستگی ، یک مانع است ، وابستگی و اصرار برای داشتن ها ، لجاجتِ بی حاصلی ست که نظم جهان را به هم می ریزد ! پس هیچ چیز و هیچ کس را برای خودت نخواه ! تو نیامده ای که کیسه ی دارایی ات را پر از چیزها و آدم ها کنی ، وقتی خودت در این مسیر ، رهگذری و قرار نیست تا همیشه بمانی ! تو نیامده ای که این فرصت کوتاهِ حضور را به اندوهِ نداشتن ها و از دست دادن ها بگذرانی ، بخواه که رها باشی ... چونان رهگذری سرخوش و آرام ، زیبایی های مسیر را ببین ، لذت ببر و برای زیباتر شدنش بکوش ، و عبور کن ... وقتی به هیچ چیز و هیچ کس تعلق نداشته و وابسته نباشی ؛ آرامی ! که اندوهِ بی پایانِ آدمی از همین ناشیانه خواستن ها و اجبار برای داشتن هاست ... @honar_zan