ما،ازاولانتخابتکردهایم
درشرارعشقابتکردهایم
حُرماامروزخیرالناسماست
حُرماایینهیعباسماست
سایهبودیافتابتکردهایم
سنگبودیدُرنابتکردهایم
حرمیدونیچیکارکردی؟!
گفت:اقامناولراهابُبهشمابستم...
اجازهبدهاولمنفداییتبشماقا،
اجازهبدیداینجوربگم،حُر؛
خواهرمزینبصدایتمیکند
مادرمزهرادعایتمیکند
باسرشگتدُرنایاباوردهای
یاکهبرششماههاباوردهای
نمیدونیتوخیمههاچهخبرهحُر....
شیرخوارمتوخیمهدارهازتشنگیبالبالمیزنه....
انقدحُرخجالتکشیدگفت:اقابزاربرمفدابشم...
بذارمننبینمبچههاتواببشمازخجالت...
گفت؛سرتوبالابگیر.
گردوصدجرمعظیماوردهای
غممخور،روبرکریماوردهای
توبدیکردیولیبدنیستی
امتحاندادیولی،ردنیستی
تاحضرتگفت:مادرتبهعزاتبشینه(شرمندهاینومیگم)
یهوقتیکیتوضعیفهیکیتواوجقدرتههزارمردجنگیباهاشن
یهپهلوانییهفرماندهسپاهی....
سرشُانداختپایینگفت:هرکیجزشمااینحرفُمیزد
جوابشومیدادم،چهکنممادرتزهراست
حُرتانامفاطمهروشنیدیادبکردی
اصلاتومادرماروندیدیامااسمشُشنیدیخجالتکشیدی...
کاشاینمدینههاهمیکذرهادبداشتن...
منوحلالکنید،روضهیمادر،شبچهارم...
اومدپشتدرحضرتزهرا،گفت:
یابگوعلیبیادبیرونیاخونهروبااهلشاتیشمیزنیم...
میگهدستوردادهیزماوردن...درخونهرواتیشزدن
مادرمادستاشُاوردجلو...نانجیبباتازیانهبهایندستازد..
جوانننه...بهخدانمیخواماینجوریمثالبزنمحلالمکنید....
اگهیهروزجلوچشمتتویمسیربامادرتداریمیری
یکیجلومادرتروبگیرهمگهیادتمیره؟
اونمیهنانجیبیکههمهیبغضشُتویدستشجمعکرد...
نمیتونمبگماقاماروضهیگودالممیخونیم
ولیروضهمادرکممیاری...
باباهجدهسالشبود،جوانبود،بچههاشکوچیکبودن
میخواستراهبرهخجالتمیکشید....
هروقتروضهیمادرمیادبلندبلنددادبزن
چرا؟اونشبانقدربچههادلشونمیخواستبلندیلندگریهکنن
اماامامحسناستینبهدهنگرفتهبود
امامعلیگفت؛بچههاارومگریهکنید
حالاشمابهجایبچهخایحضرتزهرابلندگریهکنید
-التماسدعا-
بارفتنتخالینکندروبرمرا...
پاشیدهترازایننگردانلشگرمرا...
بعدازتوایسروشکستهتاقیامت...
ازخجالتمبالانمیگیرمسرمرا...
توبیناتیشرفتیومنگُرگرفتم...
حالابیاوجمعکنخاکسترمرا...
هرشبحسندرخوابمیگویدمغیره...
دستازسرشبردارکشتیمادرمرا...
شببودُمیرفتندمادر،رابشویند...
بااشکهاجانپیمررابشویند...
شببودُگیسویسپیدشراندیدند...
هرچنداولبایدسررابشویند...
-التماسدعا-
بدنُغسلداد...کفنکرد...علیمیخواد
بادستهایخودشفاطمهروخاککنه...
خیلیسخته...یهوقتدیددوتادسترسولخدا
ازخاکبیروناومدتادستایپیغمرُدیدخجالتکشید...
ایختمرسلچرخمرامضطرکرد...
درحفظگلامانتتکوشیدم...
اماچهکنممغیرهاشپرپرکرد...
نزن،ببینکهمادرمجوون...
دلشگرفتهاز،زمونه...
نزن،ببینکهبارشیشهداره...
ببینشکستهشدهگوشواره...
•اینجامادرُزدن،کربلاسهسالهرواخبمیرم•
دلماغوشگرمتورومیخواد...
خرابهسردهودارممیلرزم...
هواسردهولیعیبینداره...
منازتاریکیاخیلیمیترسم...
ازکسیکهسرتورو....
رونیزهبستبدممیاد...
ازاونکهدندونتورو...
باسنگشکستبدممیاد...
-التماسدعا-