eitaa logo
دلبرکده 🚩
18.1هزار دنبال‌کننده
4.2هزار عکس
3.6هزار ویدیو
28 فایل
🏡💞دلبرکده یک کلبه مهربانی ست آموزش صفر تا صد برای هر چه که یک بانو، نیاز دارد💎 🌺روش های دلبری کردن ملکه از پادشاهِ خود برای داشتن یک زندگیِ سراسر عاشقانه💑 آیدی ارتباط: @admin_delbarkade 🚨تبادل، تبلیغات نداریم.
مشاهده در ایتا
دانلود
سلام علیکم و رحمت‌الله 🌿 خواهر گرامی، مسئله‌ای که مطرح کردید ظاهرش «نرفتن به دید و بازدید خانواده شما»ست، اما در عمق، یک «نیاز به دیده‌شدن، احترام و اولویت داشتن» است که پاسخ نگرفته. اگر این را درست مدیریت نکنید، کم‌کم تبدیل می‌شود به دلخوری‌های انباشته و فاصله عاطفی. ببینید عزیز دل، چند خطا کنار هم افتاده: ایشان تعادل بین دو خانواده را رعایت نکرده، شما ناراحت شدید و برای نشان دادن ناراحتی‌تان نرفتید، ایشان هم مهارت دلجویی ندارند، و نتیجه شده قهر و سکوت. این یک چرخه است که اگر شکسته نشود، تکرار می‌شود. اولین اصل این است که قهر را ادامه ندهید. در تربیت اسلامی، قهر طولانی دل‌ها را می‌بندد و شیطان در همین فاصله‌ها کار می‌کند. قهر، مسئله را حل نمی‌کند، فقط آن را عمیق‌تر می‌کند. پس حتی اگر حق با شماست، باید مسیر را از «قهر» به «گفت‌وگو» تغییر بدهید. اما گفت‌وگو هم باید درست باشد. اگر بروید و بگویید «تو به خانواده من اهمیت نمی‌دی» یا «همیشه همین‌طوری هستی»، او یا دفاع می‌کند یا سکوت می‌کند. در عوض باید از زبان «احساس» استفاده کنید. مثلاً بگویید: «وقتی عید سمت خانواده من نرفتیم، خیلی دلم شکست و حس کردم برات مهم نیستم.» این جمله دل را باز می‌کند، نه جبهه ایجاد کند. نکته مهم بعدی این است که بعضی مردها واقعاً «بلد نیستند دلجویی کنند». نه از روی بی‌محبتی، بلکه از روی نداشتن مهارت. پس نباید انتظار داشته باشید خودش خودبه‌خود بفهمد چه کند. شما باید مسیر را به او نشان بدهید، اما با نرمی. مثلاً بگویید: «من وقتی ناراحت میشم، اگر بیای یه جمله محبت‌آمیز بگی یا بغلم کنی، خیلی زود آروم میشم.» این یعنی آموزش بدون تحقیر. در مورد دید و بازدید هم باید «قانون مشترک» بگذارید، نه تصمیم لحظه‌ای. یعنی در یک فضای آرام بگویید: «برای من مهمه که به خانواده‌هامون به‌صورت متعادل سر بزنیم، بیاییم برای مناسبت‌ها از قبل هماهنگ کنیم.» این کار باعث می‌شود این اتفاق دوباره تکرار نشود. یک نکته ظریف دیگر هم این است که ناراحت شدن و نرفتن شما قابل درک است، اما این کار در بلندمدت به ضررتان می‌شود. چون مرد نتیجه می‌گیرد «پس خودش هم نخواست بیاید». در حالی که شما می‌خواستید اما ناراحت بودید. پس از این به بعد، حتی اگر دلخورید، رابطه را قطع نکنید؛ بلکه ناراحتی را «درست بیان» کنید. در ادامه، برای ترمیم رابطه چند کار ساده اما مؤثر انجام دهید: فضا را سبک کنید، یک جمله ساده شروع‌کننده بگویید مثل «دلم نمی‌خواد بینمون فاصله باشه» از گذشته بحث نکنید، فقط همین موضوع را جمع کنید یک رفتار محبت‌آمیز کوچک انجام دهید، حتی اگر او شروع نکرد چند ساعت بدون موبایل کنار هم باشید، حتی در سکوت اما بدون قهر و یک نکته مهم‌تر: شما نباید منتظر بمانید تا او کامل تغییر کند تا شما آرام شوید. رابطه با «یک‌طرف شروع می‌شود» و کم‌کم دوطرفه می‌شود. اگر شما مسیر درست را شروع کنید، احتمال اینکه او هم آرام‌تر شود بسیار بیشتر است. جمع‌بندی اینکه مسئله شما با قهر حل نمی‌شود، با «بیان احساس + آموزش نرم + تعیین چارچوب» حل می‌شود. شما باید هم ناراحتی‌تان را محترمانه بگویید، هم به او یاد بدهید چگونه دلجویی کند، و هم برای آینده قانون بگذارید تا این اتفاق تکرار نشود. 🇮🇷@delbarkade
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
1.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
زندگی 🌱 حس خوبش تقدیمتون♥️
21.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
شما همه باشرف ترینید که پنجاه روز پای کارید ❤️ 🇮🇷@delbarkade
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
10.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎙استاد تراشیون: ❇️ یاد و نام حضرت حجت(عجل الله فرجه) باید در خانه‌های ما جاری باشد. اَللهُمَّ عَجِل لِوَلیکَ الفَرج بِحَقِّ فاطِمَة الزَهراء 🇮🇷@delbarkade
. ⁉️ همسرم خط قرمزی که داشتیم رو زیر پا گذاشته و سیگار می‌کشه ! همچنین به خانواده ی من بی احترامی می‌کنه ..چکار کنم !؟ 👇 💡
سلام علیکم و رحمت‌الله 🌿 خواهر گرامی، مسئله‌ای که مطرح کردید در ظاهر دو موضوع جداست، اما در واقع یک ریشه مشترک دارد و آن هم «سستی در مرزهای زندگی مشترک» است. اول اجازه بدید در مورد مسئله ی سیگار صحبت کنیم . درد اصلی شما فقط «خودِ سیگار کشیدن» نیست، درد عمیق‌تر این است که همسرتان از خط قرمزی که قبل از عقد دربارش صریح صحبت شده عبور کرده و آن را پنهان کرده، و بعد هم اراده‌ای برای اصلاح نشان نداده. در برخورد با این مسئله باید دقت کنید که لجبازی همسرتان را با فشار مستقیم بیشتر نکنید. بعضی مردها وقتی احساس می‌کنند "از موضع بالا یا با لحن مطالبه‌گر" با آن‌ها صحبت می‌شود، حتی اگر بدانند اشتباه کرده‌اند، از سر غرور و مقاومت، بیشتر در موضع انکار می‌روند. پس راه این نیست که شما مدام بگویید : «تو قول دادی»، «تو دروغ گفتی»، «تو هیچ ارزشی برای حرفت قائل نیستی». باید مسیر رو از «محاکمه» به «مسئولیت‌دادن» تغییر بدید . یعنی چه؟ یعنی در گفت‌وگو با او، موضوع را این‌طور مطرح کنید که «مسئله من فقط سیگار نیست، مسئله اینه که وقتی روی یه خط قرمز توافق کردیم، من انتظار داشتم روی اون محکم وایسیم. اگر الان این مرز جدی گرفته نشه، فردا سر مسائل دیگه هم احساس امنیت نمی‌کنم.» این نوع بیان، از دعوا خارج می‌شود و وارد بیان ریشه‌ای مسئله می‌شود. در اصل شما باید به او بفهمانید که ترک سیگار فقط ترک یک عادت نیست، بلکه ترمیم اعتماد و احترام به عهدی که بینتان بوده است. نکته بعدی اینه که شما نباید خودتان را مسئول ترک دادن او بدانید!! این اشتباه رایجی است که همسر، خودش را درمانگر طرف مقابل می‌بیند. شما می‌توانید کمک‌کننده باشید، اما نمی‌توانید جای اراده او تصمیم بگیرید. اگر خودش نخواهد، فشار شما فقط مقاومتش را بیشتر می‌کند. پس در اینجا کار شما این است که موضع روشن، آرام و قاطع داشته باشید. یعنی نه عادی‌سازی کنید، نه هر روز بر سرش جنگ راه بیندازید! باید روشن بگویید که این مسئله برای شما مهم است، از عبور از آن زخم خورده‌اید، و انتظار دارید او در عمل برای اصلاحش قدم بردارد، نه فقط در حرف. اما بخش دوم حرف شما، یعنی بی‌احترامی به خانواده شما و ناتوانی او در جدا کردن زندگی خودش از مسائل خانواده‌اش، از جهتی حتی مهم‌تر است؛ چون این یکی مستقیماً ساختار زندگی را فرسوده می‌کند. شما فرمودید که تا جایی که توانستید احترام خانواده ایشان را حفظ کرده‌اید، بسیاری از رنج‌ها را به روی خودتان نیاورده‌اید، و حتی ناراحتی‌ها را هم محترمانه و در خلوت گفته‌اید. این یعنی شما از نظر روش، مسیر قابل قبولی را رفته‌اید. اما وقتی با وجود این ادب و ملاحظه، همسرتان به خانواده شما بی‌احترامی می‌کند، یا فضای خانواده خودش را وارد زندگی شما می‌کند، نشان می‌دهد که او هنوز به بلوغ لازم در همسرداری نرسیده است؛ یعنی هنوز نفهمیده که بعد از ازدواج، «خانواده اصلی» برای مرد، زندگی خودش است، نه خانه پدری. این را خیلی دقیق باید دید. بعضی مردها بد نیستند، اما «جدا نشده‌اند». یعنی هنوز از نظر روانی، عاطفی و تصمیمی، در مدار خانواده پدری می‌چرخند! اگر آنجا مشکلی پیش بیاید، آن را با خودشان به زندگی می‌آورند. اگر آنجا عروس جدیدی بیاید، تنش آن را روی همسر خودشان تخلیه می‌کنند. اگر پدر و مادرشان نظری بدهند، آن را از خودشان مهم‌تر می‌بینند. این حالتها لزوماً از خباثت نمی‌آید؛ گاهی از عادت خانوادگی، نداشتن مرز ، یا ترس از نارضایتی پدر و مادر می‌آید. ولی هرچه هست، برای زندگی مشترک آسیب‌زاست و باید اصلاح شود. در اینجا یک نکته بسیار مهم هست. شما اگر بخواهید مدام خانواده او را نقد کنید، بگویید «خانواده‌ات این‌طوری‌اند»، «پدر و مادرت دخالت می‌کنند»، «مشکلات آن‌ها را روی ما می‌آوری»، او یا گارد می‌گیرد یا حرف شما را حمله به ریشه خودش تلقی می‌کند. مردها در این نقطه معمولاً خیلی زود دفاعی می‌شوند. .
. پس باز هم باید تمرکز را از «محکوم کردن خانواده او» به «اثر این رفتار بر زندگی خودتان» ببرید. یعنی به‌جای آنکه بگویید «مشکل از خانواده توست»، بگویید «وقتی مسائل خانه پدری وارد زندگی ما می‌شود، آرامش بین من و تو از بین می‌رود و من احساس می‌کنم زندگی‌مان حریم مستقلی ندارد». در روان‌شناسی خانواده، زندگی سالم نیاز به مرز دارد. مرز یعنی اینکه هر خانواده‌ای مسائل خودش را در ظرف خودش حل کند. پس راهکار چیست؟ راهکار اصلی این است که شما از این به بعد بر «مرز زندگی ما» تأکید کنید، نه بر «بد بودن خانواده شما»! این تفاوت بسیار مهم است. به همسرتان بگویید: «من ازت نمی‌خوام با پدر و مادرت قطع رابطه کنی، نمی‌خوام بی‌احترامی کنی، نمی‌خوام دعوا راه بندازی. من فقط می‌خوام یاد بگیریم مشکلات دیگران رو وارد حریم خودمون نکنیم.» این مطالبه، هم عقلانی است، هم شرعی است، هم اخلاقی. نکته خیلی مهم بعدی اینه که شما نباید همه چیز رو در قالب گلایه‌های پراکنده و متعدد مطرح کنید. وقتی زن مدام از مسائل مختلف شکایت می‌کند، مرد بعد از مدتی فقط «حجم ناراحتی» را می‌بیند، نه «اصل حرف» را. بهتر است در زمان آرامش، با یک گفت‌وگوی کوتاه اما متمرکز، مشکلاتی که درگیرش هستید رو، جمع‌بندی‌شده و هر بار یک مورد رو مطرح کنید. نکته بعدی اینکه هر مسئله خانوادگی را فوراً به صحنه گفت‌وگوی زن و شوهری نیاورید. بگذارید فضا بخوابد، خودتان آرام شوید، بعد در زمان مناسب حرف بزنید. دوم اینکه هرجا او درباره خانواده‌اش یا دعواهای آن‌ها وارد بحث شد، شما وارد تحلیل‌های مفصل نشوید. سوم اینکه در عمل، اجازه ندید تصمیم‌های زندگی‌تان بر اساس تنش‌های خانه دیگران شکل بگیرد. اگر قرار است دیداری باشد، اگر قرار است رفت‌وآمدی باشد، اگر قرار است تصمیمی گرفته شود، معیارش باید مصلحت زندگی شما باشد، نه التهاب‌های آن خانه. در مورد بی‌احترامی به خانواده شما هم باید با همسرتان روشن و صریح، اما بی‌تنش صحبت کنید. باید محترمانه اما واضح بگویید که من از شما انتظار دارم درباره خانواده من، حداقل همان مقدار ادب و حرمتی را رعایت کنید که از من نسبت به خانواده خودتان انتظار دارید. یک نکته خیلی ظریف دیگر هم این است که شما نباید خودتان را در نقش «اصلاح‌گر همه‌چیز» ببینید. 📍نه قرار است لجبازی او را به‌تنهایی درمان کنید، نه وابستگی او را یک‌باره از بین ببرید، نه ساختار خانواده او را اصلاح کنید.📍 پس مشکلات شما با داد و جنگ حل نمی‌شوند، راه درست، گفت‌وگوی آرام اما ریشه‌ای، مطالبه روشن اما بدون تحقیر کردن، و مرزبندی محترمانه اما قاطع است. اگر همسرتان بفهمد که مسئله شما صرفاً ناراحتی‌های پراکنده نیست، بلکه حفظ حرمت، اعتماد و استقلال زندگی است، احتمال اثرگذاری بسیار بیشتر می‌شود. 🇮🇷@delbarkade
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا
از ۹ اسفند ۱۴۰۴ ساعت ۹:۴۰ زمان برایم متوقف شد.. +🍃اللهم عجل لولیک الفرج 🤲 🇮🇷@delbarkade
صحبتی در مورد خوشی های زندگی و چشم‌ زخم با زوج های عزیز 🌱 در جلسات مشاوره‌ی خانواده بارها دیده‌ام که بسیاری از اختلاف‌ها و دل‌زدگی‌ها در خانواده‌ها از جایی آغاز می‌شود که خودِ همسران، نعمت‌های زندگی‌شان را "بی‌محافظت" رها کرده‌اند. در حالی که هر نعمتی، به‌ویژه نعمت محبت و آرامش در زندگی مشترک، نیاز به «حفاظت معنوی» دارد. این یعنی چه !؟ یعنی زن و شوهر وقتی لحظات شادی را با هم تجربه می‌کنند، چه در سفر چه در مهمانی، چه در خلوت خانه؛ برای اینکه در معرض نگاه‌ها و انرژی‌های گوناگون قرار نگیرند باید به خداوند متعال پناه ببرند . قرآن کریم و روایات اهل‌بیت علیهم‌السلام به ما یاد داده‌اند که «چشم زخم» حقیقتی انکارناپذیر است و انسان باید خودش را در پناه ذکر و دعا نگاه دارد. از این جهت، توصیه می‌کنم زوج‌های عزیز، بعد از هر خوشی، هر موفقیت یا هر لحظات زیبای دو نفره چند عمل ساده ولی عمیق را همیشگی کنند☝️ (عمل به یک مورد هم کفایت میکند، بخصوص مورد آخر که توصیه ی استاد و عالم دینی بزرگواری هست که خداوند ان شاءالله حفظشان کند ) - دود کردن اسفند - خواندن سوره‌های چهارقل (کافرون، اخلاص، فلق، ناس) با حضور دل؛ - تلاوت آیه‌ی شریفه‌ی «وَإِن یَکاد» یا «آیةالکرسی»؛ - و یا خواندن ذکر شریف و توصیه‌ ی امام صادق علیه السلام: «ماشاءاللهُ کانَ و ما لَم یَشَأ ، لَم یَکُن و لاحولَ و لا قوةَ الّا بِاللّه العلیِّ العظیم » و بعد نیت سلامتی خود، همسر و فرزندان بخصوص اوقاتی که در جمعی هستید. پیامبر اکرم (ص) فرموده‌اند: «چشم زخم، حق است.» و در عین حال، ما را به پناه بردن به خدا از شر آن سفارش کرده‌اند. بنابراین، وقتی زن و شوهر با نیت پاک، بعد از هر لحظه‌ی خوشی، یاد خدا می‌کنند و با دعا و ذکر فضای زندگی‌شان را معطر می‌سازند، در حقیقت حصاری از نور و اطمینان دور خودشان می‌کشند. این کار، هم نعمت را پایدار نگه می‌دارد و هم دل‌ها را آرام می‌کند و هم چشم ها و نظرها را دور می‌کند. 💚 ✍ 🇮🇷@delbarkade