سلام علیکم و رحمتالله 🌿
خواهر گرامی، مسئلهای که مطرح کردید در ظاهر دو موضوع جداست، اما در واقع یک ریشه مشترک دارد و آن هم «سستی در مرزهای زندگی مشترک» است.
اول اجازه بدید در مورد مسئله ی سیگار صحبت کنیم .
درد اصلی شما فقط «خودِ سیگار کشیدن» نیست، درد عمیقتر این است که همسرتان از خط قرمزی که قبل از عقد دربارش صریح صحبت شده عبور کرده و آن را پنهان کرده، و بعد هم ارادهای برای اصلاح نشان نداده.
در برخورد با این مسئله باید دقت کنید که لجبازی همسرتان را با فشار مستقیم بیشتر نکنید.
بعضی مردها وقتی احساس میکنند "از موضع بالا یا با لحن مطالبهگر" با آنها صحبت میشود، حتی اگر بدانند اشتباه کردهاند، از سر غرور و مقاومت، بیشتر در موضع انکار میروند.
پس راه این نیست که شما مدام بگویید :
«تو قول دادی»، «تو دروغ گفتی»، «تو هیچ ارزشی برای حرفت قائل نیستی».
باید مسیر رو از «محاکمه» به «مسئولیتدادن» تغییر بدید .
یعنی چه؟
یعنی در گفتوگو با او، موضوع را اینطور مطرح کنید که «مسئله من فقط سیگار نیست، مسئله اینه که وقتی روی یه خط قرمز توافق کردیم، من انتظار داشتم روی اون محکم وایسیم. اگر الان این مرز جدی گرفته نشه، فردا سر مسائل دیگه هم احساس امنیت نمیکنم.»
این نوع بیان، از دعوا خارج میشود و وارد بیان ریشهای مسئله میشود.
در اصل شما باید به او بفهمانید که ترک سیگار فقط ترک یک عادت نیست، بلکه ترمیم اعتماد و احترام به عهدی که بینتان بوده است.
نکته بعدی اینه که شما نباید خودتان را مسئول ترک دادن او بدانید!!
این اشتباه رایجی است که همسر، خودش را درمانگر طرف مقابل میبیند.
شما میتوانید کمککننده باشید، اما نمیتوانید جای اراده او تصمیم بگیرید.
اگر خودش نخواهد، فشار شما فقط مقاومتش را بیشتر میکند.
پس در اینجا کار شما این است که موضع روشن، آرام و قاطع داشته باشید. یعنی نه عادیسازی کنید، نه هر روز بر سرش جنگ راه بیندازید!
باید روشن بگویید که این مسئله برای شما مهم است، از عبور از آن زخم خوردهاید، و انتظار دارید او در عمل برای اصلاحش قدم بردارد، نه فقط در حرف.
اما بخش دوم حرف شما، یعنی بیاحترامی به خانواده شما و ناتوانی او در جدا کردن زندگی خودش از مسائل خانوادهاش، از جهتی حتی مهمتر است؛ چون این یکی مستقیماً ساختار زندگی را فرسوده میکند. شما فرمودید که تا جایی که توانستید احترام خانواده ایشان را حفظ کردهاید، بسیاری از رنجها را به روی خودتان نیاوردهاید، و حتی ناراحتیها را هم محترمانه و در خلوت گفتهاید. این یعنی شما از نظر روش، مسیر قابل قبولی را رفتهاید. اما وقتی با وجود این ادب و ملاحظه، همسرتان به خانواده شما بیاحترامی میکند، یا فضای خانواده خودش را وارد زندگی شما میکند، نشان میدهد که او هنوز به بلوغ لازم در همسرداری نرسیده است؛ یعنی هنوز نفهمیده که بعد از ازدواج، «خانواده اصلی» برای مرد، زندگی خودش است، نه خانه پدری.
این را خیلی دقیق باید دید. بعضی مردها بد نیستند، اما «جدا نشدهاند».
یعنی هنوز از نظر روانی، عاطفی و تصمیمی، در مدار خانواده پدری میچرخند!
اگر آنجا مشکلی پیش بیاید، آن را با خودشان به زندگی میآورند. اگر آنجا عروس جدیدی بیاید، تنش آن را روی همسر خودشان تخلیه میکنند. اگر پدر و مادرشان نظری بدهند، آن را از خودشان مهمتر میبینند. این حالتها لزوماً از خباثت نمیآید؛
گاهی از عادت خانوادگی، نداشتن مرز ، یا ترس از نارضایتی پدر و مادر میآید.
ولی هرچه هست، برای زندگی مشترک آسیبزاست و باید اصلاح شود.
در اینجا یک نکته بسیار مهم هست. شما اگر بخواهید مدام خانواده او را نقد کنید، بگویید «خانوادهات اینطوریاند»، «پدر و مادرت دخالت میکنند»، «مشکلات آنها را روی ما میآوری»، او یا گارد میگیرد یا حرف شما را حمله به ریشه خودش تلقی میکند. مردها در این نقطه معمولاً خیلی زود دفاعی میشوند.
.
.
پس باز هم باید تمرکز را از «محکوم کردن خانواده او» به «اثر این رفتار بر زندگی خودتان» ببرید.
یعنی بهجای آنکه بگویید «مشکل از خانواده توست»، بگویید «وقتی مسائل خانه پدری وارد زندگی ما میشود، آرامش بین من و تو از بین میرود و من احساس میکنم زندگیمان حریم مستقلی ندارد».
در روانشناسی خانواده، زندگی سالم نیاز به مرز دارد.
مرز یعنی اینکه هر خانوادهای مسائل خودش را در ظرف خودش حل کند.
پس راهکار چیست؟ راهکار اصلی این است که شما از این به بعد بر «مرز زندگی ما» تأکید کنید، نه بر «بد بودن خانواده شما»!
این تفاوت بسیار مهم است. به همسرتان بگویید: «من ازت نمیخوام با پدر و مادرت قطع رابطه کنی، نمیخوام بیاحترامی کنی، نمیخوام دعوا راه بندازی. من فقط میخوام یاد بگیریم مشکلات دیگران رو وارد حریم خودمون نکنیم.»
این مطالبه، هم عقلانی است، هم شرعی است، هم اخلاقی.
نکته خیلی مهم بعدی اینه که شما نباید همه چیز رو در قالب گلایههای پراکنده و متعدد مطرح کنید.
وقتی زن مدام از مسائل مختلف شکایت میکند، مرد بعد از مدتی فقط «حجم ناراحتی» را میبیند، نه «اصل حرف» را.
بهتر است در زمان آرامش، با یک گفتوگوی کوتاه اما متمرکز، مشکلاتی که درگیرش هستید رو، جمعبندیشده و هر بار یک مورد رو مطرح کنید.
نکته بعدی اینکه هر مسئله خانوادگی را فوراً به صحنه گفتوگوی زن و شوهری نیاورید.
بگذارید فضا بخوابد، خودتان آرام شوید، بعد در زمان مناسب حرف بزنید.
دوم اینکه هرجا او درباره خانوادهاش یا دعواهای آنها وارد بحث شد، شما وارد تحلیلهای مفصل نشوید.
سوم اینکه در عمل، اجازه ندید تصمیمهای زندگیتان بر اساس تنشهای خانه دیگران شکل بگیرد.
اگر قرار است دیداری باشد، اگر قرار است رفتوآمدی باشد، اگر قرار است تصمیمی گرفته شود، معیارش باید مصلحت زندگی شما باشد، نه التهابهای آن خانه.
در مورد بیاحترامی به خانواده شما هم باید با همسرتان روشن و صریح، اما بیتنش صحبت کنید.
باید محترمانه اما واضح بگویید که من از شما انتظار دارم درباره خانواده من، حداقل همان مقدار ادب و حرمتی را رعایت کنید که از من نسبت به خانواده خودتان انتظار دارید.
یک نکته خیلی ظریف دیگر هم این است که شما نباید خودتان را در نقش «اصلاحگر همهچیز» ببینید.
📍نه قرار است لجبازی او را بهتنهایی درمان کنید، نه وابستگی او را یکباره از بین ببرید، نه ساختار خانواده او را اصلاح کنید.📍
پس مشکلات شما با داد و جنگ حل نمیشوند، راه درست، گفتوگوی آرام اما ریشهای، مطالبه روشن اما بدون تحقیر کردن، و مرزبندی محترمانه اما قاطع است.
اگر همسرتان بفهمد که مسئله شما صرفاً ناراحتیهای پراکنده نیست، بلکه حفظ حرمت، اعتماد و استقلال زندگی است، احتمال اثرگذاری بسیار بیشتر میشود.
✍ #رضیه_سادات
🇮🇷@delbarkade
از ۹ اسفند ۱۴۰۴ ساعت ۹:۴۰
زمان برایم متوقف شد..
+🍃اللهم عجل لولیک الفرج 🤲
🇮🇷@delbarkade
صحبتی در مورد خوشی های زندگی و چشم زخم با زوج های عزیز 🌱
در جلسات مشاورهی خانواده بارها دیدهام که بسیاری از اختلافها و دلزدگیها در خانوادهها از جایی آغاز میشود که خودِ همسران، نعمتهای زندگیشان را "بیمحافظت" رها کردهاند.
در حالی که هر نعمتی، بهویژه نعمت محبت و آرامش در زندگی مشترک، نیاز به «حفاظت معنوی» دارد.
این یعنی چه !؟
یعنی زن و شوهر وقتی لحظات شادی را با هم تجربه میکنند، چه در سفر چه در مهمانی، چه در خلوت خانه؛
برای اینکه در معرض نگاهها و انرژیهای گوناگون قرار نگیرند باید به خداوند متعال پناه ببرند .
قرآن کریم و روایات اهلبیت علیهمالسلام به ما یاد دادهاند که «چشم زخم» حقیقتی انکارناپذیر است و انسان باید خودش را در پناه ذکر و دعا نگاه دارد.
از این جهت، توصیه میکنم زوجهای عزیز،
بعد از هر خوشی، هر موفقیت یا هر لحظات زیبای دو نفره
چند عمل ساده ولی عمیق را همیشگی کنند☝️
(عمل به یک مورد هم کفایت میکند، بخصوص مورد آخر که توصیه ی استاد و عالم دینی بزرگواری هست که خداوند ان شاءالله حفظشان کند )
- دود کردن اسفند
- خواندن سورههای چهارقل (کافرون، اخلاص، فلق، ناس) با حضور دل؛
- تلاوت آیهی شریفهی «وَإِن یَکاد» یا «آیةالکرسی»؛
- و یا خواندن ذکر شریف و توصیه ی امام صادق علیه السلام:
«ماشاءاللهُ کانَ و ما لَم یَشَأ ، لَم یَکُن و لاحولَ و لا قوةَ الّا بِاللّه العلیِّ العظیم »
و بعد نیت سلامتی خود، همسر و فرزندان بخصوص اوقاتی که در جمعی هستید.
پیامبر اکرم (ص) فرمودهاند:
«چشم زخم، حق است.» و در عین حال، ما را به پناه بردن به خدا از شر آن سفارش کردهاند.
بنابراین، وقتی زن و شوهر با نیت پاک، بعد از هر لحظهی خوشی، یاد خدا میکنند و با دعا و ذکر فضای زندگیشان را معطر میسازند، در حقیقت حصاری از نور و اطمینان دور خودشان میکشند.
این کار، هم نعمت را پایدار نگه میدارد و هم دلها را آرام میکند و هم چشم ها و نظرها را دور میکند. 💚
#چشم_زخم
#رضیه_سادات ✍
🇮🇷@delbarkade
9.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
الان ۱۵۰۴و ما هیچکدوم دیگه نیستیم !!
تو لحظه زندگی کن و از چیزایی که داری لذت ببر 💞
روزتون بخیر عزیزان ☀️
🇮🇷@delbarkade
3.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔹اگه شوهرتون مرد خوبیه...
خانما حتما ببینین وفوروارد کنین...👌🏻🌱
#دکتر_عزیزی
#متأهلی
🇮🇷@delbarkade
سلام علیکم و رحمتالله 🌿
خواهر گرامی ..! مردی که نگاهش را نسبت به صحنههای مستهجن عادی میکند، کمکم قبح گناه در ذهنش میریزد.
مردی هم که راز خانه را بیمحابا بیرون میبرد، هنوز نفهمیده که بعد از ازدواج، زندگی مشترک یک حریم دارد .
پس اینجا فقط با دو رفتار پراکنده روبهرو نیستیم؛ با یک ضعف تربیتی و معرفتی در فهمِ حریمها مواجهیم.
اول درباره دیدن صحنههای مستهجن، این را باید خیلی روشن گفت که این کار هم از جهت شرعی اشکال دارد، هم از جهت روانی و عاطفی به زندگی آسیب میزند، و هم قلب انسان را کدر میکند.
نگاهِ حرام یا شبههناک، ذائقه عاطفی و جنسی انسان را بهتدریج منحرف میکند، قناعت او را نسبت به همسر کم میکند، ذهن او را شرطی میکند، و آرامآرام رابطه طبیعی زن و شوهر را از سادگی، صمیمیت و پاکی دور میسازد.
خیلی از مردها چون سالها به این فضا عادت کردهاند، دیگر زشتی آن را احساس نمیکنند. یعنی مسئله فقط «ارتکاب» نیست، مسئله «عادیسازی» است. وقتی مرد میگوید «مگه اشکال داره؟»، این نشان میدهد که قبح مسئله در ذهنش ضعیف شده و همین بخش، از خودِ رفتار هم مهمتر است.
حالا زن در برابر چنین چیزی چه کار کند؟ اولین نکته که در اکثر مشکلات این را گوشزد کرده ایم این است که با دعوا، تحقیر، تمسخر یا برخورد انفجاری معمولاً این مسئله درمان نمیشود. چرا⁉️
چون مرد یا پنهانکارتر میشود، یا از سر لجبازی بیشتر در موضع خودش میایستد، یا مسئله را از حالت اصلاح، به حالت جنگ تبدیل میکند.
پس شما نباید فقط از موضع خشم وارد شوید، هرچند ناراحتیتان کاملاً بهحق است. باید مسئله را بهصورت ریشهای و روشن، اما در زمان مناسب و با لحن محکم و محترمانه مطرح کنید.
یعنی به او بفهمانید که موضوع فقط یک «نگاه کردن ساده» نیست؛ موضوع این است که این کار به حرمت رابطه شما، به سلامت دل او، و به امنیت روانی زندگی ضربه میزند.
در گفتوگو با چنین مردی، بهتر است از زبان «اثر» استفاده کنید، نه فقط از زبان «اتهام». یعنی بهجای اینکه بگویید «تو آدم هوسی هستی» یا «تو اصلاً مرا دوست نداری»، بگویید «وقتی چنین چیزهایی میبینی، من احساس ناامنی و تحقیر میکنم و حس میکنم حریم رابطهمان آسیب میبیند.» این لحن، احتمال شنیده شدن را بیشتر میکند. در عین حال، باید موضعتان هم مبهم نباشد. یعنی روشن بگویید که این کار را درست نمیدانید، نمیپذیرید و از او انتظار دارید برای ترک آن قدم بردارد.
نه اینکه فقط ناراحتیتان را بگویید و بعد مسئله را رها کنید.
نکته بسیار مهم این است که اگر این عادت از کودکی یا نوجوانی با ماهواره و اینگونه فضاها شکل گرفته، باید بدانید که با یک تذکر ساده از بین نمیرود. این دیگر فقط یک رفتار لحظهای نیست، بلکه یک «عادت شرطیشده» است.
عادت شرطیشده یعنی ذهن و نگاه او سالها به این الگو خو گرفته و حالا قطع آن نیاز به اراده، برنامه و جایگزین دارد.
پس هم باید واقعبین بود، هم نباید سادهانگارانه فکر کرد که با یک دعوا یا یک خواهش درست بشود!
اگر واقعاً بخواهد اصلاح شود، باید دسترسیها محدود شود، تنهاییهای پرخطر کم شود، محرکها حذف شود، و ارادهاش در مسیر درست قرار گیرد.
اگر نخواهد، شما نمیتوانید بهجای او این راه را بروید. شما میتوانید مرز بگذارید، مطالبه کنید، یادآوری کنید، اما تصمیم نهایی برای توبه و ترک، باید از درون خودش بجوشد.
از جهت همسرداری هم یک نکته بسیار ظریف وجود دارد.
بعضی مردها وقتی از نظر عاطفی، صمیمیت، گفتوگوی سالم یا رضایت در زندگی احساس کمبود میکنند، بیشتر به پناهگاههای غلط بیرونی کشیده میشوند.
این بههیچوجه توجیه کارشان نیست، اما این عوامل گاهی باعث بروز این مشکل شده است!
یعنی زن عاقل همزمان با مطالبه ی ترک این رفتار، روی تقویت رابطه درستِ زن و شوهری هم کار میکند؛برای اینکه بتواند یک بستر سالم بسازد.
پس اگر میتوانید، صمیمیت و تقویت رابطهی جنسی مشروع بین خودتان ، آراستگی، گفتوگوی آرام، و ارتباط عاطفی را هم تقویت کنید، اما هرگز به این اشتباه نیفتید که «پس حتماً تقصیر من بوده». نه!!
گناه، گناه است و مسئولیتش با خود اوست. شما فقط دارید زمینه اصلاح را همزمان از چند جهت میبینید.
#رضیه_سادات
🇮🇷@delbarkade
اما بخش دوم، یعنی رازداری نداشتن و بردن مسائل خانه به بیرون،
این هم از آن آسیبهایی است که خیلیها کوچک میشمارند، در حالی که آرامآرام بنیان زندگی را سست میکند. زندگی مشترک بدون «حریم» اصلاً استحکام پیدا نمیکند. زن و شوهر باید یک محدوده امن داشته باشند که در آن اختلاف، ضعف، دلخوری، مسائل مالی، عاطفی یا شخصیشان بیحساب بیرون نرود.
مردی که هر چیزی را سریع برای مادر یا دیگران میبرد، هنوز به استقلال نرسیده و فرق «خانه خودم» و «خانه پدری» را بهدرستی درک نکرده است .
خیلی وقتها این مرد از سر بدجنسی این کار را نمیکند؛ از سر عادت، وابستگی یا سادهانگاری این کار را میکند. اما هرچه باشد، خوب نیست .
در اینجا هم اشتباه رایج این است که زن مستقیم به شوهر با تندی بگوید «چرا همه چیز را به مادرت میگی؟»
این روش معمولاً مرد را در موضع دفاع قرار میدهد. باید دوباره مسئله را از «خانواده تو» به «حریم زندگی ما» منتقل کنید.
یعنی بگویید «من وقتی میگم مسائل زندگی رو به خانواده ات نگو، منظورم این نیست که به مادرت بیاحترامی کنی یا ارتباطتون خدای نکرده قطع بشه، اما لازمه بعضی مسائل بین خودمون بمونه تا حرمت زندگیمون حفظ بشه...» این جمله خیلی مهم است.
شما باید او را از «احساس گناه نسبت به مادر» به «احساس مسئولیت نسبت به همسر و زندگی» منتقل کنید.
مرد اگر بفهمد که این کار باعث از دست رفتن حرمت و مدیریت زندگی میشود، بهتر متوجه میشود.
همینطور باید برای او مثالهای عینی بزنید. بعضی مردها چون مسئله را عیب نمیدانند، باید «اثر بیرونی» را ببینند. مثلاً بگویید «وقتی مسئله ی خونه ی ما بیرون گفته میشه، بعداً همون حرفا در نگاه و رفتار دیگران نسبت به من یا حتی نسبت به خودت اثر میذاره. چیزی که باید بین ما حل بشه، وقتی بیرون میره، دیگه از کنترل ما خارج میشه و اثرش روی دیگران باقی میمونه و در ادامه بقیه ما رو با اون تفکر میسنجند و با ما رفتار میکنند»
اگر همسرتان گفت «تو بدبینی»، شما وارد دعوای لفظی نشوید.
همچنین شما هم باید رفتار خودتان را تنظیم کنید.
یعنی از این به بعد هر موضوعی را بیحساب با او مطرح نکنید، مخصوصاً چیزهایی که میدانید ظرفیت نگهداریاش را ندارد. این به معنای فاصله گرفتن از همسر نیست، بلکه به معنای «هوشمندی در سطحِ طرح مسائل» است.
بعضی مسائل باید در زمان مناسب و با آمادگی ذهنی او گفته شود، بعضی مسائل هم اگر هنوز او مرزدار نشده، نباید به همان شکل خام و باز گفته شود.
تا وقتی او مهارت رازداری پیدا نکرده، شما هم باید هوشمندانهتر مسئلهها را مدیریت کنید.
در عین حال، این کار نباید به سکوت کامل شما منجر شود. نه!
شما باید یکبار، در زمان آرامش، این مسئله را خیلی ریشهای و محترمانه مطرح کنید و بگویید که رازداری در زندگی، نشونه ی امانتداری و مردونگیه .
#رضیه_سادات
🇮🇷@delbarkade