#حضرت_زینب_کبری
خواهر که داغ ببیند....
🍂🍃🍂🍃🍂🍃🍂🍃🍂🍃🍂🍃🍂🍃
گرد و خاک جنگ فرو نشسته است و پیامبر رحمت، به تنی خسته و چهره ای خون آلود، عزیزی را جستجو میکند
زبیر رفته و خبر نیاورده، علی نیز رفته و هنوز نیامده
و دلشوره ای است در دل رئوفِ نبیّ
خود میان شهیدان قدم بر میدارد ، گاه مینشیند و گاه برمیخیزد، گاه انالله میگوید و گاه به آیه ای دل خود دلداری میدهد
این بار مینشیند و دیگر برنمیخیزد
حمزه را یافته است و طاقتِ برخاستن ندارد
پشت و پناهش شکسته اند و شیر بیشه اش، شکار کرده اند
عمویش شهید کرده اند و ناجوانمردانه به کشتنش بسنده نکرده اند
جگرش را دست درازی کرده اند و جگر پیمبر را به آتش کشیده اند
رسول خدا کنار حمزه مینشیند و سیل اشک روانه میکند
ملائکه ی هفت آسمان به سرسلامتیش مو پریشان میکنند
و علی بن ابیطالب که خود میداند آرام دلِ پیمبر است ، دست بر شانه نبی گذارده، به تسلّای دلش میشتابد
صدای شیون خواهری ، اُحد را در هم میپیچد و ناله ی جانسوزش ، صبوری از دلِ صبورانِ عالم ، میرباید
خبر میرسد پیامبر را که خواهر داغدارش به دیدن برادر آمده و حمزه را جستجو میکند
و حال دل عطوف پیامبر است و یک خواهر داغدیده
پیکر به خون غلطیده ی حمزه است و یک صفیّه
مشکلی عظیم است و یک مشکل گشا
پس پیامبر علی را به استقبال صفیه روانه میکند تا چهره ی مه سیمای علی ، آرام دل خواهرداغدار گردد
صفیه از ره میرسد و علی به همراه زبیر به استقبال میشتابند
زبیر آغوش گشوده سر مادر بر سینه مینهد و علی بن ابیطالب دست مهر بر شانه های عمه گذارده سر سلامتیش میگوید
پیامبر که خوب میداند دیدن چنین گل پرپر شده ای، نه کارِ خواهر است و دل نازک صفیه تاب نمیآورد این منظره را؛ عبا از شانه بر میدارد و پیکر حمزه به ردایش مخفی میسازد
و حال صفیه به قتلگاه برادر رسیده است
دستی در دست زبیر دارد و شانه هایی میان دستان علی
سرور کائنات آمده کنارش زانوی ادب زده،
صفیه از سویدای دل آه میکشد و ناله سر میدهد و پیمبر دستِ یداللهی بر سینه اش گذارده به صوت نبوی، آیات صبر بر قلب و دلش میخوانند
صفیه عقده ی دل کنار برادر باز میکند و به صد آداب، نبیّ و علی، از کنار برادر جدایش میکنند
و کاش بودند....
کاش به صبح یازدهم ، نبیّ مکرم ، جسم صدچاک حسینش به ردایی، مخفی میساخت
کاش زینب را پسری میماند که سرش بر سینه نهد و سرسلامتیش گوید
کاش به نوازشی خواهر را از برادر جدا میکردند
کاش شانه های زینب را علی در دست میگرفت و آرام دلش میشد
کاش صحرا آرام میشد تا خواهر داغدیده، عقده دل از هم باز کند
کاش غلاف شمشیر و کعبِ نی به سرسلامتیِ دخت امیرالمومنین، نمی شتافتند
و کاش به وقت سواری، زینب را محرمی میماند تا یاریش دهد...
🅿️اختصاصی کانال دلدادگی💙
🖌بنت الزهرا
@deldadegi
دلدادگی💙
2.24M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
#کلیپ_تصویری
📹 #نوحه
حضرت زینب سلام الله علیها با نوای
/حاج محمود کریمی/
هدیه به ساحت مقدس #حضرت_زینب_کبری سلام الله علیها صلوات
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
💙 @deldadegi