هدایت شده از Why am I me?
تلخین خیلییی برام سوال بود که مجاهدین خلق چطوری میتونستن انقدر قوی شست و شوی مغزی بدن بقیه رو خیلی برام عجیبن
-
ببین مجاهدین خلق فقط با حرف زدن آدمارو شستوشوی مغزی نمیدادن ساختارشون بمرور طوری شکل گرفت که فرد از نظر فکری و اجتماعی به سازمان وابسته بشه. از دهه ۱۳۵۰ ایدئولوژی ترکیبی اسلام انقلابی و مارکسیسم بعد مبارزه مسلحانه و فشار و سرکوب و تهش اقامت توی عراق و کمپ اشرف و قرار گرفتن زیر حمایت صدام یه فضای بسته تری ساخت. مخصوصا توی قرارگاهای سازمان رهبری تلاش میکرد اطلاعات و ارتباطات اعضا رو کنترل کنه انتقاد از رجوی رو محدود کنه وفاداری به سازمان رو بالاتر از روابط خانوادگی و شخصی قرار بده و مدام یک دوگانهی ما در برابر دشمن بسازه. اینا از تکنیکای شناخته شده ی کنترل فرقین یعنی فرد کمکم به جایی میرسه که نه فقط عقیدهاش بلکه شبکه اجتماعی و هویت شخصیش هم به سازمان گره خورده. برای همین از بیرون واقعا عجیب به نظر میاد که یه نفر چطور میتونه انقدر از یه تشکیلات دفاع کنه ولی وقتی چندین سال توی یع محیط بسته با همین سازوکار زندگی کرده باشه قضیه خیلی پیچیدتر از احمق بودن یا سادگی فرده