غرور گفت: غير ممكنه
تجربه گفت: ريسكش زياده
ذهنم گفت: بيهوده است
اما قلبم زمزمه كرد: امتحانش كن!
@deli_ism ♥️
دِلیسم | Deliism
قدم زدم تو را شبانه تا به انتهای تو | #معین_زد | @deli_ism ♥️
من عاشقانه شاعرم؛ به موی پرکلاغیت!
و پرسه میزنم تورا، همیشه در حوالیت…
همیشه میپرستمت؛ که هرکه جز تو پوچ بود!
زمزمه کن به گوشِ من؛ که رفتنت دروغ بود!
گذشت و من هنوز هم، چگونه میشود بگو؟
که دست و پا میزنم؟ تو را که نه خودم چه شد…
تمام شادابیام و پاکی درونِ من
و خنده ای که توی آن، تمام من هنوز بود
قدم زدم تو را شبانه؛ تا به انتهای تو
تمام آنچه دارمی یا مالک تمام تو!
منم اگرچه رفتی و کنارِ هر که جز منی…
هنوز هم قشنگترین؛ نگفته های گفتنی!
اگر که سینه سوخته؛ ز درد بس رسیده ام
اگر ندیده اند همه و من زیاد دیده ام
اگر که انزوای من؛ پر از حضور تو شده
تو باعثی که پر شدم؛ خبر نداری ام خودت
بغض به سر نمیشود؛ بی تو ولی دروغ بود
رفت و خلاف گفته اش؛ خیلی سرش شلوغ بود!
و من چنان به خود گمم، که جز تو فکر نمیکنم
تو گم کرده خود چنان که دیگه فکر نمیکنم…
قدم زدم تو را شبانه؛ تا به انتهای تو
تمام آنچه دارمی یا مالک تمام تو!
منم اگرچه رفتی و کنارِ هر که جز منی…
هنوز هم قشنگترین؛ نگفته های گفتنی!
| #معین_زد |
@deli_ism ♥️
+ خوابی؟
- نه
+ به چی فکر میکنی؟
- به همهی چیزایی که نمیخوام بهشون فکر کنم
@deli_ism ♥️
قدیما خونه مادربزرگمون زیر اون پتو سنگینا میخوابیدیم. صبح که بیدار میشدیم همه خسته بودیم دوباره میخوابیدیم؛
خوابِ اون موقع فرق داشت،
خیلی...
@deli_ism ♥️
ما میجنگیدیم،
تمرد میکردیم،
مخفی میشدیم،
می دویدیم،
از دیوار شهر بالا میرفتیم و
گاهی لابه لای کوچه های پرتلاطم شهر
حادثه "عشق" روی میداد...
| #ارتداد 📚 | #وحید_یامین_پور |
@deli_ism ♥️
همه ما ی نفرو داریم که
بهش پیام نمیدیم
ولی از ته دل دوستش داریم
@deli_ism ♥️