eitaa logo
_ 𝐃𝐞𝐥𝐢𝐛𝐚𝐥🎧دلــیبال
5.3هزار دنبال‌کننده
2هزار عکس
1.5هزار ویدیو
17 فایل
- 𝗜𝗻 𝗧𝗵𝗲 𝗻𝗮𝗺𝗲 𝗼𝗳 𝗚𝗼𝗱🌠 - 𝘋𝘦𝘭𝘪𝘣𝘢𝘭 𝘓𝘰𝘶𝘯𝘥 𝘰𝘧 𝘔𝘪𝘯𝘥𝘴 -🫶🏼 آدمـا هیچـوقت از بین نمیرن اونا تبدیل به یک آهنگ میشـن و میرن تو پلـ🎧ـی لیستت. - - - جایی برای افکار شما💘 #𝗖𝗿: @bavan_84
مشاهده در ایتا
دانلود
اگه رنگ بودی چه رنگی میشدی؟ - زرد؛ چون با آبی ترکیب میشه سبز میسازه با قرمز ترکیب میشه نارنجی میسازه تنهایی یا با هر ترکیبی قشنگه! اگه اعضای بدن بودی؟ - می‌شدم مغز! ولی مغز تو که به قلبت بگم منو بیشتر از همه دوست داشته باشه.
•دڵی من ئتوانی ترپە کردن لەبیر بریت بڵام خوشەویستی تو هرگز• به معنای قلب من میتونه تپیدن رو فراموش کنه اما دوست داشتن تو رو هرگز ریشه : کوردی
زمان: حجم: 209.3K
بخواب آروم ای دل تنها اون دلش پیش یاره:)
طاهره کوزه‌گرانی معشوقه غلامحسین ساعدی بود. هر دو اهل هنر بودند ولی به دلیل اختلاف طبقاتی هرگز با هم ازدواج نکردند. ساعدی از ایران رفت و با بدری لنکرانی ازدواج کرد اما طاهره هرگز تا پایان عمر ازدواج نکرد. در نهایت روی سنگ قبر طاهره کوزه گرانی در گورستان بقائیه تبریز نوشتند: «آرام‌جای کسی که میان استخوان‌های گوهر مراد آواز می‌خواند» و جالبه که بدونید گوهر مراد نام مستعار غلامحسین ساعدی بود!(:
رویای قشنگ زندگی ساز نشد یک پنجره، به سوی گل باز نشد هر مرحله در مرحله با دلهره ای تصویر کسی الهه ی ناز نشد...
همیشه همراهِ من ! بودنت برایم مقدس بود . هر لحظه‌اش خوشبختی‌ بسیاری به همراه داشت . نبودنت امّا ، موهبتی پُر رنج بود ، که درس‌های بسیاری به من آموخت ! آموختم که در واقع هیچ‌کس خوشبخت یا بدبخت نیست . خوشبختی‌ و بدبختی تنها دو واژه‌اند که ما برای بیان احساساتِ قلبیمان در یك لحظه یا برای تعریفِ حالاتِ روحی خود در دوران خاصی‌ به کار می‌بریم . دو واژه که کاربردِ آنها بستگی زیادی به خودِ ما دارد . آری بزرگوارترینِ من ! حضورِ تو آنچنان پُربرکت بود ، که حتّیٰ در نبودنت ، حسِ شگفت‌انگیزِ خوشبختی لحظه‌ای‌ ، مرا رها نکرد !🦋🌚 - نیکی‌فیروزکوهی | درخانه‌ماعشق‌كجاضيافت‌داشت
دوباره من دوباره ٺو دوباره ماجرای ؏شـق  دوباره دل ٺپیدن و صدای اشنای ؏شـق..... دوباره موج چشم ٺو ڪه میبرد دل مرا به آن همیشه های خوب به بهٺرین هوای ؏شـق.....
می‌دونی ! از وقتی که تو همه چیو ول کردی و رفتی نه من دل و دماغ حرفای بقیه رو دارم ، نه بقیه دل و دماغ قیافه اخمو و بی‌حوصله منو ! انگار بعدِ رفتنت روحِ منو هم با خودت بردی ! یه جوری شدم که فقط جسمم هست ! جسمم می‌ره بیرون ، می‌ره دانشگاه ، می‌ره مهمونی ، می‌ره کافه ، درس می‌خونه ، غذا می‌خوره ، شعر می‌خونه ، کتاب می‌خونه و ... بهت گفته بودم اگه تنهام بذاری ، زندگی واسم میشه دردِ ناعلاج ! بهت گفته بودم نبودنتو بهم نده ، سهم من از تو داشتنته ! بهت گفته بودم که منو با نداشتنات تنها نذار ! منکه گفته بودم بدونِ تو یه غمِ بزرگم تو دنیا ! بهت گفته بودم اگه نباشی نمی‌خندم دیگه . روزا واسم شب نمی‌شه ، شبا واسم روز نمی‌شه . بهت گفته بودم می‌ترسم از تنهایی ، بهت گفتم اگه همه منو ول کردنو رفتن خیالی نیست ، تو فقط منو تنهام نذار ! بهت گفته بودم که من با بودنت سرپام ! من با بودنت من شدم ! لعنتی من‌که اینارو بهت گفته بودم ... تو که می‌دونستی جونم به جونت بسته‌س ، با این حال تنهام گذاشتی و رفتی ! به فکر منِ تنها بعد رفتنت نبودی ؟ فکر نکردی از پا می‌افتم با رفتنت ؟ ببین چیکار کردی ! حالا نه من تو رو دارم ، نه تو منو ! باید چیکار کنم روزای بدونِ تو رو ؟ چیکار کنم بگذرن ؟ منی که هر لحظه رو کنارِ تو می‌خواستم 🥲🌱🫂
. چشم هاے تو غزل زلف سیاهت مثنوے طاق ابرویت رباعے شعر بے تو ابتر است