هدایت شده از ❣کمال بندگی❣
#سكوتآفتاب🪴
#قسمتپنجاهیکم🪴
🌿﷽🌿
على(ع) از همه مى خواهد تا بعد از او از حسن(ع) اطاعت كنند، حسن(ع)، امام دوّم است و بر همه ولايت دارد. او دستور مى دهد تا كتاب و شمشير ذوالفقار را نزد او بياورند، اينها نشانه هاى امامت هستند. آن كتابى است كه فقط بايد به دست امام باشد، در آن كتاب، سخنان پيامبر است كه به دست على(ع) نوشته شده است.
اكنون على(ع) از حسن(ع) مى خواهد تا كتاب و شمشير را تحويل بگيرد. بعد چنين مى گويد: "حسن جان! پيامبر اين دو چيز را به من سپرد و از من خواست تا هنگام مرگ آنها را به تو تحويل بدهم، تو هم بايد در آخرين لحظه زندگيت آنها را به برادرت حسين بدهى".
بعد رو به حسين(ع) مى كند و مى گويد: "حسين جانم! پيامبر دستور داده است كه قبل از شهادتت، كتاب و شمشير را به امام بعد از خود بدهى".73
* * *
حسن جان! وقتى من از دنيا رفتم، مرا غسل بده و با كفنى كه پيامبر به من داده است، مرا كفن نما كه آن كفن را جبرئيل(ع) از بهشت براى ما آورده است.
حسن جان! بدن مرا شب تشييع كن!
وقتى مرا در تابوت نهاديد، به كنارى برويد، بايد فرشتگان بيايند و جلو تابوت مرا بگيرند. هر وقت ديديد كه جلو تابوت من بلند شد، شما هم عقب تابوت را بگيريد و همراه فرشتگان برويد.
آنها از شهر كوفه خارج خواهند شد و به سمت بيابان خواهند رفت، هر جا كه نسيم ملايمى وزيد، بدانيد كه شما وارد "طور سينا" شده ايد، همان جايى كه خدا با پيامبرش موسى(ع)سخن گفت. بعد از آن صخره اى كه نورانى است خواهيد ديد، فرشتگان تابوت مرا كنار آن صخره به زمين خواهند نهاد.
آنوقت شما زمين را بكنيد، ناگهان قبرى آماده خواهيد يافت. آن قبرى است كه نوح(ع) براى من آماده كرده است. سپس بر بدن من نماز بگزاريد و بدن مرا به خاك بسپاريد و قبر مرا مخفى كنيد. هيچ كس نبايد از محلّ قبر من آگاه شود.
فرزندم!
وقتى من از دنيا بروم، از دست اين مردم سختى هاى زيادى به شما خواهد رسيد، از شما مى خواهم كه در همه آن سختى ها صبر داشته باشيد.
* * *
حسين جان! روزى مى آيد كه تو مظلومانه به دست اين مردم شهيد خواهى شد...
سخن على(ع) به اينجا كه مى رسد، بار ديگر از هوش مى رود. لحظاتى مى گذرد، او چشم باز مى كند و مى گويد: اينها رسول خدا و عموى من حمزه و برادرم، جعفر(عليهم السلام) هستند كه مرا به سوى خود مى خوانند. آنها مى گويند: "اى على! زود به سوى ما بيا كه ما مشتاق تو هستيم".
صداى گريه همه بلند مى شود، على(ع) نگاهى به همه فرزندان خود مى كند: حسن، حسين، زينب، اُم كُلثوم، عبّاس... خداحافظ! من رفتم!
خداحافظ!
سلام! سلام!
سلام بر شما! اى فرشتگان خوب خدا!
(لِمِثْلِ هذا فَلْيَعْمَلِ الْعامِلُونَ).
او اين آيه قرآن را مى خوانَد: "آرى! براى اين بهشت جاودان، بايد عمل كنندگان تلاش و كوشش نمايند".
اكنون رو به قبله مى كند و چشم خود را مى بندد و مى گويد:
أشهَدُ أنْ لا الهَ إلاّالله.
أشهَدُ أنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ.
و روح بلند او به آسمان پر مى كشد، على(ع) براى هميشه ساكت مى شود، سكوت على(ع)، آغازِ گم شدن عدالت است، عدالتى كه بشريّت هميشه به دنبالش خواهد بود.
■■■□□□■■■
#سكوتآفتاب🪴
#امامشناسی🪴
#پانزدهمینمسابقه🪴
#ویژهعیدمیلادامیرالمومنینع
#نشرحداکثری🪴
eitaa.com/joinchat/177012741Cffe22f43ef
#بامدادخمار🪴
#قسمتپنجاهیکم
🌿﷽🌿
ولي اين سكوت چه معنا داشت؟ يعني اصلا مشكلي وجود
ندارد. يعني حرف هاي من ارزش هيچ و پوچ را داشته و
باد هوا بوده است. يعني دل ديوانه من بايد آن قدر سر به
سينه خسته ام بكوبد تا خسته شود، آرام شود، مطيع شود
كه كاش مي شد. ولي هروقت نسيمي مي وزيد، من به ياد
آن زلف هاي آشفته و آن نگاه شوريده و آن رفتار صوفيانه
مي افتادم. آيا آن زلف ها هم اكنون با وزش اين نسيم مي
لرزند؟ چه قدر دلم هواي آن دكان كوچك و صداي اره و
.رنده را كرده بود
مادرم از حوضخانه بالا آمد و دده خانم را صدا زد. سر و
كله دده خانم فس فس كنان پيدا شد. شنيدم كه مادرم مي
:گويد
.به فيروزخان بگو فردا صبح زود كالسكه آماده باشد. آقا
مهمان هستند. تشريف مي برند باغ برادرشان شميران -
دلم ريخت. پس چرا آقا جان به قلهك نمي رود؟ به باغ
خودش كه تازه داشت باغ مي شد. چرا به شميرا مي رفت؟
به آن باغ دراندردشت عمو جان. آن هم تك و تنها؟
آن هم موقعي كه همه ما در شهر بوديم و به خاطر زايمان
مادرم و اتفاقات بعدي امسال صحبتي هم از ييلاق رفتن در
ميان نبود. تابستان ها اهل بيت عموجان به باغ شميران نقل
مكان مي كردند. زن عمو اغلب مادرم را دعوت مي كرد.
مادرم طفره مي رفت. از او خوشش نمي آمد. زبان خوشي
نداشت. پس چه طور شده كه امسال بي مقدمه پدرم عازم
شميران است؟ از خجسته خواستم سر و گوشي آب بدهد.
خوب بلد بود خود را به سادگي بزند و جواب سوالات مرا
.از زير زبان مادرم بكشد
:خجسته مي گفت
خانم جان مي گويند عموجان از آقاجانت دعوت كرده. گفته
تشريف بياوريد شميران تا در مورد سرنوشت -
.فرزندانمان تصميم بگيريم. آقا جان هم مي رود تا هر چه
زودتر كار تو و منصور را به سامان برساند
:خجسته مكثي كرد و ادامه داد
آقا جان گفته ديگر صلاح نيست تو توي اين خانه باشي.
بايد ردت كنند بروي. گفته دختري را كه هوايي شده -
.بايد زود شوهر داد وگرنه بيشتر از اين افتضاح بالا مي
آورد
🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷
🌸به نیت فرج امام زمانمون
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم🌸
☘
💖☘
💖💖☘
💖💖💖☘
💖💖💖💖☘
#اللهمْعَجِلْلِوَلِیِڪالفَـــࢪَج
#کانالدلنوشتهوحدیث
@delneveshte_hadis110
<====💠🔶🌹🔷💠====>
#آفتابدرحجاب🪴
#قسمتپنجاهیکم🦋
🌿﷽🌿
من خداوند را سپاس گفتم و به این تقدیرى چنین رضایت دادم .
سپس جبرئیل گفت : ))اى محمد! برادرت پس از تو مقهور و مغلوب امت خواهد شد و از دست دشمنان تو رنجها
خواهد کشید و مصیبتها خواهد دید تا آنکه به قتل خواهد رسید.
قاتل او بدترین و شقى ترین موجود روى زمین است همانند کشنده ناقه صالح در شهرى که به آن هجرت خواهد
کرد یعنى کوفه و آن شهر، مرکز شیعیان او و شیعیان فرزندان اوست .
و اما این فرزند تو و با دست اشاره کرد به حسین با جمعى از فرزندان و اهل بیت و برگزیدگان امت تو به شهادت
خواهد رسید در کنار نهر فرات و در سرزمینى که کربلا خوانده مى شود به خاطر کثرت اندوه و بلا که از سوى
دشمنان تو و دشمنان فرزندان تو در مى رسد در روزى که غم آن جاودانه است و حسرت آن ماندگار.
کربلا، پاکترین و محترمترین بارگاه روى زمین است و قطعه اى است از قطعات بهشت . و آنگاه که فرزند تو و
یاورانش به شهادت مى رسند و سپاه کفر و ملعنت ، محاصره شان مى کنند، زمین به لرزه در مى آید و کوههابه
اضطراب و تزلزل مى افتد و دریاها خشمگین و متلاطم مى شود و اهل آسمانها، آشفته و پریشان مى شوند و اینهمه از
سر خشم به دشمنان توست یا محمد! و دشمنان فرزندان تو و عظمت حرمتى که از خاندان تو شکسته شده است و
شر هولناکى که به فرزندان عترت تو رسیده است .
و در آن زمان هیچ موجودى نیست که داوطلب حمایت از فرزندان تو نمى شود و از خدا براى یارى حجت خدا پس
از تو، رخصت نمى طلبد.
ناگهان نداى وحى خداوند در آسمانها و زمین و کوهها و دریاها طنین مى افکند که : این منم خداوند فرمانرواى
قدرتمند! کسى که هیچ گریزنده اى از حیطه اقتدارش بیرون نیست و هیچ طغیانگرى او را به عجز نمى آورد. و من
قادر ترینم در امر یارى و انتقام .
سوگند به عزت و جلالم که قاتلان فرزند پیامبرم را و ستمکاران به عترت رسولم را چنان عذاب کنم که هیچ کس را
در عالم چنین عذاب نکرده باشم . آنان که حرمت و پیمان پیامبر را شکستند، عترت او را کشتند و به خاندان او ستم
کردند.
تمام آسمان و زمین با شنیدن این کلام خداوند، ضجه مى زنند و آلودگان به این خون را نفرین و لعنت مى کنند.
چون هنگامه شهادت عزیزانت فرا مى رسد، خداوند با دستهاى خود، ارواحشان را مى ستاند و جانهایشان را به بر مى
گیرد و فرشتگان را از آسمان هفتم فرو مى فرستد، با ظرفهایى از جنس یاقوت و زمرد، مملو از آب حیات ، انباشته
از پارچه هاى جنانى و آکنده از عطرهاى رضوانى .
ملائک ، بدنها را به آب حیات ، غسل مى دهند و کفن و حنوطشان را با پارچه ها و عطرهاى بهشتى به انجام مى
رسانند و صف در صف بر آنان نماز مى گذارند.
آنگاه خداوند متعال ، قومى را بر مى انگیزد که از دید کفار، ناشناسند و نه در گفتار و نه درنیت و اندیشه و رفتار به
این خون ، آلوده نیستند. این قوم به دفن بدنهاى معطر مى پردازند و پرچمى بر فراز قبر سید الشهدا مى افرازند که
نشانه اى براى اهل حق است و وسیله اى براى رستگارى مومنان...
⛱🇮🇷⛱🇮🇷⛱🇮🇷
💖به نیت فرج امام زمانمون
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم💖
☘
🌷☘
🌷🌷☘
🌷🌷🌷☘
🌷🌷🌷🌷☘
#قبلازازدواجخوبفکرکن
#اللهمْعَجِلْلِوَلِیِڪالفَـــࢪَج
#دلنوشتهوحدیث
eitaa.com/joinchat/3848601639C18dab506c9
🇮🇷🇮🇷🇮🇷