#امام_موسی_کاظم_ع_مدح_و_شهادت
هر عاشق سرگشتهای که غرق حیرانیست
آقاست مادامی که در دام تو زندانیست
در سینهام جز مهر تو جاری نخواهد شد
با شوقِ مدح تو لبم گرم غزل خوانیست
هر کس که خرج غیر تو کردهست طبعش را
قطعاً ضرر کرده، پریشان از پشیمانیست
مانند "بُشر حافی" خود سر به راهم کن
رو کن به این دل، این دلی که رو به ویرانیست
لطفی کن امشب در به روی سائلت واكن
من که خبر دارم در این خانه فراوانیست
عمری نمک گیر تو میباشیم و بدبخت است
هرکس کنار سفرهی اولاد زهرا نیست
شیراز، قم، مشهد شهادت میدهند آقا
این سرزمین از لطف تو همچون گلستانیست
یک پنجره فولاد باید ساخت در صحنت
این ایده از آنِ هنرمندان ایرانیست
از تو نوشتن، از تو خواندن روی منبرها
کار فؤاد و دعبل و عمان سامانیست
مولا! سفارش کن مرا در نزد فرزندت
رؤیای من رؤیای پیرمرد سلمانیست
بین دو راهی ماندهام در مرثیه دیگر
اين شعر هم سردرگم ابيات پايانیست...
::
شبهای تو با اذیت و آزارها طی شد
ساق شکسته شاهد غمهای طولانیست
بر روی پل، جسم تو را دیگر رها کردند
تا صبح محشر از غم تو دیده بارانیست
از بس کفن آمد برایت، مجلس شعرم
دیگر اسیر جذر و مدی فوق طوفانیست