پیام جالب یکی از دوستان :
سلام خانم های عزیز خوبید؟
آن دفعه قضیه ترهبار گفتم و یک قضیه بد دیگه هم که اینجا نگفتم حسابی حالمو این محل بهم ریخته بود.
امروز یه اتفاق خوبی افتاد گفتم بیام بگم براتون.
یک لبنیاتی اسکندری هست توی میرزا شیرازی که تمام این مدت شلوغی از جلوش هم رد میشدیم جرأت نمیکردم توی خیابان از ماشین پیاده بشم. ولی امروز مجبور شدم برای کار اداری توی خدمات الکترونیکی شهر برم همین جا و از فرصت استفاده کردم و رفتم لبنیاتی که دوتا خانم بیحجاب آنجا بودند. یهو دیدمشان باعث شد با شک برم داخل که آقای پشت صندوق که نزدیک در صدام کرد بیا تو بابا جون بیا بابا 😍
رفتم چندتا خرید کردم و متوجه شدم هی پسرهای آن صاحب مغازه دور ما هستند و مثلاً میگفتم از این ماست بده میگفت نه بگذار تازه ش از پشت میریزم گفتم اینو میخوام میگفت این خوب نیست نخر خوبش که آوردیم بیاید. رفتم صندوق حساب کنم یک خانمی هیکلی جلوم بود من منتظر بودم که آقا صندوقدار صدام کرد گفت بیا اینجا باباجون بیا یهو خانمه گفت من اینجا وایسادم یعنی چی؟
یهو آقاهه و پسراش گفتن نمیخوای برو بیرون این قانون مغازه ماهستش فکر کردید فقط خودتان بلدید زور بگید و دل بخواهتان رفتار کنید. خانم گفت یعنی چی یه حقی را ۴۰ ساله از ما گرفتید حالا زورتون آمده. یکی از پسراش گفت کدوم حق؟ یک دیونه را ول کنن تو خونه ت بگن حق آزادی داره ولی اعصاب و روان همه را بهم میریزه. خانمه گفت عقب افتاده های بیشعور که زن را دیونه میدونید. پسر گفت نه تورو دیونه میدونیم ولی نوکر این خانم هستیم و چپ بگی و حرفی بزنی بهش دهنتو پاره میکنم. عقل کامل و مجسم هست. آقای صندوقدار بهش گفت برو بیرون بهت نمیفروشم خانمه گفت ازت شکایت میکنم. حاج آقا دوربین بالا سرش نشون داد گفت برو ببینم چی کار میکنی.
خانم را بیرون کردند.
حالا عمرااااااا به این آقای مسن و پسرهاش بیاد توی ظاهر که اینطوری باشند.
حالا وضعیت من ضربان قلب هزاااار
دمای بدنم زیر صفر
ازگلوم تا کجااا کویر لوت بود 🤪
رنگم میت از قبر درآمده
درحالی که صدام میلرزید و یهو اشکم آمد گفتم خیلی ممنون این روزها خیلی تنها بودیم.
آقای صندوقدار هم زد کانال ترکی با صدای لرزان (بغض داشت)اما محکم چیزهایی گفت که متوجه نشدم ولی همشون منقلب شدن یکی خریدهام آورد اون یکی هم دخترم بغل کرد تا ماشین آمدند....
اینه دوستان ...محجبه ها با حیاها باید در جامعه حضور پیدا کنند ..اگر این خانم در آن لحظه آن مغازه نمی رفتند چنین صحنه هایی پیش نمیآمد ..تا عده ای بفهمند کارشان خطاست ..
#حضور_حداکثری
👈اگر کسی شایسته ی خانه نشینی بود به بهانه ی بچه داری ..به بهانه ی مصیبت زده بودن ..به بهانه ی بارداری ..به بهانه ی تنها بودن و یار نداشتن به بهانه احتمال کتک خوردن 😳 ...او ...حضرت زهرا س بود 😭😭😭
🏴نزدیک ایام فاطمیه میشویم ..به نیت تقرب به حضرتش ..شروع کنیم .. نسبت به نافرمانی علنی خدا بی تفاوت نباشیم ...شروع کنیم ..
امروز ما وظیفه داریم خیابان گردی کنیم بهانه ها را کنار بگذارید گروه تشکیل دهید و با هم با حجاب زینبی فقط راه بروید ..باور کنید ثواب آن از پیاده روی اربعین بیشتر نباشد کمتر نیست ..👌
نمیدانم چه بهانه ای خواهیم داشت اگر امروز کوتاهی کنیم و همچنان در سکوت و خانه نشینی و سرگرمی های دنیوی ( تحصیل و کار و..) باقی بمانیم !!
نگاه و دعای اهل بیت پشتوانه تان 🤲
🔰 کاریکاتور "زخم کاری" 🗳
✍ کاریکاتوریست: ثمین سلیمانی نژاد
📎 در نشر هنر انقلاب اسلامی سهیم باشیم.
#ایران_قوی
#حضور_حداکثری
#انتخابات
#بانوی_استراتژیست👇
@strategist_lady