یه پیشنهاد: وقتی سفرای خاص مثل مکه و کربلا میخواین برین یه سری مداحی ویژه اون سفر که به حال و هواش بخوره انتخاب کنین و اون لیست رو توی سفر بذارید و گوش بدید.
بعد از سفر خاطره ها با اون مداحی یکی یکی زنده میشن و حس اون سفر رو قشنگ تر می کنن براتون🥺
.
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
.
بخونیم سوره نبأمونو؟
✨من تا جایی که بتونم همون اول صبح میخونم که خیالم راحت بشه که یادم نره. بذار تو خونه یا ماشین یا هدفونت پخش بشه و باهاش تکرار کن.
فقط سه دقیقه وقت میگیره🕋
.
#سوره_نبأ
اینم صبحانه تون مهمون هتل مکّـــه🥺
این صبحانه رو میبینم دقیقا پرت میشم به زمانی که با جسم خسته ولی روح سبک که از شب طواف کرده بودیم ساعت هفت و نیم میرسیدیم هتل و مستقیم میرفتیم غذاخوری. دستامونو همونجا میشستیم و این صبحانه رو میخوردیم و میرفتیم طبقه ۱٠ اتاق مون و میخوابیدیم تا ظهر🥺...
الهی نصیب همه تون حس سبکی بعد از برگشتن از هر طواف...
پی نوشت:(اونا زیتون سیاهه)
.
.
امروز میخوام یه خاطره تکان دهنده بذارم😵؛ اماده باشین تا بیام💚
.
.
حاجخانم تعریف کردند که سال پیش پسرعموم که در ذهن من و بین اقوام یک شخصیت علمی و منطقی و جدی هستند رفتند حج. خیلی هم فاز اشاعه معنویت(مثل منمهتاب😂) و تبلیغ حج و احساسات و اینها نداشتهاند.
برمیگردند و ظرف چندماه مادربزرگشان در نطنز با یک خانه خیییلی خیییلی معمولی و زندگی شهرستانی خیییلی ساده به رحمت خدا میروند و بعد به خواب این نوه که حالا حاجی شدهاند میآید که من را اینجا نگهداشتهاند و میگویند تو دو قالی دستباف برای خودت داشتهای و حج به تو واجب بوده و نرفتی... و مسلمان نیستی... انتخاب کن میخواهی یهودی باشی یا نصرانی...
نوه کلی تعجب میکند که مادربزرگ ساده زیست مذهبی مهربان من، چه گیری آخه؟!
و باز دفعه دوم همان خواب را میبیند و به پدر و مادرش میگوید و ...
الحمدلله حج را به نیابتش انجام میدهند!
و این برای من خیلی تکاندهنده بود. رفتم احکام وجوب حج را دیدم و دیدم چقدر ساده حج بر انسان واجب میشود. مخصوصا بر من خانم... با طلا، مهریه، ارث...
و خلاصه حاج خانم قصهی ما امسال راهی حج شدند !
منبع و نویسنده:
https://ble.ir/azhaj
.
پ.ن: حاج خانم اینها را میگفت و من اشک بودم! به پیامبری فکر میکردم که به من گفته تکلیف اموالت را روشن کن و واجبت را ادا کن؛ اگر میخواهی مسلمان باشی و مسلمان بمیری... و من چقدر بیتفاوت از کنارش گذشتهام. چقدر بیغیرت و بیتوجه...
پ.ن۳: خدا میخواهد که ما واجبش را ادا کنیم! بیبهانه، بی ناز و ادا. میخواهد ما نیاز ببریم به او؛ از خریداران یوسفش باشیم؛ ولو به پول کمی و با سختی خرید فقط یک فیش حج! و بعد؟ به تکرار در روایت حاجیها دیدهام که به یکباره همه چیز جور میشود، من حیث لایحتسب!
پ.ن۴: یکبار هم دلم میخواهد از این بنویسم که ما فکر میکنیم رزق، دو جور است: من حیث یحتسب و من حیث لایحتسب.
اما من از بعد ماجراهای حج گمان میکنم رزقی جز لایحتسب وجود ندارد؛ باقی سرگرمیهای عجیب این دنیاست...
پ.ن۵: یکبار هم از این بنویسم که واجبی که با مال گره خورده، چرا انقدر مهم است که یکبار ادای آن برای کل زندگی کافیست! و چرا انقدر ما تقلا میکنیم که از زیرش در برویم...
منبع و نویسنده:
https://ble.ir/azhaj
سلاااام
بفرمایید چایی روضه توی هتل مکه🥺
۶ روز اول محرم توی مکه بودیم و خداخیر بده دوتا از خانومای کاروان که خواهر بودن بانی شدن و کمک جمع کردن و سیاهی خریدن و هر روز روضه میگرفتن...
چه صفایی...
انگار قدر روضه رو اونجا میدونستیم🌱
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
.
شب جمعه باشه و تو جاده باشی و مثل زمانی که مکه بودی مداحی پخش کنی و با خودت فکر و خیال کنی که مثلا تهِ این جاده میرسه به مطاف...
آه...
.
امشب یه دورهمی فارغ التحصیلان دانشگاه شهید بهشتی داشتیم که با سیده مینا دوست و هم دانشکده ای قدیمی رو دیدم که پارسال رفته بود مکه و منم قبل از رفتن خودم از تجربه هاش پرسیده بودم...
.