«أنا ضد کل ما يأخذك بعيداً
عن صدري!»
من با هر آنچه که تو را از
آغوشِ من دور میکند دشمنم!
مشکلات خانوادگی؛
این شکلیه که از توو میخورتت اما نمیتونی با کسی راجع بهش حرف بزنی.
به قول یکی از دوستام قلبت مچاله میشه بدون اینکه کسی بفهمه.
يجا یه تعریف قشنگی از اشک خوندم که میگفت : و اشک تاوانی است که چشم ها باید بابت درست ندیدن بپردازند. حواستون باشه واسه کی دارید تاوان میدین...
میدانی، هر قلبی دردی دارد. فقط
نـحـوه ی ابـراز آن مـتـفـاوت اسـت .
بـرخـی آن را در چـشـمـانـشان پنهان
مـیـکـنـنـد و بـرخـی در لـبـخـنـدشــان .
«دیگر نمیخواهم کسی به من عادت کند.
من به کسی عادت کنم. یک روز باید جدا
شد. باید تنها ماند. باید شکست.»
• بهمن فُرسی/ شب یک، شب دو