يجا یه تعریف قشنگی از اشک خوندم که میگفت : و اشک تاوانی است که چشم ها باید بابت درست ندیدن بپردازند. حواستون باشه واسه کی دارید تاوان میدین...
میدانی، هر قلبی دردی دارد. فقط
نـحـوه ی ابـراز آن مـتـفـاوت اسـت .
بـرخـی آن را در چـشـمـانـشان پنهان
مـیـکـنـنـد و بـرخـی در لـبـخـنـدشــان .
«دیگر نمیخواهم کسی به من عادت کند.
من به کسی عادت کنم. یک روز باید جدا
شد. باید تنها ماند. باید شکست.»
• بهمن فُرسی/ شب یک، شب دو