من به تنهایی معتاد بودم.اگر هرروز کمی
با خودم خلوت نمیکردم مثل این بود که
ضعیفتر میشدم، چیزی نبود که به آن
افتخار کنم اما وابستهاش شده بودم.
تاریکی داخل اتاق، برایم مثل نور آفتاب بود.
.
موقعیت را تغییر میدهیم اما در
هر موقعیت دیگر، عذابی را که امید
داشتیم از آن رها شویم با خود حمل
میکنیم.
.
الحوت4_5987571301278027371.m4a
زمان:
حجم:
350.6K
بعضیوقتانمیشهکه
رویاهایآدمواقعیبشه . . .🌱
یه دیالوگ تو یه فیلمی بود که میگفت:
آدم اونقدر یک نفرو میبخشه
که از یه جایی به بعد دیگه دوسش نداره…
.
فراموشی پدیدهی غریبیست
فراموشی گاهی مصیبت است،
گاهی بختیاری . . .
بنظر میرسد فراموشی نوعی
واکنش ناخودآگاه ذهن ماست
در برابر رنج های زندگی .
و آن هنگام که در پیشگاه حسنات قرار
گرفتم ساکت ایستادم، که «سکوت» در
حریم زیبایی خود زیبایی است.