باکم از کشته شدن نیست، از آن میترسم
که هنوزم رمقی باشد و قاتل برود!
- شاطر عباس صبوحی
- از مــنــم دلــخــوری ؟
+ نــه ! مــشــکــلــم بــا خــودمــه.. !
• دیالوگ
• حیثیت گمشده
.
دل کـه تـنـگ شـود بـهانه میگیرد و دست ،
بیقــرار نـوشـتـن میشـود . . .
به او اهـمـیـت هم که نـدهی به خودت که
بیایی قلم به دست گرفته ای و ورق ها را
پشت سر هم سیاه میکنی .
اصـلا تـنـهـا عـامـل نـوشتن دلتنگی است و
شوق وصــال .
مـن تـاریـخ را نـخـوانـده ام اما مطمئنم که
بـهـترین نویسنـده ها انسان های دلـتنگی
بودند که در فراق یار خود برای فراموشی
این درد جان کاه قلم به دست میگیرند ؛
مینویسـند تا شـاید یادشان برود که بینِ
آنها و مقصودشان فاصله افتاده ..
اگر که دلتنگی تنها عامل نوشتن نیست ،
کسی کـه کـنار یارش خفته و محبوبش در
کنار او نفس میکشد چه نیازی به نوشتن
دارد .
اگر او قلم به دست بگیرد کفر نعمت کرده.
به راستی فراق دردی است زاینده .. 🍁«
#دلتورا
.
.
تلاش براى عشق،
تغييرمان مى دهد!
كسى نيست كه براى عشق بكوشد،
مگر اين كه در اين راه،
رشد كند.
پس بايد سفرى را براى جستجوى عشق،
آغاز كنى
تا از درون و برون،
متحول شوى ..
.
- شمس تبریزی🌿
.
مِثلَ سيجارَةٍ بَقيَّتْ في اِصبَعَيكِ
لا تُدَخِنيني و لا تُطفِئينَني!
هَل نَسيتي اِنّي اَحتَرِقْ؟
همچون سیگار میان انگشتانت باقی ماندهام
نه دودم میکنی و نه خاموش
آیا فراموش کردهای که در حال سوختنم؟
.
- نزار قبانی