آدما رو از حصار امن خودشون
نکشید بیرون ؛ لذّت و شیرینیِ
'دوستی همینه' که دو نفر با دو
جهان متفاوت و با حبّ هایی
در تضاد یا تناقض همدیگه ،
کنار هم زیست کنن ، به اندازهای
که با هم مقابله دارن رو اشتراک
هاشون پا فشار بدن و به زور ،
پرچینِ احساس طرف مقابل رو
از بین نبرن . . .
- دوستی همینه !
#دلتورا
ما را کسی وطن نشده ست و نمیشود
چون ماهیان بی کس و کاریم در ارس
- #شاهین_پورعلی_اکبر
«ای خوش از تَن کوچ کردن،
خانه در جان داشتن..»
- پروین اعتصامی
* چقدر این شعر زیباست 👌🏻
هدایت شده از مَرقومه
کسانی که جهاد را به شمشیر و جنگ و عملیات نظامی محدود میدانند، حتی از امام و فعالیتهای امام هم ایراد میگیرند! چرا که اهمیت آن فعالیت در آن زمان را درک نمیکنند. همچون نوع فعالیت امامصادق علیهالسلام را. [به جز علل قیام نکردن و عدم مبارزهی نظامی که بحثی جداست]
همانها امروز هم وجود دارند. همانها که "جهاد تبیین"، این فرمان صریح و مهم را جدی نگرفته و دنبال راههای دیگر هستند.
این مسئله گاهاً نشاندهندهی دغدغهمندی هست اما باید بفهمیم که زمانی جهان را از 'حق' پر خواهیم کرد که نقطهی مورد تأکید امامِ جامعه را پیدا کنیم، بفهمیم و به وظایف خودمان عمل کنیم!
#روبهجلو
اولـیـن و مـهـم تـریـن اصـل در
جــریـان پـیـشـرفت و توسعه و
تـرقّـی خـودت ، آن اســت کــه
بـدانـی تـو و نــردبـانِ تـو کـه به
ســوی کـمـالـت کشیده شده و
بالا رفتهاست ، واحد هستید .
تـمـام این نردبـان و این صـراطِ
ترقّی برای توست و هیچ کَـس
و هـیـچ چیزی نمیتـوانـد مـانـعِ
رزق و روزیِ تــو بـاشـد . . .
- حـکمت های صادقی : قـیـل لَـهُ
عَـلـیٰ مـاذا بَـنَـیـتَ اَمرَک ؟ فَقالَ :
عَـلـی اَربِــعَـه اشـیــاءَ : عَـلِـمـتُ اَنَّ
عَـمـلـی لایَعمَلُـهُ غیری فَاجتَهَدتُ
وَ عَـلِـمـتُ اَنَّ اللهَ عَـزَّوَجَـلَّ مُـطَّـلِـعٌ
عَـلـیَّ ، فَاستَحیَیتُ ، وَ عَلِمتُ اَنَّ
رِزقـی لـا یَأکُلُهُ غیری فَاطمَأنَنتُ ،
وَ عَـلِمـتُ اَنَّ آخِـرَ عُمـرِیَ المَوتُ ،
فَـاســتَــعـددتُ ؛ بـه امـام صـادق
عـلـیـه الـسلام گفتند : کار خود را
بـر چــه پــایــه ای بـنـا گـذاشـتـی ؟
فــرمــود : بر چـهـار چیز : دانستم
که کـار مرا ، جز خود کسی انجام
نمـی دهـد ، پـس تـلــاش کــردم ،
دانــسـتـم کـه خـداونــد متـعـال بـر
مـن آگـاه اسـت ، پس حیا کردم ،
دانــســتــم کــه رزق مــرا دیــگــری
نـمی خورد، پس اطمینان یافتم ،
و دانــســتــم کــه پـایـان عمـر من ،
مـرگ اسـت ، پـس آمـاده شـدم .
#دلتورا
خودم را به خیابان انداختم ، دلم میخواست لای آدمها ، مثل ورقهای بازی جوری بُر بخورم که کسی نفهمد چه خالی هستم .
- عباس معروفی