Mahmood karimimahmood-karimi-ma-maste-velaye-to(128).mp3
زمان:
حجم:
19.6M
ما مست تولای تو هستیم و لاغیر..
#مولا❤️
هدایت شده از عجم علوی | مهدی مولایی
امشب بهلطف امیرالمؤمنین شب جهش در سبد آراء جبهه انقلاب بود. بسیاری از مرددین، با مناظره امشب، تصمیم خود را گرفتند و حتی بخش قابل توجهی از بدنهٔ آراء دو نامزد دیگر، با مشاهده بیاطلاعی و عدماشراف و انشاءخوانیهای ناشیانه نامزدهایشان، ریزش کرد. آقای پورمحمدی که نهبرای جلب رای، بلکه برای ریبرندینگ خود وارد کارزار انتخابات شده، شکستخورده و ناموفق بود و آقای پزشکیان، با اذعانهای متعدد به «نمیدانم/بلد نیستم»های خود کفر طرفدارانش را درآورد. او حتی نتوانست از ذخیرههای استراتژیک جبهه اصلاحات که بهعنوان آخرین امید اصلاحطلبان شهربهشهر در ستادهای او فعالیت و سخنرانی میکنند، حمایت کند و پشتشان را خالی کرد که «هرکس اومده توی ستاد من، خودش اومده»! حتی جملات عربی او دیگر مثل روزهای اول برای مخاطب جذابیت ندارد و تبدیل به کلیشههای نخنما شده. نامزدهای جبهه انقلاب اما با جلوه قدرتمند خود، هم در دفاع از دستاوردهای دولت شهید رئیسی و هم در پاسخ قاطع به طلبکاریهای قبیح آنها، موفق و طوفانی ظاهر شد و بهنظر، بخش قابل توجهی از آرای خاموش را بهخود اختصاص داد. با مدد امیرالمؤمنین و تلاش جبههانقلاب ان شاءاللّه در روزهای آینده، میخ آخر بر تابوت جبهه غربگرا کوفته خواهد شد.
«مهدی مولایی»
یه بخشی از زندگی جناب قیس ابن سعد (ره) هست خیلی به من میچسبه.
خب قیس فرماندار مصر بود. خیلی هم با کفایت بود!
شاید اگر قیس از منصب خودش برکنار نمیشد، نه معاویه به مصر دست پیدا میکرد نه مالک اشتر و محمد ابن ابیبکر به اون شکل شهید میشدن، نه قدرت شام بعد از فتح مصر چند برابر و امام مجتبی (ع) مجبور به صلح میشد.
کاری نداریم...بگذریم.
معاویه و عمروعاص خیییلییییی زور زدن تا بالاخره تونستن با بدگویی و شایعه در مورد قیس کاری کنن که اطرافیان امیرالمؤمنین مجبورش کنن قیس رو برکنار کنه.
قیس از این ماجرا خیلی ناراحت میشه و دیگه برنمیگرده کوفه پیش حضرت.
میره مدینه و کلا کناره میگیره از سیاست.
(تو پرانتز بگم که امیرالمؤمنین خیلیها که ترکش کردن و رفتن دستور داد خونههاشون رو خراب کنن تا دیگه برنگردن اما در مورد قیس چنین دستوری ندادن).
خلاصه قیس از حضرت جدا بود تا وقتیکه چند نفر از طرفداران معاویه در مدینه قیس رو بابت این کارش مسخره کردن.
این اتفاق باعث یه تلنگری به قیس شد و قیس برگشت پیش امیرالمؤمنین و تا پایان در رکاب ایشون و بعد در رکاب امام مجتبی بود تا به رحمت خدا رفت.
وقتی معاویه خبر پیوستن دوبارهی قیس به امیرالمؤمنین رو شنید زد توی سرش و افرادی که با آزار و تمسخر اون رو به کوفه برگروندن رو تنبیه و توبیخ کرد. این حرف معاویه -لعنتاللهعلیه- خیلی به دل من میچسبه!
میگه ایکاش ۴٠هزار مرد جنگی رو به کمک علی فرستاده بودید اما قیس رو نه!
خیلی حرفه که دشمنی مثل معاویه تا این حد از یه نفر بترسه! اونقدر که حتی از اینکه طرف کنار امیرالمؤمنین باشه هم بترسه.
این قشنگه! اینکه آدم یار اینجوری باشه برای امام زمانش خیلی ارزشمنده!
- https://t.me/Enaarah