امروز هم مثل هر روز پیراهن مشکیمو بیشتر از هر چیزی که دارم دوست داشتم، لباس فرم دوست داشتنیِ نوکریمه.
یکی کمک خواست، لباسام خاکی شد، گفت: لباس پلوخوریت خاکی شد. گفتم: لباس نوکریه؛ خاکیشم قشنگه.
دلم خواست به خاطر غصهی این روزها آروم بگم:
«ما سیاهی لشکر خیل عاشقاتیم؛
انگشتنماهای بیآبرو بودیم اگه نخریده بودی ما رو. گذاشتی هر بار کم آوردیم صدات کنیم؛
فقط از تو برمیاومد پسرِ حضرت علی بودن. ممنون که لابهلای زندگی غمِ فرحبخشتو تو دلمون انداختی.»
- https://t.me/KhabKeChi
هدایت شده از معلم روزهای آبی
… – يا يوم أشوف اعتابك...mp3
زمان:
حجم:
19.2M
«چند شب پیش،کنار خانواده ام نشسته بودم که این مداحی از تلوزیون پخش شد.یادمه ثانیه های اول شنیدنش،همه سکوت کردند.خواهرم بغض کرد و تصمیمش برای رفتن به اربعین رو جدی تر کرد.اما من داشتم به این فکر می کردم که خط به خطش انگار برای حال خودم نوشته شده.به همون عمق نیست،ولی من هم..»