eitaa logo
دلــتورا
734 دنبال‌کننده
454 عکس
225 ویدیو
3 فایل
بی همگان به سر شود.
مشاهده در ایتا
دانلود
گناه بین من و یار دوری افکنده به حال خویش و یا هجر یار گریه کنم؟!..
هدایت شده از معلم روزهای آبی
‎⁨… – يا يوم أشوف اعتابك..⁩.mp3
زمان: حجم: 19.2M
«چند شب پیش،کنار خانواده ام نشسته بودم که این مداحی از تلوزیون پخش شد.یادمه ثانیه های اول شنیدنش،همه سکوت کردند.خواهرم بغض کرد و تصمیمش برای رفتن به اربعین رو جدی تر کرد.اما من داشتم به این فکر می کردم که خط به خطش انگار برای حال خودم نوشته شده.به همون عمق نیست،ولی من هم..»
دلتون برای مای بارد تنگ نشده؟!
ز هر اُفتادنی برخاستن هست مگر از اعتبار چشم و از دل..!
پیروز میدان کربلا - پس از ورود به مدینه، ابراهیم بن طلحه نزدیک امام زین العابدین آمد و پرسید: ای علی بن حسین، بالاخره چه‌کسی پیروز و غالب این میدان شد؟ امام زین العابدین علیه‌السلام فرمود: إذا أردت أن تعلم من غلب، و دخل وقت الصلاة، فأذن ثم أقم- هرگاه خواستی بدانی چه‌کسی فاتح و پیروز شد، در هنگام نماز اذان و اقامه بگو. - حسین از زبان حسین
دلــتورا
رفیق من فقط تویی . . .🌱 #مداحیام
‌ حسین جان ؛ رفیق من فقط تویی... کاش زودتر می‌فهمیدم 💔
هدایت شده از *حیات القلـوب*
هنيئاً لك يا هنية...
این خصلت انبیا و رهبران الهی تاریخ است که مومنین خرد و نوپا را دست‌گیری کنند و همراه خود در دستگاه معنوی عالم سیر دهند و تبدیل به عابدان و راهبان شب و شیران روز و مجاهدان کبیر کنند و پس از سال‌ها نقش‌آفرینی در تقابل فعال با جبهه کفر وقتی به کمال رسیدند، حالا یک به‌ یک راهی عالمی دیگرشان کنند برای ماموریت‌های بزرگ‌تر بعدی. حضرت آیت‌اللّه سال‌هاست که مشغول این راهبری الهی و سیر معرفتی مجاهدان است تا پای شهادت و خود نماز شاگردانش را می‌خواند؛ از صیاد و سلیمانی تا زاهدی و رئیسی و هنیئه. یک سیر معنوی خاص؛ متفاوت از تمام مسالک عرفانی و اولیای قرن‌های گذشته. او این سال‌ها شخصا سربازان خود را تا بهشت و دشمنانش را تا جهنم بدرقه می‌کند. از بدرقه بهشتی امروز که به دفتر کارش بازگردد، آستین برای بدرقه جهنمی کفار بالاخواهد زد. فأیّدهُ بِروح‌القدُس. «مهدی مولایی»
‌ من از اهالی لبخندهای پرخونم من از قبیلهٔ لیلاتبارِ مجنونم من از اهالی روزم اگرچه شب‌سفرم شریک غربت عصرم، ملازم سحرم فریب جلوهٔ قرآن به نیزه‌ها دیده منم که راس هزاران به نیزه‌ها دیده هزار فتنه به تیر دعا سپر کرده هزار غصه به پای بکا گذر کرده اگرچه دیده که گرد و غبار در راه است دلش خوش است که آن تک‌سوار در راه است چقدر روضهٔ کرب‌وبلا به گوش من است منم که ارثیه‌ای زینبی به دوش من است نبین که تشنگی و خون و خاک... زیبایی است! نگو که موسم غربت، که فصل شیدایی است! گذشته از همهٔ روزگار بغض‌آلود قرین زمزمهٔ هرچه یار می‌فرمود که راه، راه خدا، گرچه سخت سنگ‌ین است اگر تو فرهادی، طعن سنگ شیرین است نگو که خاطرت آزرده‌اند هلهله‌ها نگو که ترسیدی از هجوم ولوله‌ها مباد خاطرت آزرده، پات لرزیده عبور باید از این طعنه‌هات، نشنیده اگر که از بر تو اهل رازها رفتند و سر که چرخاندی بانمازها رفتند اگر صدای تو در های و هوی‌شان گم شد اگر که تشنگی‌ات در گلوی‌شان گم شد و صلح حنجره‌ات پاسخش اگر تیر است، سزای پاسخ دعوت به لطف، شمشیر است، اگر به مرکبشان نعل‌های تازه زدند به جای نیزه و شمشیر اگر گدازه زدند یکی یکی همه‌ یاران اگر که رفتند و به سینه، یا که به پا، یا به سر که رفتند و نوازش لب خنجر که بر گلویت بود دوباره‌دیدن یارانت آرزویت بود به خون اگرکه نشست آسمان زمین لرزید شک آمد از همه‌سو قامت یقین لرزید سیاهی از همه‌سو بر جهان فرود آمد و بر سر تو عذابی چنان ثمود آمد اگر جهان همه سرما اگر که سوزت رفت شب از چپ آمد و از راست، راست روزت رفت بکوب پای برادر به سنگ و بی‌غم، باش گسست کوهی اگر از میان تو محکم باش ندای جنگ، اذان عزیز مردان است ندای جنگ که نه، این تمیز مردان است بیا برادر من عاقبت در این راه است بیا که تاریکی راز جلوهٔ ماه است بیا اگرچه جهانی اسیر تاب و تب است بیا که تاریکی فرصت نماز شب است مگر به خون، نکند فاش، خاک، رازش را و عاقبت به غریبان دهند سازش را - محمدرضا معلمی