به یاد قبر مخفیات، چو ابر گریه میکنم
گاه که میروم سر مزار ناشناسها
- کاظم بهمنی
مال اگر مال باشد، هرگز بیمشتری بر خاک نمیماند تا با مدفوعِ چهارپایان درهم آمیخته شود و بویی ناخوش از آن به مشام برسد.
- نادر ابراهیمی _ مردی در تبعید ابدی
کاش میشد که بگویم چه به روزم آمد
لحظهای که همهی جان و جهانم میرفت
- سید حسین آقامیری
ویرانهایست این جهان، عمر کفاف نمیدهد که آباد کنیم؛ و غیرت رخصت نمیدهد که رها کنیم.
- مردی در تبعید ابدی _ نادر ابراهیمی
ملا خوب میدانست که هر سخن نو، رنجی نو را به همراه میآورد و اضطرابی نو را در دل ها مینشاند و آرامشِ سنگوارهیی سنگواره ها را به هم میریزد و تالابِ راکدِ خاموش را به دریای پر خروش مبدّل میکند و زلزله به تنِ بناهای پوسیده اما بر پای مانده میاندازد و خوابِ خوشِ درخوابماندگان را آشفته میکند و «آب در خوابگهِ مورچگان میریزد» اما عاجز از آن بود که زلزله و گردباد و توفان را دمادم سرکوب کند...
- مردی در تبعید ابدی _ نادر ابراهیمی
هدایت شده از مَرقومه
ازین معبر گذر نتوان نمود الّا به جان دادن
به سر دادن، به تن دادن، تمامیِ جهان دادن
چه چیزی دوست میداری؟ همان دادن..
گفته بود: «میدانید که من از همهچیز خبر دارم،
منتها بعضی چیزها هست که نمیخواهم بدانم.»
و به قلبش اشارهکنان افزوده بود:
«ولی همهچیز اینجا ثبت میشود.»
- لئو تولستوی _ پدر سرگی