یکاریمیکنماسمموکهمیشنویبفهمیبهبختتلگدنه
اتیشزدی!
یکاریمیکنمخونِچشاتبندنیاد
منکینهایمارهدارمبرات.
' ☫ 𝟕𝟔𝟎𝟎 ☫ '
در دلم فریاد بود ،در نگاهم اشک ،درگلویم بغض ،اما بلندتر از همه میخندیدم .
اما عزیز من ما دوباره سبز میشویم از دل خاکسترها .