دعای صبح و شام (طلوع و غروب خورشید)
عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَلَيْهِ السَّلَامُ:
«الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي أَصْبَحْنَا وَ الْمُلْكُ لَهُ، وَ أَصْبَحْتُ عَبْدَكَ وَ ابْنَ عَبْدِكَ وَ ابْنَ أَمَتِكَ فِي قَبْضَتِكَ، اللَّهُمَّ ارْزُقْنِي مِنْ فَضْلِكَ رِزْقاً مِنْ حَيْثُ أَحْتَسِبُ وَ مِنْ حَيْثُ لَاأَحْتَسِبُ، وَ احْفَظْنِي مِنْ حَيْثُ أَحْتَفِظُ وَ مِنْ حَيْثُ لَاأَحْتَفِظُ، اللَّهُمَّ ارْزُقْنِي مِنْ فَضْلِكَ، وَ لَاتَجْعَلْ لِي حَاجَةً إِلى أَحَدٍ مِنْ خَلْقِكَ، اللَّهُمَّ أَلْبِسْنِي الْعَافِيَةَ، وَ ارْزُقْنِي عَلَيْهَا الشُّكْرَ، يَا وَاحِدُ، يَا أَحَدُ، يَا صَمَدُ، يَا أَللَّهُ الَّذِي لَمْ يَلِدْ وَ لَمْ يُولَدْ، وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُواً أَحَدٌ، يَا أَللَّهُ، يَا رَحْمَانُ، يَا رَحِيمُ، يَا مَالِكَ الْمُلْكِ وَ رَبَّ الْأَرْبَابِ وَ سَيِّدَ السَّادَاتِ، وَ يَا أَللَّهُ، يَا لَاإِلهَ إِلَّا أَنْتَ، اشْفِنِي بِشِفَائِكَ مِنْ كُلِّ دَاءٍ وَ سُقْمٍ؛ فَإِنِّي عَبْدُكَ وَ ابْنُ عَبْدِكَ أَتَقَلَّبُ فِي قَبْضَتِكَ».
كافي (ط - دار الحديث)، ج4، ص: 425📚
#ذکر
https://eitaa.com/deraiat
پایگاه تفسیر روایی حاوی: احادیث و روایات معصومین علیهم السلام در تفسیر قرآن کریم همراه با ترجمه، روایات مربوط به هر آیه از قرآن کریم، روایات تفسیری.
http://alvahy.com
https://eitaa.com/deraiat
هدایت شده از در محضر آیتالله میرباقری
⚡️ پژوهشگر حوزوی باید به منابع روایی مراجعه کند و به علوم واسطهای اکتفا نکند.
⚡️ در منابع بهدنبال #درايتُالروايه بايد باشيم، نه دنبال #تلاوتُالروايه.
💠 استاد سید محمدمهدی میرباقری:
«امام، "نهر عظيم" است. همه حقايقي که به انبياء داده شده و آن روحي که در نبياکرم(ص) است و آن علمي که در محضر نبياکرم(ص) بوده است، به امام منتقل شده است. بنابراين، حتماً ما بايد دنبال معارف اهلبيت (ع) برويم. نميشود بگوييد ما فلسفه که ميخوانيم بس است، عرفان که ميخوانيم بس است، کلام که ميخوانيم کافي است، چون اینها ترجمان علوم ائمه (ع) هستند. مثل این که کسي بگوید برای پژوهشگر حوزوی، رساله ترجمان وسائلالشيعه است و کافی است. اين را نمیشود بگوييد.
ما بايد دنبال خود معارف باشیم. البته اين نکته معنايش اين نيست که انسان دنبال استاد نرود. اگر ميگوييد دنبال علوم اهلبيت(ع) باشيد، ممکن است معارف اهلبيت(ع) با واسطه استاد به انسان برسد. اين منافات ندارد. ولي وساطت استاد، غير از وساطت يک علم اصطلاحي است که ما بگوييم علم اصطلاحي فلسفه يا عرفان يا کلام، واسطه است. اين اصطلاحات، ترجمان وحي نيستند، به ادله متعدده. که اگر ترجمان هم بودند، محقق حوزوي هميشه نبايد به ترجمه رجوع کند. کما اينکه هميشه به کلمات فقها رجوع نميکند. وقتي مجتهد شد، به روايات و به منابع رجوع ميکند. در معارف هم همينطور است.
بايد به منابع رجوع کرد و منابع را فهميد و در منابع هم دنبال درايتُ الروايه بايد باشيم، نه دنبال تلاوتُ الروايه. بنابراين ما بايد دنبال رسيدن به او باشيم و بتوانيم به علوم ائمه(ع) راه پيدا کنيم. يک راهي به سوي آن نهر عظيم، به روي ما باز بشود.» ۱۳۹۳/۲/۱۱
☑️ @mirbaqeri_ir
هدایت شده از تفسیر البصائر ؛ تفسیر تمدنی آیات و روایات
🔸تنزیل و تأویل
🔹 قُلْ إِنْ كانَ لِلرَّحْمنِ وَلَدٌ فَأَنَا أَوَّلُ الْعابِدين (زخرف81)
بگو: «اگر براى خداوند فرزندى بود، من نخستين پرستشكنندهی او بودم»
🔸گاهی تنزیل (معنای ظاهری) آیه با تأویل (حقایق باطنی) آن متضاد و متناقض به نظر می رسد و گاهی هم تطابق و تناسب دارد و گاهی برخی از آنها تناسب دارند و برخی تناقض، به عنوان مثال «اول العابدین» را در آیه 81 سوره زخرف را دوگونه تفسیر نموده اند که اولی موافق ظاهر و دومی متضاد با ظاهر است:
▫️1- أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) أَوَّلُ مَنْ دَخَلَ تِلْکَ النَّار (آتشی که ابتدای خلقت همه موجودات به فرمان الهی وارد آن شدند و آتش بر آنها سرد شد ...)، پیامبر اول کسی بود که از امر الهی اطاعت کرد. (الکافی، ج۲، ص۷/ بحارالأنوار، ج۶۴، ص۹۷)
▫️2-إِنْ کانَ لِلرَّحْمنِ وَلَدٌ فَأَنَا أَوَّلُ الْعابِدِینَ أَیِ الْجَاحِدِینَ فَالتَّأْوِیلُ فِی هَذَا الْقَوْلِ بَاطِنُهُ مُضَادٌّ لِظَاهِرِه (بحارالأنوار، ج۹۰، ص۱۱۴/ الاحتجاج، ج۱، ص۲۵۰)؛ یَعْنِی الْآنِفِینَ أَنْ یَکُونَ لَهُ وَلَدٌ. (یعنی اوّلین کسی هستم که بیزارم از آنکه برای او فرزند باشد.)؛ إنْ کانَ لِلرَّحْمنِ وَلَدٌ فَأَنَا أَوَّلُ الْعابِدِینَ یَعْنِی أَوَّلَ الْقَائِلِینَ لِلَّهِ عَزَّوَجَلَّ أَنْ یَکُونَ لَهُ وَلَد؛ أول الْمُقِرِّینَ بِذَلِک؛ أَوَّلُ مَنْ أَنْکَرَ أَنْ یَکُونَ لَهُ وَلَدٌ أَوْ شَرِیکٌ؛
🔸أمیرالمؤمنین (علیه السلام)- جَاءَ بَعْضُ الزَّنَادِقَهًِْ إِلَی امیرالمؤمنین (علیه السلام) وَ قَالَ لَوْ لَا مَا فِی الْقُرْآنِ مِنَ الِاخْتِلَافِ وَ التَّنَاقُضِ لَدَخَلْتُ فِی دِینِکُمْ فَقَالَ لَهُ عَلِیٌّ (علیه السلام) وَ مِنْ کِتَابِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مَا یَکُونُ تَأْوِیلُهُ عَلَی غَیْرِ تَنْزِیلِهِ وَ لَا یُشْبِهُ تَأْوِیلُهُ کَلَامَ الْبَشَرِ وَ لَا فِعْلَ الْبَشَرِ وَ سَأُنَبِّئُکَ بِمِثَالٍ لِذَلِکَ تَکْتَفِی بِهِ إِنْ شَاءَ اللَّهُ وَ هُوَ حِکَایَهًُْ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ عَنْ إِبْرَاهِیمَ (علیه السلام) حَیْثُ قَالَ إِنِّی ذاهِبٌ إِلی رَبِّی فَذَهَابُهُ إِلَی رَبِّهِ تَوَجُّهُهُ إِلَیْهِ فِی عِبَادَتِهِ وَ اجْتِهَادِهِ أَ لَا تَرَی أَنَّ تَأْوِیلَهُ غَیْرُ تَنْزِیلِهِ وَ قَالَ أَنْزَلَ لَکُمْ مِنَ الْأَنْعامِ ثَمانِیَةَ أَزْواجٍ وَ قَالَ وَ أَنْزَلْنَا الْحَدِیدَ فِیهِ بَأْسٌ شَدِیدٌ فَإِنْزَالُهُ ذَلِکَ خَلْقُهُ إِیَّاهُ وَ کَذَلِکَ قَوْلُهُ إِنْ کانَ لِلرَّحْمنِ وَلَدٌ فَأَنَا أَوَّلُ الْعابِدِینَ أَیِ الْجَاحِدِینَ فَالتَّأْوِیلُ فِی هَذَا الْقَوْلِ بَاطِنُهُ مُضَادٌّ لِظَاهِرِه.
🔹امام علی (علیه السلام): یکی از زندیقها (بیدینها) نزد امیرالمؤمنین (علیه السلام) آمد و گفت: «اگر در قرآن اختلاف و تناقض وجود نداشت، هرآینه در دین شما داخل میشدم» ... علی (علیه السلام) به او گفت: «در کتاب خداوند عزّوجلّ آیاتی هست که تأویل آنها متفاوت از صورت تنزیل آنهاست و با گفتار و کردار آدمی همانند نیست. اکنون تو را از مثالهایی در اینباره آگاه میسازم و إن شاء الله تعالی تو را کفایت میکند. یکی حکایت خداوند عزّوجلّ از سخن ابراهیم (علیه السلام) است در آنجا که فرمود: من بهسوی پروردگارم میروم(صافات/۹۹)معنای رفتن او به سوی پروردگارش، همانا روی آوردن به سوی او در پرستش و کوشش است. حال دیدی که تأویل این سخن متفاوت از تنزیل آن است؟! و نیز حق تعالی فرمود: برای شما هشت زوج از چهارپایان ایجاد کرد(زمر/۶)و فرمود: آهن را نازل کردیم که در آن نیروی شدید(حدید/۲۵) که منظور از نازلکردن آنها، آفریدن آنهاست و همچنین فرمود: قُل إِنْ کانَ لِلرَّحْمنِ وَلَدٌ فَأَنَا أَوَّلُ الْعابِدِینَ یعنی جاحدین و انکارکنندگان، پس تأویل این سخن، باطنی متضاد با ظاهرش دارد.
(بحارالأنوار، ج۹۰، ص۱۱۴/ الاحتجاج، ج۱، ص۲۵۰)
@tafsirolbasaer
هدایت شده از هادی شمس
💠 اولین هدیه خدا به مؤمنی که از دنیا رفته
🔰 عنْ إِسْحَاقَ بْنِ عَمَّارٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ (ع) قَالَ: قُلْتُ لَهُ مَا أَوَّلُ مَا يُتْحَفُ بِهِ الْمُؤْمِنُ قَالَ يُغْفَرُ لِمَنْ تَبِعَ جَنَازَتَهُ.
❓اسحاق بن عمار گفت از امام صادق علیه السلام پرسیدم اولین هدیه خدا به مؤمن [که از دنیا رفته] چیست؟
📎 فرمود: کسانی که جنازه او را تشییع کردهاند آمرزیده میشوند.
📚 خصال شیخ صدوق، ج1، ص24
🔰خانه خراب کن ترین نوع ظلم، ظلم به بی کسی که دستش به جایی بند نیست!
✅عنِ الْحَارِثِ، عَنْ عَلِيٍّ علیه السلام قَالَ :قَالَ رَسُولُ اللَّه: يَقُولُ اللَّهُ: اِشْتَدَّ غَضَبِي عَلَى مَنْ ظَلَمَ مَنْ لَايَجِدُ نَاصِراً غَيْرِي.
🔻 حضرت از قول خداوند متعال نقل می کنند که پروردگار عالم اینگونه فرمود که: إشتَدّ غضَبی علی مَن ظَلَم مَن الیَجدُ ناصراً غیری. ظلم جزو گناهان خانه خراب کن است، خدای متعال با ستمگران، ظالمانِ به دیگران برخورد تندی دارد، علی لعنةُ الله علی القومِ الظالمین، در یک جاهایی: «و الکافرون هم الظالمون».
🔻 البته ظلمِ به نفس هم مبغوض است، ظلم به نفس این است که انسان گناهی بکند به ضرر خودش، یک حرکتی علیه خودش انجام بدهد.
این با توبه، انابه و با استغفار برطرف می شود، اما ظلم به غیر به معنای واقعیِ کلمه، خانه خراب کن است! خانه ظالم خراب میشود.
⭕️ در بین صُور و انواع ظلم، این نوع ظلم از همه بالاتر است، ظلم کردن به کسی که هیچ کسی جز خدا ندارد. آن کسی که کسی هم دارد، اگر به او هم ظلم شود بد است، اما آن کسی که هیچ کس را ندارد و دستش به هیچ جایی بند نیست، نه پارتی ای دارد، نه آدم بانفوذی در این دستگاه، آن دستگاه!
🔻 همه ما بایستی مراقب این معنا باشیم، بخصوص آن کسانی که مسئولیتهای حساسی دارند، مثل مسئولیت قضائی، کسانی که در مسند قضا قرار می گیرند، این مسأله ممکن است برایشان پیش بیاید که امیدواریم خدای متعال کمکشان کند، نجات پیدا کنند و در این دام نیفتند، در این ورطه سخت که شدّت غضبُ الله را در پی دارد، قرار نگیرند.
🔻 این ظلم، گاهی ظلم مالی است، گاهی ظلم آبروئی است، گاهی ظلم جانی و بدنی است، گاهی ظلم روحی است، یکی را روحاً انسان آزرده کند، ظلم مالی، مال کسی را غصب کند، تفریط در مال دیگری بکند؛ همۀ اینها ظلم است. اگر طرفِ مظلوم کسی باشد که دستش به جایی بند نباشد و فقط بتواند خدا را صدا بزند، کس دیگری نداشته باشد، شدتِ غضب الهی اینجا خیلی زیاد است. در یک چنین مواردی، خیلی باید مراقب بود!
⭕️ در نظام جمهوری اسلامی، ما ادّعاهایمان خیلی زیاد است، خیلی بالاست، ما مدّعی عدالت اجتماعی هستیم، عدالت سراسری، بخش مهمی از اجراء عدالت و رفع ظلم هنوز انجام نگرفته! البته تلاش می شود، امیدواریم خدای متعال کمک کند، تحقق پیدا کند.
🔻 ولیکن مادامی که آن اهداف عالیه تحقق پیدا نکرده است، ما در عملِ خودمان میتوانیم این دستورها را رعایت کنیم، مراقبت کنیم. و جدّاً مراقبت کنیم، ظلم از ما سر نزند. اگر نتوانیم در کلّ محیط اجتماعیِ کشور ظلم را برطرف بکنیم، خودمان میتوانیم ظلم نکنیم،
بخصوص در حقّ کسی که غیر از خدا هیچ کسی را ندارد، صدایش به هیچ جا نمی رسد. خداوند انشاءالله به همه کمک کند.
٢۴دی ١٣٩٨
#درس_خارج
#امام_خامنه_ای
https://eitaa.com/deraiat
تفسیر امیرالمومنین ع از صدای ناقوس
3- حَدَّثَنَا صَالِحُ بْنُ عِيسَى بْنِ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ الْعِجْلِيُّ قَالَ حَدَّثَنَا أَبُو بَكْرٍ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيِّ بْنِ عَلِيٍّ قَالَ حَدَّثَنَا أَبُو نَصْرٍ الشَّعْرَانِيُّ فِي مَسْجِدِ حُمَيْدٍ قَالَ حَدَّثَنَا سَلَمَةُ بْنُ الْوَضَّاحِ عَنْ أَبِيهِ عَنْ أَبِي إِسْرَائِيلَ عَنْ أَبِي إِسْحَاقَ الْهَمْدَانِيِّ عَنْ عَاصِمِ بْنِ ضَمْرَةَ عَنِ الْحَارِثِ الْأَعْوَرِ قَالَ:
بَيْنَا أَنَا أَسِيرُ مَعَ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ فِي الْحِيرَةِ إِذَا نَحْنُ بِدَيْرَانِيٍّ يَضْرِبُ النَّاقُوسَ قَالَ فَقَالَ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ ع يَا حَارِثُ أَ تَدْرِي مَا يَقُولُ هَذَا النَّاقُوسُ قُلْتُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ ابْنُ عَمِّ رَسُولِهِ أَعْلَمُ قَالَ إِنَّهُ يَضْرِبُ مَثَلَ الدُّنْيَا وَ خَرَابَهَا وَ يَقُولُ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ حَقّاً حَقّاً صِدْقاً صِدْقاً إِنَّ الدُّنْيَا قَدْ غَرَّتْنَا وَ شَغَلَتْنَا وَ اسْتَهْوَتْنَا وَ اسْتَغْوَتْنَا يَا ابْنَ الدُّنْيَا مَهْلًا مَهْلًا يَا ابْنَ الدُّنْيَا دَقّاً دَقّاً يَا ابْنَ الدُّنْيَا جَمْعاً جَمْعاً تَفْنَى الدُّنْيَا قَرْناً قَرْناً مَا مِنْ يَوْمٍ يَمْضِي عَنَّا إِلَّا أَوْهَنَ [أَوْهَى] مِنَّا رُكْناً قَدْ ضَيَّعْنَا دَاراً تَبْقَى وَ اسْتَوْطَنَّا دَاراً تَفْنَى لَسْنَا نَدْرِي مَا فَرَّطْنَا فِيهَا إِلَّا لَوْ قَدْ مِتْنَا
قَالَ الْحَارِثُ يَا أَمِيرَ الْمُؤْمِنِينَ النَّصَارَى يَعْلَمُونَ ذَلِكَ قَالَ لَوْ عَلِمُوا ذَلِكَ لَمَا اتَّخَذُوا الْمَسِيحَ إِلَهاً مِنْ دُونِ اللَّهِ
قَالَ فَذَهَبْتُ إِلَى الدَّيْرَانِيِّ فَقُلْتُ لَهُ بِحَقِّ الْمَسِيحِ عَلَيْكَ لَمَّا ضَرَبْتَ بِالنَّاقُوسِ عَلَى الْجِهَةِ الَّتِي تَضْرِبُهَا قَالَ فَأَخَذَ يَضْرِبُ وَ أَنَا أَقُولُ حَرْفاً حَرْفاً حَتَّى بَلَغَ إِلَى مَوْضِعٍ إِلَّا لَوْ قَدْ مِتْنَا فَقَالَ بِحَقِّ نَبِيِّكُمْ مَنْ أَخْبَرَكُمْ بِهَذَا قُلْتُ هَذَا الرَّجُلُ الَّذِي كَانَ مَعِي أَمْسِ فَقَالَ وَ هَلْ بَيْنَهُ وَ بَيْنَ النَّبِيِّ مِنْ قَرَابَةٍ قُلْتُ هُوَ ابْنُ عَمِّهِ قَالَ بِحَقِّ نَبِيِّكُمْ أَ سَمِعَ هَذَا مِنْ نَبِيِّكُمْ قَالَ قُلْتُ نَعَمْ فَأَسْلَمَ ثُمَّ قَالَ لِي وَ اللَّهِ إِنِّي وَجَدْتُ فِي التَّوْرَاةِ أَنَّهُ يَكُونُ فِي آخِرِ الْأَنْبِيَاءِ نَبِيٌّ وَ هُوَ يُفَسِّرُ مَا يَقُولُ النَّاقُوسُ.
الأمالي( للصدوق)، النص، ص: 226
https://eitaa.com/deraiat
هدایت شده از بحث تفسیر، فقه و اصول
آیه نور.pdf
حجم:
1.4M
حاج آقا در ایام فاطمیه سال 1396 چند جلسه منبر رفتهاند که یکی از دوستان زحمت پیاده کردنش را کشیدهاند و به پیوست تقدیم میشود
🔶«موافقت روحی باکتاب و سنت» و «قیاس» نامیدن آن نزد قدما
إن نسبة العمل بالقياس لابن الجنيد وردت في عدة كتب و لكننا نحتمل أن تكون النسبة في غير محلها بمقتضى تتبعنا لاستعمال كلمة القياس، فلعل المراد بهذه الكلمة هو ما نعبر عنه بالموافقة الروحية للكتاب و السنة.
بيان ذلك: إن معظم الأصوليين المتأخرين فسروا الأحاديث الآمرة بعرض الخبر على الكتاب و السنة نحو: «ما وافق كتاب اللّه فخذوه و ما خالف فذروه» بالموافقة و المخالفة النصية، بمعنى أن يعرض الخبر على آية قرآنية معينة فإن كانت النسبة بينهما هي التباين أو العموم من وجه طرح الخبر، و إن كانت النسبة هي التساوي أو العموم المطلق أخذ، و لكننا نفهم أن المراد بالموافقة الموافقة الروحية أي توافق مضمون الحديث مع الأصول الإسلامية العامة المستفادة من الكتاب و السنة، فإذا كان الخبر مثلا ظاهره الجبر فهو مرفوض لمخالفته قاعدة الأمر بين الأمرين المستفادة من الكتاب و السنة بدون مقارنته مع آية معينة، و هذا المفهوم الذي نطرحه هو الذي يعبر عنه علماء الحديث المتأخرون بالنقد الداخلي للخبر، أي مقارنة مضمونه مع الأصول العامة و الأهداف الإسلامية، و هو المعبر عنه في النصوص بالقياس، نحو:
«فقسه على كتاب اللّه»، إذن فمن المحتمل كون المراد من عمل ابن الجنيد بالقياس هو كونه من المدرسة المتشددة في قبول الحديث التي تلتزم بنظرية النقد الداخلي للحديث و الموافقة الروحية فيه للكتاب و السنة، في مقابل مدرسة المحدثين التي تعتقد بقطعية صدور أكثر الأحاديث دون مقارنتها مع الأصول الإسلامية،
📚سید علی سیستانی، الرافد في علم الأصول، ص: 12
🏠https://eitaa.com/deraiat