ارزیابی مصادر طب اسلامی
🔸سید احمد مددی
طب اسلامی به این معنا که طب باشد و به غیب بخورد مثل دعا و چنین چیزی نداریم. اگر منظور از طب اسلامی خواص گیاهان است چند هزار سال است اینها گفته شده و ربطی به اسلام هم ندارد و بهترین کتاب در این زمینه طب الائمه است و آقای ملکیان روایاتش را ارزیابی کرده و در یکی صحیح ننوشته است و من به او گفتم بجای این مساله مینوشتید همه اش ضعیف است و بحث در صحت نیست بلکه در این روایات شواهد جعل هست و مهم ترین کتاب در طب اسلامی اینست و غیر از این خیلی نادرست و اصطلاحاً طب اسلامی این کتاب است.
کتاب اهلیلجه اگر مراد هلیله باشد هلیله انواعی دارد و مربایی از مجموع هلیله جات درست میکنند که برای طول عمر و ضد عفونی بدن و... است و مثل واکسن امروزی است و در نجاشی ایشان 5-4 تا اهلیلجه نقل کرده و یکی در بحار به مفضل بن عمر منسوب است و فقط همین به دست ما رسیده است و البته اهلیلجه به شهرت توحید مفضل نیست و اول آن نوشته که طب را انبیاء جعل کردند و بشر ممکن نیست طب جعل کرده باشد و اگر بشر بگوید این گیاه سمی است باید آن را خورده باشد و اگر خورده باید مرده باشد پس نبوده که بگوید این گیاه سمی است.!!!
نجاشی به اسماعیل بن مهران و همدان بن معافی و داود بن کثیر به اینها کتاب اهلیلجه نسبت داده و در بحار به مفضل نسبت داده شد و چاپ هم شده است و این کتاب خیلی مشکل دارد
اشکالات میراثهای علمی مفضل بن عمر جعفی:
و حرفهای مفضل و مجموعه او مشکل دارد و اشکالات مختص به کتاب اهلیلجه نیست و از توحید تا بقیه مشکل دارد و آنچه به مفضل نسبت داده شده در غرب یعنی شام و نصیری ها و اسماعیلی ها و فاطمی ها این را نقل میکنند و عیاشی گفته رفتم پیش فلان شخصیت بصری این را نقل کرده و لم ارو و لم استنسخ و لذا آثار مفضل را در کوفه و قم و خراسان نقل نشده یعنی در شرق نقل نشده و در غرب (شام و مصر و...) نقل شده است و در کتب ما روایات مفضل نقل شده است نه کتب او و باید بین ایندو فرق نهاد و دو نحوه میراث علمی از اوست و کتب او در غرب کوفه نقل شده است و روایات او در خط بصره و بغداد و... هست و در سالهای 160-150 است و این مال سالهایی است که کار سیاسی را ول کرده یعنی از رسیدن حکومت به ائمه (ع) ناامید شده و به کار علمی پرداخته و اواخر امام صادق و زمان امام کاظم است. اکثر آنها هم از محمد بن سنان است که ایشان معمولاً از کسیکه در سالهای 160-150 باشد نقل میکند.
رساله ذهبیه منسوب به امام رضا (ع):
رساله ذهبیه یا مذهبه از امام رضا سند ندارد و طب هم نیست و به عنوان طب مرسوم شده و این رساله در حفظ الصحه است و امروز بدان بهداشت میگویند و در قدیم اعاده الصحه و حفظ الصحه هر دو را طب میدانستند و امروزه دومی را بهداشت و اولی را درمان میگویند و در این رساله حفظ الصحه است. در قدیم 20 سال را اول جوانی و 50 سال را اول پیری میدانستند و برای هرکدام معیارهایی برای حفظ الصحه گفته اند.
نمیشود رساله ذهبیه را به امام رضا نسبت داد و از راه ابن جمهور که خط غلو بصره است به ما رسیده است و اگر هم درست باشد خطاب به مامون است و مربوط به مزاج مامون و غذاهایی که مامون میخورده است و مامون در مرو بوده و آب و هوایش با قم فرق دارد. مرحوم صدوق هم گفته که مطالب آن نسبت به امزجه و اهویه و بلاد فرق دارد و 30-29 بار خطاب به مامون دارد که یا امیر المومنین. بغداد رودخانه دارد ولی تنوع گیاهی کوه را ندارد و در طب گیاهان خوب را برای کوه می دانند و بعد صحرا و بعد باغ که آبیاری شخصی دارد.
یک کتاب دیگری برای بختیشوع هست که رساله مامونیه نام دارد و احتمالاً این رساله را به امام رضا نسبت دادند و این مطالب در کتاب علی بن ربن طبری هم آمده است به نام فردوس الحکمه در طب قدیم است و دیدگاه فیلسوف مابانه به طب دارد و فوائد خوبی دارد و من با آن مانوسم و شنیدم به فارسی هم ترجمه کرده اند و این کتاب سال 250 مولفش وفات کرده و ادعا شده است که از این کتاب گرفته شده باشد و من بعید میدانم و طبعاً علم یک تشابهاتی با هم دارد ولی رساله مامونیه بختیشوع در ترکیه یافته شده و به این کتاب شباهت دارد و به ذهن می اید نویسنده این کتاب طبیب بوده و قابل ارزیابی است و جنبه وحی و غیب ندارد، برخورد ما با کتاب از موضع مسلط است و مرعوب نمیشویم چراکه حالت تعبد و مطالب غیبی در آن ندارد.
📚درس خارج فقه؛ جلسه 10- شنبه 25 آذر1396
🏠https://eitaa.com/deraiat
مراد از اصطلاح «ابی الحسن» در کتب روایی و تاریخی:
«ابی الحسن» الاول در تاریخ امام علی، (ع)، ثانی امام سجاد (ع) و سوم امام رضا (ع) و چهارم امام هادی (ع) است.
اما در کتب حدیث «ابی الحسن» اول و مطلق امام کاظم (ع) است و «ابی الحسن» ثانی امام رضا (ع) و ثالث امام هادی (ع) است.
📚سیداحمدمددی، 30 آبان1396
🏠https://eitaa.com/deraiat
🔶نقد روش تفسیر قرآن به قرآن علامه طباطبائی:
مشکل روش آقای طباطبایی که تفسیر قرآن به قرآن، رویاتی است که میگوید تنهایی سراغ قرآن نروید و باید رجوع شما با روایات باشد.
گفته نشود که روایاتی داریم که اخبار باید به قرآن عرض شود و اگر موافق با کتاب بود اخذ شود چراکه موافقت و مخالفت خبر با کتاب حدی نیست بکله شواهدی است یعنی مثل عمل به ثقه که حدی نیست که یک خط بکشی که هرکه ثقه بود رد شود هر که نبود رد نشود بلکه یعنی در چارچوب قرآن باشد.
ایضاً گفته نشود که قرآن که اینکه تبیان لکل شئ پس تبیان خودش هم باید باشد پس قرآن به قرآن قابل تفسیرست چراکه این تبیان کل شئ را همه میفهمند یا افراد خاص؟ و متقین که هدی للمتقین است و طبعاً باید درجه تمام مراد باشد و الذین یومنون بالغیب اینها درجات دارد و عملاً هم دیده شده که برداشتها و تاثرات از قرآن متفاوت بوده است و الان هم با تمسک همین قرآن آدم کشته میشود و لذا نباید حدی باشد و روایات باید در چارچوب قرآن باشد ولی اینکه حدی باشد این درست نیست.
سید احمد مددی- درس خارج فقه جلسه 40- سه شنبه 11 آبان، سال 1395
🏠https://eitaa.com/deraiat
🔷معناداری حروف و ریشه های مشترک
از اولین کسانی که بحث معناداری حروف و ریشه های مشترک را مطرح کرده است ابن جنی در کتاب الخصائص است. طبق این نظر، به عنوان مثال: سه حرف عین و لام و میم با همدیگر یک معنای خاصی را دارند و ترکیب های آن مثل: «علم»، «لمع» «عمل»، معنای مشترکی دارند. برخی به جای استفاده از تبادر و... معتقدند خود این حروف در ارتکاز عربی دارای یک معنای مشترک است. «لمع» یعنی درخشیدن، لذا در این سه حرف یک نوع معنای درخشندگی هست. «علم» یعنی آن چیزی که واضح است، می درخشد و روشن است. ابن جنی در اول خصائص سه حرف کاف و میم و لام را مثال می زند که «کلمه»، «ملکه»، «کمل» در هیئت های مختلفش معنای مشترک دارد. فخر رازی در ذیل آیه نباء: «فَتُصْبِحُوا عَلَی مَا فَعَلْتُمْ نَادِمِينَ» کلمه «ندم» را به یک نوع پشیمانی ثابت معنا کرده است، چون می گوید: ندم مثل مدن است، مدن یعنی مدینه و شهر. شهر به جایی گفته می شود که جنبه ثبات داشته باشد. الان در دنیای غرب این جز فنون و بحث های موجود است که در حقیقت اصلش در دنیای اسلام 1000 سال قبل مطرح شده است.
استاد سید احمد مددی
🏠https://eitaa.com/deraiat
هدایت شده از استاد عابدینی
بسم الله
#یادداشت_ویژه (۳)
فرصت ویژه #ارتباط_با_امام از طریق #ولایت_مؤمنین، در ایام شیوع ویروس منحوس #کرونا
⭕️ یادداشت #استاد_عابدینی، خطاب به اهل ایمان، یکشنبه ۲۵ اسفند ۱۳۹۸ :
🌟بسم الله الرحمن الرحیم
سلام علیکم
🔸«رَبِّ یَسِّر و لا تُعَسِّر، سَهِّل عَلَینا یا ربّ العالمین»
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
🔸ذیل چهار نکته مطالبی تقدیم میشود:
🔸۱. تنها راه رسیدن به قرب و ولایت الهی، مسیر «ولایت ولیّ الهی و امام معصوم (علیهالسلام)» است. همچنین نزدیکترین و سریعترین راه رسیدن به ولایت ولیّ الهی، «محبت و خدمت به مؤمنین و ولایت آنها» است.
🔻در روایات، زیارت و دیدار مؤمنین با یکدیگر، بهمثابه قرب به ولیّ الهی و زیارت او و احیای امر اهلبیت(علیهمالسلام) و بلکه زیارت خدای سبحان مطرح شده است:
🔻از امام صادق (عليهالسلام) نقل شده است که فرمود: «هركس بهخاطر رضاى خدا، برادرش را ديدار كند، خداى عزّوجلّ مىفرمايد: پس مرا ديدار كردى و پاداش تو بر عهده من است و من براى تو به ثوابى كمتر از بهشت راضی نمیشوم»؛
💫عن أبيعبدالله(علیهالسلام) قال: مَن زَارَ أَخَاهُ في اللهِ، قال اللَّهُ عَزَّوَجَلّ: إِيَّايَ زُرتَ وَ ثَوَابُكَ عَلَيَّ وَ لَستُ أَرضَى لَكَ ثَوَاباً دُونَ الجَنَّةِ.(کافی، ج۲ص۱۷۶)
🔻همچنین امام رضا (علیهالسلام) به جناب عبدالعظیم حسنی سفارش میکند که به مؤمنین امر کن به زیارت یکدیگر بروند، که دیدار آنها با یکدیگر سبب قرب و نزدیکشدن به من است؛💫«...فَإِنَّ ذَلِكَ قُربَةٌ إِلَيَّ...».(الاختصاص،ص۲۴۷)
🔻یا اینکه امام باقر (علیهالسلام) به خَيْثَمه سفارش میکند که به دوستان و شیعیان ما بگو: «در خانههاى خود با يكديگر ملاقات كنند، زيرا دیدار آنها با يكديگر مايه زنده ساختن امر ما است. خدا رحمت كند بندهاى را كه امر ما را زنده نگه دارد»؛
💫«...أَن يَتَلَاقَوا في بُيُوتِهِم فَإِنَّ لُقِيَّا بَعضِهِم بَعضاً حَيَاةٌ لِأَمرِنَا، رَحِمَ اللهُ عَبداً أَحيَا أَمرَنَا…»
(کافی، ج۲ص۱۷۶)
🔸
🔸۲. گاهی حجابِ عادت، سبب محرومیتهای بسیاری میشود. خدای سبحان برای جلوگیری از سلطهی عادت، تغییر و تفاوت را قرار داد تا دائماً با تغییر سالها، فصلها، ماهها، هفتهها، روزها و حتی ساعتها و حالات مختلف و متضاد مانند شب و روز، گرمی و سردی، خواب و بیداری، فقر و ثروت، صحت و مرض، موت و حیات، جذب و دفع، جنگ و صلح، بسط و قبض، دم و بازدم، و... ما را از حجاب عادت بیرون آورد تا گرفتار غفلت و عدم توجه به نعمتها نشویم و اسباب توجّه و تذکّر را از دست ندهیم. البته ممکن است بعضی از تغییرات و حالات، تکویناً محقق شده و بعضی از آنها به دست ظالمین محقق شود. ولی در نهایت نتیجهی آن، در خدمت رشد مؤمنان و استحکام و بیداری آنان قرار میگیرد.
🔸
🔸۳. پس از توجّه به نعمتهایی که حجاب عادت باعث شده بود قدرت بهرهمندی از آنها کاسته شود، راهِ برگرداندنِ نعمت و جبرانِ آنها، عمل به سنتهای اسلامی در حد امکان است. لذا درباره ارتباط با ارحام و دوستان، اگر امروزه از جهت بهداشتی منعهایی در ارتباط عادی ایجاد شده و در اثر این منعهای پزشکی که ضروری هم هست، محرومیتهایی از جلب رحمت الهی محقق شده است، میتوان با ارتباطاتی از طریق تماس صوتی و تصویری و پیامکی از احوال همدیگر با خبر شویم. یا اگر برای کسی مشکلی پیش آمد، در صدد جبران جمعی برآییم. لذا با پیامهای محبتآمیز بیشتر و با گذشتها و دیگر کارهای نیک، میتوان جبرانِ محرومیتها را کرد و نعمت را دوباره بازگرداند.
🔸
🔸۴. اینگونه حفظ ارتباط ولایی میان مؤمنین در حد مقدور، سبب #ارتباط_با_امام میشود و این فضای تهدید فعلی در جامعه تبدیل به فرصتی برای ارتباط ویژه با امام زمان(علیهالسلام) میکند.
💫 قال رسول الله(صلیالله علیه و آله): «إِنّ رَجُلاً زَارَ أَخاً لَهُ في قَريَةٍ أُخرَى، فَأَرصَدَ اللهُ عَلَى مَدرَجَتِهِ مَلَكاً، فَلَمَّا أَتَى عَلَيهِ، قال: أَينَ تُرِيد؟ قال أَرَدتُ أَخاً لی في قَريَةِ کذا و کذا، قال لَهُ: هَل لَكَ عَلَيهِ مِن نِعمَةٍ تَرُبُّهَا؟ قال: لا، إِلَّا أَنِّي أُحِبُّهُ في اللهِ، قال: إِنِّي رَسُولُ اللهِ إِلَيكَ إِنّ اللَّهَ تَعَالَى قَد أَحَبَّكَ كَمَا أَحبَبتَهُ فیه»
(کشف الریبة، ص۸۰؛ نهجالفصاحة، ص۵۱۰)
🔻مردى برای ديدن برادر دينى خود به دهكده دیگری رفت، خداوند فرشتهای در گذرگاه او گماشت و فرشته به او گفت: كجا ميروى؟ جواب داد: برادرى در اين دهكده دارم. گفت: آيا برای تو نعمتی هست که برعهده اوست که به تو بدهد و بهدنبال آن میروی؟ جواب داد نه، تنها بهخاطر این است که او را براى خدا دوست دارم. فرشته گفت: من فرستاده خدا به سوی تو هستم [تا به تو بگویم] همانطوركه تو او را بهخاطر خدا دوست دارى، خدا هم تو را دوست دارد.
🔸ادامه دارد...
✅ کانال استاد عابدینی
🔸 @abedini
🔶صبر شاکرین، نسخه نجات کشور
معلی بن خینس از امام صادق (ع) خواست دعایی به وی بیاموزد که جامع تمام ادعیه از زمان پیامبر(ص) باشد، امام فرمودند دعایی به تو می آموزم که جامع تمام ادعیه از زمان حضرت ابراهیم (ع) باشد. این دعا همان دعایی است که جزو اعمال هر روز ماه رجب است «اللهم انّی اسئلک صبر الشاکرین لک و یقین العابدین...»
هر نوع تحمل کردنی صبر ممدوح نیست. تحمل با اکراه و گلایه، صبر نیست. صبر شاکرین یعنی صبر از روی رضایت و سکینه، بدون اعتراض و بهانه گیری، همراه با خوش¬بینی، ناامید نشدن و ادامه دادن، از پا ننشستن و مبارزه کردن. چنین صبری، انفعال از روی اضطرار نیست، بلکه حرکتی برخاسته از امید و یقین است.*
این صبر با معرفت تلازم دارد. کسانی میتوانند صبر شاکرین داشته باشند، که به اندازه خویش از ملکوت هستی، خیرخواهی خالق، حرکت کلی هستی به سمت اعتلای توحید، غیرمستقل بودن اسباب مادی و ... آگاه باشند. تا کسی اسباب ظاهری و مشکلات فعلی را ببیند، توان درک دستاوردهای پنهان در رنجها را ندارد. هر اندازه معرفت بیشتر باشد، صبر نیز عمیق تر خواهد بود. *حتی موسی (ع) که در مراتب بالای معرفت، به دلیل نداشتن معرفت به برخی از مراتب حقیقت، توان صبر در برابر خضر (ع) را نداشت و جناب خضر (ع) بر این امر تصریح کرد:
*قالَ إِنَّكَ لَنْ تَسْتَطيعَ مَعِيَ صَبْراً وَ كَيْفَ تَصْبِرُ عَلى ما لَمْ تُحِطْ بِهِ خُبْراً ( کهف 67- 68)
حضرت زینب(ص) قهرمان صبر معرفی شده است. او داغدارترین فرد تاریخ نیست، شاید از او داغداتر هم کسانی باشند، لکن در میان غیرمعصومان (ع)، کمتر کسی مانند او به مقام صبر شاکرین رسیده است. این مرتبه از صبر حتماً نیازمند معرفتی ملکوتی به نظام هستی است. تا نگاه توحیدی به اسرار هستی در کسی نباشد، نمیتوان چنین سکینه ای از او دید. بی جهت نیست که او را مرتبط با خزائن علوم الهی دانسته اند. «عالمة بلامعلمة»
راه نجات کشور ما اینروزها در تحمل شرایط، نشستن و چشم به راه ماندن کوچ ویروس منحوس نیست، بلکه گسترش فرهنگ صبر شاکرین است که میتواند گره های فعلی و آتی را باز کند. اگر این نگرش حاصل شود «در بلا هم میچشم لذّات او»؛ و اگر معرفت و نوع دیدن تغییر نکند، در اوج نعمت نیز سکینه و آرامش را حس نخواهیم کرد.
ابتلائات و سختیها ابزاری برای انقطاع الی الله و بالاتر رفتن معرفت ما به اسرار هستی هستند. ادعیه ماه رجب به ویژه دعای ام داود مملو از چنین معارفی است.
عبدالله محمدی
http://www.rajanews.com/news/335636
🏠https://eitaa.com/deraiat
khda_v_ansan_dr_ghran.pdf
حجم:
5.1M
کتاب «خدا و انسان در قرآن» از ایزوتسو که با روش معناشناسی به دستیابی شبکه معانی قرآن می پردازد. https://eitaa.com/deraiat🏠
هدایت شده از «روی خط تاریخ و تمدن...»
نظام موضوعات الحیات.docx
حجم:
336.3K
#دانلود_رایگان
#word
🔺نظام جامع #موضوعات کتاب الحیات (کتاب الحیات برای ارائه ی یک زندگی و سبک یک زندگی ایده آل اسلامی بی نظیر است ، خاصه برای مبلغین و محققین ارجمند ) این نظام موضوعات به شما کمک میکند تا به خانواده ی حدیثی یک موضوع دسترسی پیدا کنید!!
📌 لطفا کانال را به دیگر تاریخ پژوهان و تاریخ دوستان معرفی بفرمائید...🙏🏼
┅┅❅❈❅┅┅
🔸انجمن علمی تاریخ و تمدن اسلامی
🆔 @r_kh_tarikh
هدایت شده از حَنان | یحیی
«حنّ»
و التحقيق
أنّ الأصل الواحد في هذه المادّة: هو الرقّة المخصوصة في القلب المقتضية للإشفاق و الرّحمة، و ليس مفهومها الرقّة المطلقة و لا الرّحمة و لا الإشفاق المطلق و لا الاشتياق و غيره.
و هذه الصفة من الصفات الممتازة للإنسان الروحاني، و هو من صفات اللّه تعالى، فانّ من أسمائه العليا الْحَنَّانَ.
و يقابلها الغلظة و الخشونة في القلب.
و إذا اتّصف العبد بالحَنَانِ من جانب اللّه و ايتائه: فيكون قلبه خاضعا خاشعا متذلّلا للّه، له خشية و رحمة و حب للّه و في اللّه، و هذا المقام إنّما يحصل بعد تزكية القلب و تهذيبه عن الأرجاس و السيّئات من الأفكار و الأخلاق، ليكون طاهرا طيّبا مستعدّا لنزول الرّحمة و البركة و الرّزق و السكينة-. «وَ الْبَلَدُ الطَّيِّبُ يَخْرُجُ نَباتُهُ بِإِذْنِ رَبِّهِ» 7/ 58.
. «وَ آتَيْناهُ الْحُكْمَ صَبِيًّا وَ حَناناً مِنْ لَدُنَّا وَ زَكاةً» 19/ 13.
فالحكم هو العلم اليقينيّ و الفصل و المعرفة، و الزكاة عبارة عن التزكية و تهذيب النفس و طهارة الباطن و الصّفاء، و الْحَنَانُ مصدر كسلام معطوفا على الحكم أي و آتيناه حَنَاناً.
و لا يخفى أنّ الحَنَانَ و تلك الرقّة و اللّطف المخصوص في القلب لا تحصل إلّا من عند اللّه و من موهبته و إيتائه.
التحقيق في كلمات القرآن الكريم، ج2، ص: 298
شهید مطهری ره :
میفرمايد : « وَمِنَ النَّاسِ مَن يُعْجِبُكَ قَوْلُهُ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَيُشْهِدُ اللَّهَ عَلَىٰ مَا فِي قَلْبِهِ وَهُوَ أَلَدُّ الْخِصَامِ» ﴿البقرة: ٢٠٤﴾
بعضی از مردم هستند كه وقتی به گفته شان نگاه میكنی ، وقتی به نوشته هاشان نگاه میكنی ، وقتی به اعلاميه هاشان نگاه میكنی ، وقتی به كتابهاشان نگاه میكنی در شگفت فرود میروی و حظ میكنی و خوشت میآيد كه عجب ملت فهميده ای ، عجب ملت حق شناسی ، چه اعلاميه های خوبی داده اند خيلی هم تأكيد میكنند : « وَيُشْهِدُ اللَّهَ عَلَىٰ مَا فِي قَلْبِهِ » خدا را هم گواه میگيرند كه اينها را كه من میگويم از عمق روحم سرچشمه میگيرد اما نمیدانی جايش كه برسد ، روی دنده لجاجت كه بيفتد چه ها میكند : « وَإِذَا تَوَلَّىٰ سَعَىٰ فِي الْأَرْضِ لِيُفْسِدَ فِيهَا وَيُهْلِكَ الْحَرْثَ وَالنَّسْلَ ۗ وَاللَّهُ لَا يُحِبُّ الْفَسَادَ » آن وقت كه يك مرتبه روی آن دنده لجبازی و خود خواهيش میافتد ، میبينيد اين حرف هايی كه برای او پوچ و بی معنا بود اينجا اثر ندارد ، دنيا را میخواهد زير و رو بكند « سَعَىٰ فِي الْأَرْضِ لِيُفْسِدَ فِيهَا » میخواهد روی زمين را فاسد بكند « وَيُهْلِكَ الْحَرْثَ وَالنَّسْلَ » و نسل بشر و كشتها و آباديها را از بين ببرد در دين
📚فلسفه اخلاق، ص287
🏠https://eitaa.com/deraiat