هدایت شده از استاد عابدینی
بسم الله
#یادداشت_ویژه (۳)
فرصت ویژه #ارتباط_با_امام از طریق #ولایت_مؤمنین، در ایام شیوع ویروس منحوس #کرونا
⭕️ یادداشت #استاد_عابدینی، خطاب به اهل ایمان، یکشنبه ۲۵ اسفند ۱۳۹۸ :
🌟بسم الله الرحمن الرحیم
سلام علیکم
🔸«رَبِّ یَسِّر و لا تُعَسِّر، سَهِّل عَلَینا یا ربّ العالمین»
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
🔸ذیل چهار نکته مطالبی تقدیم میشود:
🔸۱. تنها راه رسیدن به قرب و ولایت الهی، مسیر «ولایت ولیّ الهی و امام معصوم (علیهالسلام)» است. همچنین نزدیکترین و سریعترین راه رسیدن به ولایت ولیّ الهی، «محبت و خدمت به مؤمنین و ولایت آنها» است.
🔻در روایات، زیارت و دیدار مؤمنین با یکدیگر، بهمثابه قرب به ولیّ الهی و زیارت او و احیای امر اهلبیت(علیهمالسلام) و بلکه زیارت خدای سبحان مطرح شده است:
🔻از امام صادق (عليهالسلام) نقل شده است که فرمود: «هركس بهخاطر رضاى خدا، برادرش را ديدار كند، خداى عزّوجلّ مىفرمايد: پس مرا ديدار كردى و پاداش تو بر عهده من است و من براى تو به ثوابى كمتر از بهشت راضی نمیشوم»؛
💫عن أبيعبدالله(علیهالسلام) قال: مَن زَارَ أَخَاهُ في اللهِ، قال اللَّهُ عَزَّوَجَلّ: إِيَّايَ زُرتَ وَ ثَوَابُكَ عَلَيَّ وَ لَستُ أَرضَى لَكَ ثَوَاباً دُونَ الجَنَّةِ.(کافی، ج۲ص۱۷۶)
🔻همچنین امام رضا (علیهالسلام) به جناب عبدالعظیم حسنی سفارش میکند که به مؤمنین امر کن به زیارت یکدیگر بروند، که دیدار آنها با یکدیگر سبب قرب و نزدیکشدن به من است؛💫«...فَإِنَّ ذَلِكَ قُربَةٌ إِلَيَّ...».(الاختصاص،ص۲۴۷)
🔻یا اینکه امام باقر (علیهالسلام) به خَيْثَمه سفارش میکند که به دوستان و شیعیان ما بگو: «در خانههاى خود با يكديگر ملاقات كنند، زيرا دیدار آنها با يكديگر مايه زنده ساختن امر ما است. خدا رحمت كند بندهاى را كه امر ما را زنده نگه دارد»؛
💫«...أَن يَتَلَاقَوا في بُيُوتِهِم فَإِنَّ لُقِيَّا بَعضِهِم بَعضاً حَيَاةٌ لِأَمرِنَا، رَحِمَ اللهُ عَبداً أَحيَا أَمرَنَا…»
(کافی، ج۲ص۱۷۶)
🔸
🔸۲. گاهی حجابِ عادت، سبب محرومیتهای بسیاری میشود. خدای سبحان برای جلوگیری از سلطهی عادت، تغییر و تفاوت را قرار داد تا دائماً با تغییر سالها، فصلها، ماهها، هفتهها، روزها و حتی ساعتها و حالات مختلف و متضاد مانند شب و روز، گرمی و سردی، خواب و بیداری، فقر و ثروت، صحت و مرض، موت و حیات، جذب و دفع، جنگ و صلح، بسط و قبض، دم و بازدم، و... ما را از حجاب عادت بیرون آورد تا گرفتار غفلت و عدم توجه به نعمتها نشویم و اسباب توجّه و تذکّر را از دست ندهیم. البته ممکن است بعضی از تغییرات و حالات، تکویناً محقق شده و بعضی از آنها به دست ظالمین محقق شود. ولی در نهایت نتیجهی آن، در خدمت رشد مؤمنان و استحکام و بیداری آنان قرار میگیرد.
🔸
🔸۳. پس از توجّه به نعمتهایی که حجاب عادت باعث شده بود قدرت بهرهمندی از آنها کاسته شود، راهِ برگرداندنِ نعمت و جبرانِ آنها، عمل به سنتهای اسلامی در حد امکان است. لذا درباره ارتباط با ارحام و دوستان، اگر امروزه از جهت بهداشتی منعهایی در ارتباط عادی ایجاد شده و در اثر این منعهای پزشکی که ضروری هم هست، محرومیتهایی از جلب رحمت الهی محقق شده است، میتوان با ارتباطاتی از طریق تماس صوتی و تصویری و پیامکی از احوال همدیگر با خبر شویم. یا اگر برای کسی مشکلی پیش آمد، در صدد جبران جمعی برآییم. لذا با پیامهای محبتآمیز بیشتر و با گذشتها و دیگر کارهای نیک، میتوان جبرانِ محرومیتها را کرد و نعمت را دوباره بازگرداند.
🔸
🔸۴. اینگونه حفظ ارتباط ولایی میان مؤمنین در حد مقدور، سبب #ارتباط_با_امام میشود و این فضای تهدید فعلی در جامعه تبدیل به فرصتی برای ارتباط ویژه با امام زمان(علیهالسلام) میکند.
💫 قال رسول الله(صلیالله علیه و آله): «إِنّ رَجُلاً زَارَ أَخاً لَهُ في قَريَةٍ أُخرَى، فَأَرصَدَ اللهُ عَلَى مَدرَجَتِهِ مَلَكاً، فَلَمَّا أَتَى عَلَيهِ، قال: أَينَ تُرِيد؟ قال أَرَدتُ أَخاً لی في قَريَةِ کذا و کذا، قال لَهُ: هَل لَكَ عَلَيهِ مِن نِعمَةٍ تَرُبُّهَا؟ قال: لا، إِلَّا أَنِّي أُحِبُّهُ في اللهِ، قال: إِنِّي رَسُولُ اللهِ إِلَيكَ إِنّ اللَّهَ تَعَالَى قَد أَحَبَّكَ كَمَا أَحبَبتَهُ فیه»
(کشف الریبة، ص۸۰؛ نهجالفصاحة، ص۵۱۰)
🔻مردى برای ديدن برادر دينى خود به دهكده دیگری رفت، خداوند فرشتهای در گذرگاه او گماشت و فرشته به او گفت: كجا ميروى؟ جواب داد: برادرى در اين دهكده دارم. گفت: آيا برای تو نعمتی هست که برعهده اوست که به تو بدهد و بهدنبال آن میروی؟ جواب داد نه، تنها بهخاطر این است که او را براى خدا دوست دارم. فرشته گفت: من فرستاده خدا به سوی تو هستم [تا به تو بگویم] همانطوركه تو او را بهخاطر خدا دوست دارى، خدا هم تو را دوست دارد.
🔸ادامه دارد...
✅ کانال استاد عابدینی
🔸 @abedini
🔶صبر شاکرین، نسخه نجات کشور
معلی بن خینس از امام صادق (ع) خواست دعایی به وی بیاموزد که جامع تمام ادعیه از زمان پیامبر(ص) باشد، امام فرمودند دعایی به تو می آموزم که جامع تمام ادعیه از زمان حضرت ابراهیم (ع) باشد. این دعا همان دعایی است که جزو اعمال هر روز ماه رجب است «اللهم انّی اسئلک صبر الشاکرین لک و یقین العابدین...»
هر نوع تحمل کردنی صبر ممدوح نیست. تحمل با اکراه و گلایه، صبر نیست. صبر شاکرین یعنی صبر از روی رضایت و سکینه، بدون اعتراض و بهانه گیری، همراه با خوش¬بینی، ناامید نشدن و ادامه دادن، از پا ننشستن و مبارزه کردن. چنین صبری، انفعال از روی اضطرار نیست، بلکه حرکتی برخاسته از امید و یقین است.*
این صبر با معرفت تلازم دارد. کسانی میتوانند صبر شاکرین داشته باشند، که به اندازه خویش از ملکوت هستی، خیرخواهی خالق، حرکت کلی هستی به سمت اعتلای توحید، غیرمستقل بودن اسباب مادی و ... آگاه باشند. تا کسی اسباب ظاهری و مشکلات فعلی را ببیند، توان درک دستاوردهای پنهان در رنجها را ندارد. هر اندازه معرفت بیشتر باشد، صبر نیز عمیق تر خواهد بود. *حتی موسی (ع) که در مراتب بالای معرفت، به دلیل نداشتن معرفت به برخی از مراتب حقیقت، توان صبر در برابر خضر (ع) را نداشت و جناب خضر (ع) بر این امر تصریح کرد:
*قالَ إِنَّكَ لَنْ تَسْتَطيعَ مَعِيَ صَبْراً وَ كَيْفَ تَصْبِرُ عَلى ما لَمْ تُحِطْ بِهِ خُبْراً ( کهف 67- 68)
حضرت زینب(ص) قهرمان صبر معرفی شده است. او داغدارترین فرد تاریخ نیست، شاید از او داغداتر هم کسانی باشند، لکن در میان غیرمعصومان (ع)، کمتر کسی مانند او به مقام صبر شاکرین رسیده است. این مرتبه از صبر حتماً نیازمند معرفتی ملکوتی به نظام هستی است. تا نگاه توحیدی به اسرار هستی در کسی نباشد، نمیتوان چنین سکینه ای از او دید. بی جهت نیست که او را مرتبط با خزائن علوم الهی دانسته اند. «عالمة بلامعلمة»
راه نجات کشور ما اینروزها در تحمل شرایط، نشستن و چشم به راه ماندن کوچ ویروس منحوس نیست، بلکه گسترش فرهنگ صبر شاکرین است که میتواند گره های فعلی و آتی را باز کند. اگر این نگرش حاصل شود «در بلا هم میچشم لذّات او»؛ و اگر معرفت و نوع دیدن تغییر نکند، در اوج نعمت نیز سکینه و آرامش را حس نخواهیم کرد.
ابتلائات و سختیها ابزاری برای انقطاع الی الله و بالاتر رفتن معرفت ما به اسرار هستی هستند. ادعیه ماه رجب به ویژه دعای ام داود مملو از چنین معارفی است.
عبدالله محمدی
http://www.rajanews.com/news/335636
🏠https://eitaa.com/deraiat
khda_v_ansan_dr_ghran.pdf
حجم:
5.1M
کتاب «خدا و انسان در قرآن» از ایزوتسو که با روش معناشناسی به دستیابی شبکه معانی قرآن می پردازد. https://eitaa.com/deraiat🏠
هدایت شده از «روی خط تاریخ و تمدن...»
نظام موضوعات الحیات.docx
حجم:
336.3K
#دانلود_رایگان
#word
🔺نظام جامع #موضوعات کتاب الحیات (کتاب الحیات برای ارائه ی یک زندگی و سبک یک زندگی ایده آل اسلامی بی نظیر است ، خاصه برای مبلغین و محققین ارجمند ) این نظام موضوعات به شما کمک میکند تا به خانواده ی حدیثی یک موضوع دسترسی پیدا کنید!!
📌 لطفا کانال را به دیگر تاریخ پژوهان و تاریخ دوستان معرفی بفرمائید...🙏🏼
┅┅❅❈❅┅┅
🔸انجمن علمی تاریخ و تمدن اسلامی
🆔 @r_kh_tarikh
هدایت شده از حَنان | یحیی
«حنّ»
و التحقيق
أنّ الأصل الواحد في هذه المادّة: هو الرقّة المخصوصة في القلب المقتضية للإشفاق و الرّحمة، و ليس مفهومها الرقّة المطلقة و لا الرّحمة و لا الإشفاق المطلق و لا الاشتياق و غيره.
و هذه الصفة من الصفات الممتازة للإنسان الروحاني، و هو من صفات اللّه تعالى، فانّ من أسمائه العليا الْحَنَّانَ.
و يقابلها الغلظة و الخشونة في القلب.
و إذا اتّصف العبد بالحَنَانِ من جانب اللّه و ايتائه: فيكون قلبه خاضعا خاشعا متذلّلا للّه، له خشية و رحمة و حب للّه و في اللّه، و هذا المقام إنّما يحصل بعد تزكية القلب و تهذيبه عن الأرجاس و السيّئات من الأفكار و الأخلاق، ليكون طاهرا طيّبا مستعدّا لنزول الرّحمة و البركة و الرّزق و السكينة-. «وَ الْبَلَدُ الطَّيِّبُ يَخْرُجُ نَباتُهُ بِإِذْنِ رَبِّهِ» 7/ 58.
. «وَ آتَيْناهُ الْحُكْمَ صَبِيًّا وَ حَناناً مِنْ لَدُنَّا وَ زَكاةً» 19/ 13.
فالحكم هو العلم اليقينيّ و الفصل و المعرفة، و الزكاة عبارة عن التزكية و تهذيب النفس و طهارة الباطن و الصّفاء، و الْحَنَانُ مصدر كسلام معطوفا على الحكم أي و آتيناه حَنَاناً.
و لا يخفى أنّ الحَنَانَ و تلك الرقّة و اللّطف المخصوص في القلب لا تحصل إلّا من عند اللّه و من موهبته و إيتائه.
التحقيق في كلمات القرآن الكريم، ج2، ص: 298
شهید مطهری ره :
میفرمايد : « وَمِنَ النَّاسِ مَن يُعْجِبُكَ قَوْلُهُ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَيُشْهِدُ اللَّهَ عَلَىٰ مَا فِي قَلْبِهِ وَهُوَ أَلَدُّ الْخِصَامِ» ﴿البقرة: ٢٠٤﴾
بعضی از مردم هستند كه وقتی به گفته شان نگاه میكنی ، وقتی به نوشته هاشان نگاه میكنی ، وقتی به اعلاميه هاشان نگاه میكنی ، وقتی به كتابهاشان نگاه میكنی در شگفت فرود میروی و حظ میكنی و خوشت میآيد كه عجب ملت فهميده ای ، عجب ملت حق شناسی ، چه اعلاميه های خوبی داده اند خيلی هم تأكيد میكنند : « وَيُشْهِدُ اللَّهَ عَلَىٰ مَا فِي قَلْبِهِ » خدا را هم گواه میگيرند كه اينها را كه من میگويم از عمق روحم سرچشمه میگيرد اما نمیدانی جايش كه برسد ، روی دنده لجاجت كه بيفتد چه ها میكند : « وَإِذَا تَوَلَّىٰ سَعَىٰ فِي الْأَرْضِ لِيُفْسِدَ فِيهَا وَيُهْلِكَ الْحَرْثَ وَالنَّسْلَ ۗ وَاللَّهُ لَا يُحِبُّ الْفَسَادَ » آن وقت كه يك مرتبه روی آن دنده لجبازی و خود خواهيش میافتد ، میبينيد اين حرف هايی كه برای او پوچ و بی معنا بود اينجا اثر ندارد ، دنيا را میخواهد زير و رو بكند « سَعَىٰ فِي الْأَرْضِ لِيُفْسِدَ فِيهَا » میخواهد روی زمين را فاسد بكند « وَيُهْلِكَ الْحَرْثَ وَالنَّسْلَ » و نسل بشر و كشتها و آباديها را از بين ببرد در دين
📚فلسفه اخلاق، ص287
🏠https://eitaa.com/deraiat
🔸مشخصات جامعه دینی در دعای افتتاح
ولنختم هذه الحلقة بفقراتٍ في دعاء الافتتاح تجسّد تلك الصورة العظيمة للمجتمع في ظلِّ الإسلام على اسلوب دعاءٍ وتوسّلٍ إلى اللَّه تعالى بإظهار وليّه عليه السلام لتحقيق تلك الصورة وإنزال الإسلام إلى مستوى التطبيق في واقع الحياة:
«اللهمّ المُمْ به شَعَثَنا، واشعَبْ به صَدْعَنا، وارتُقْ به فَتْقَنا، وكثِّر به قلّتنا، وأعزِزْ به ذِلَّتنا، وأَغنِ به عائلنا، واقضِ به عن مَغْرَمنا، واجبر به فقرنا، وسُدَّ به خَلَّتنا، ويسِّر به عُسرَنا، وفُكَّ به أسْرَنا، وأنجِزْ به مواعيدَنا، وأعطنا به سُؤْلَنا، وبلِّغنا به من الدنيا والآخرة آمالنا يا خير المسؤولين وأوسع المعطين».
النجف الأشرف 10 ربيع الثاني 1399 ه
السيّد محمّد باقر الصدر
📚الإسلام يقود الحياة(موسوعة الشهيد الصدر ج5)، ص: 118
🏠https://eitaa.com/deraiat
🌹السلام علی السبطین: الحسن و الحسین🌹
امداد توران
✅ معروف است که امامان مامور به ظواهر بودند و مواجهه خود با افراد و مسائل اجتماعی را مبتنی بر ظاهر میکردند.
✅ این ادعا هم با روایات و هم با سیره عملی امامان ناسازگار است. کاملا برعکس، امامان، نه براساس ظواهر اشخاص و اوضاع، بلکه بر اساس باطن و علم خدادای خود به نفس الامر موضعگیری و اقدام میکردند؛ در عین حال، ظاهر را رعایت میکردند و احیانا برای افراد ظاهرنگر شواهد ظاهری برای درستی مواضع خود اقامه میکردند. شواهد این باطنمحور و حقیقت محور بودن سیره اهل البیت فراوان است؛ مثلا در مواجهه با قیامهای سادات زیدی و حسنی به ایشان و شیعیان گوشزد میکردند که قیامشان بر علیه بنی العباس به سرانجام نمیرسد و فعلا قرار نیست خلافت عباسی سقوط کند. این علم خدادادی پایه و مبنای سیره کلان امامان بود و نه سنجش اوضاع بر اساس برآوردهای بشری.
✅ دشواری تسلیم در برابر اوامر و سیرهی اهل البیت نیز از همینجا ناشی میشود: اهل البیت با اشراف باطنی به واقعیت زمان خود و نیز آگاهی از مقدرات الهی نسبت به آینده، موضعگیری و اقدام میکردند؛ اما دیگران از چنین علمی برخوردار نبودند و در نتیجه با تحلیل اوضاع ظاهری جهان اسلام به نتایجی ظاهرا معقول میرسیدند که با آگاهیهای غیبی امامان سازگار نبود. بنا بر این، همراهی با امامان در سیرهشان حتی برای شیعیان کار آسانی نبود. به همین جهت برخی از شیعیان صبرشان در قبال صلح امام مجتبی لبریز شد و ایشان را مذل المومنین خطاب کردند. موارد تاریخیِ مقاومت یا اعتراض یا لااقل ابهام شیعیان در برابر سیره امامان متعدد است. فرق است بین کسی که پیش پای خود میبیند و امامی که بر فراز تاریخ ایستاده و افقهای بسیار دور را به تماشا بنشسته است. به همین جهت در روایتی شیعیانِ صبور، صبورتر از امامان معرفی شدهاند؛ چرا که باید در قبال اموری صبر کنند که از حکمت آنها بیخبراند در حالیکه امام باخبر است.
✅در واقع دشواریِ شیعه بودن همینجاست: تسلیم عقلی در برابر رفتار و گفتاری که نه فقط توجیهی برای آن نداریم؛ بلکه شواهد ظاهری فراوانی بر خلاف آن داریم. دشواری تسلیم بودن در برابر امامان کمتر از دشواری تقدیم جان در راه ایشان نیست؛ جان بر کفان زیادی در زمان امامان بودند که در برابر امامان تسلیم نبودند.
♻️ اینست وجه دشواری فهم سیره امامان: سیره در افق فرازمان و نه زمانی، فرامکان و نه مکانی.
🔹تحلیل تاریخی سیره امامان عین خطاست.
🔶 تفاوت «عقل» در معارف کتاب و سنت و «عقل» در فلسفه
«عقل»، نقش بسزایی در فرایند دریافت و فهم علم دارد که در پرتو ولایت امام رشد و تکامل پیدا میکند. بیتردید مفهوم «عقل» در منظومه آموزههای اهلبیت (ع) با آنچه در فلسفه و منطق، عقل نامیده میشود تفاوتی فاحش داشته و متاسفانه بهکارگیری این دو به یک معنا و سرایت احکام آنها به یکدیگر، از مغالطههای رایج است. «عقل» از منظر منطق و فلسفه، قوه ناطقهای است که بهعنوان فصل انسان، مابه التمایز او از دیگر حیوانات است که کارکرد آن ادراک کلیات و محاسبه و سنجش است. در صورتی که از منظر روایات، «عقل» قوهای است که انسان را بهسوی عبودیت و پرستش خدای متعال سوق میدهد. این دو تعریف از دو منظر عمده با یکدیگر تفاوت دارند: 1. عقل در فلسفه و منطق ازآنجاکه مقوم انسانیت انسان است، نسبت به ایمان و کفر بلاشرط است درحالیکه عقل در فرهنگ روایات هرچند ریشه در فطرت انسانها دارد اما همواره جهتگیری حق و اقتضای پرستش خدای متعال دارد. 2. عقل از منظر ارتکاز رایج، قوه ادراک و محاسبه نظری است درحالیکه عقل در فرهنگ روایات چنین محدودیتی ندارد و آثار آن میتواند اعم از عقل عملی و نظری باشد.
بنابراین «عقل» در فرهنگ روایات، لزوماً انسان را به دین و ایمان به خدا میرساند و انسان کافر از عقل بیبهره است. روایت مفصل امام موسی بن جعفر ع خطاب به هشام در کتاب عقل و جهل کافی دلیل روشنی بر این مطلب است که ذکر آن در این مجال نمیگنجد. در ادامه به برخی روایات دیگر اشاره میکنیم:
[عن] أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع، قَالَ:
قُلْتُ لَهُ: مَا الْعَقْلُ؟ قَالَ: «مَا عُبِدَ بِهِ الرَّحْمنُ، وَ اكْتُسِبَ بِهِ الْجِنَانُ». قَالَ: قُلْتُ: فَالَّذِي كَانَ فِي مُعَاوِيَةَ؟ فَقَالَ: «تِلْكَ النَّكْرَاءُ، تِلْكَ الشَّيْطَنَةُ، وَ هِيَ شَبِيهَةٌ بِالْعَقْلِ وَ لَيْسَتْ بِالْعَقْلِ» . الکافی، ج1، ص25
طبق این بیان شریف کارکرد عقل، عبادت خدای متعال و اکتساب بهشت است؛ اینگونه نیست که عقل صرفاً قوه محاسبه و سنجش باشد که بتوان آن را در جهت اهداف خوب یا بد به کار گرفت. انسان کافری همچون معاویه از عقل بهرهای ندارد. روایات متعددی بر این حقیقت دلالت دارند که عقل، موجب رسیدن به ایمان و عامل عبودیت و پرستش است؛
عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع، قَالَ:
«لَيْسَ بَيْنَ الْإِيمَانِ وَ الْكُفْرِ إِلَّا قِلَّةُ الْعَقْلِ». قِيلَ: وَ كَيْفَ ذَاكَ يَا ابْنَ رسولالله؟
قَالَ: «إِنَّ الْعَبْدَ يَرْفَعُ رَغْبَتَهُ إِلى مَخْلُوقٍ، فَلَوْ أَخْلَصَ نِيَّتَهُ لِلّهِ، لَأَتَاهُ الَّذِي يُرِيدُ فِي أَسْرَعَ مِنْ ذلِكَ». الکافی، ج1، ص65
[عن] أَبُو الْحَسَنِ مُوسَى بْنُ جَعْفَرٍ ع:
كَانَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِين ع يَقُولُ: مَا عُبِدَ اللَّهُ بِشَيْءٍ أَفْضَلَ مِنَ الْعَقْلِ، وَ مَا تَمَّ عَقْلُ امْرِىً حَتّى يَكُونَ فِيهِ خِصَالٌ شَتّى: الْكُفْرُ وَ الشَّرُّ مِنْهُ مَأْمُونَانِ ...» الکافی، ج1، ص39
🏠https://eitaa.com/deraiat
🔶🔶 نقش عقل در شناخت حسن و قبح مبتنی بر معارف اهل بیت ع
ممکن است این سوال مطرح شود که در روایات فراوانی از شیعه، به اهمیت عقل و کارکردهای معرفتی آن اشاره شده است که در اینصورت نمی توان مضمون این روایت را در آموزه های شیعی منفرد تلقی کرد.
هرچند پاسخ تفصیلی به این سوال نیازمند مجال مستقلی است اما به اجمال می توان گفت: هرچند عقل جایگاه ویژه و اساسی در نظام معرفتی ایفا می کند و در نهایت تشخیص حسن و قبح بر عهده عقل است، اما نقش معرفتی «عقل» همواره در تقوم با «ولایت» واقع می شود. قوه ای که مبتنی بر معرفت های توحیدی، حق و باطل را از یکدیگر تشخیص میدهد و حسن و قبح را تمییز میدهد، «عقل» است.
وَ قَالَ [امیرالمؤمنین] (ع)
«كَفَاكَ مِنْ عَقْلِكَ مَا أَوْضَحَ لَكَ سُبُلَ غَيِّكَ مِنْ رُشْدِك» ( شريف الرضى، 1414ق، 550)
در روایت دیگری پس از توصیف حقیقت وجودی عقل، آن را نوری در قلب معرفی میکند که خوب را از بد تشخیص میدهد.
[عَنْ] عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ (ع)
«... فَيَقَعُ فِي قَلْبِ هَذَا الْإِنْسَانِ نُورٌ فَيَفْهَمُ الْفَرِيضَةَ وَ السُّنَّةَ وَ الْجَيِّدَ وَ الرَّدِيَّ أَلَا وَ مَثَلُ الْعَقْلِ فِي الْقَلْبِ كَمَثَلِ السِّرَاجِ فِي وَسَطِ الْبَيْتِ.» (صدوق، 1385، 98)
اما فعلیت عقل و رشد و تکامل عقل با ولایت امام واقع میشود؛ عقل بهعنوان حجت باطنی انسان در پرتو نور حجت ظاهری (انبیاء و ائمه (ع)) فعلیت پیدا می کند.
عن امیرالمؤمنین (ع)
«فَبَعَثَ فِيهِمْ رُسُلَهُ وَ وَاتَرَ إِلَيْهِمْ أَنْبِيَاءَهُ لِيَسْتَأْدُوهُمْ مِيثَاقَ فِطْرَتِهِ وَ يُذَكِّرُوهُمْ مَنْسِيَّ نِعْمَتِهِ وَ يَحْتَجُّوا عَلَيْهِمْ بِالتَّبْلِيغِ وَ يُثِيرُوا لَهُمْ دَفَائِنَ الْعُقُول». ( شريف الرضى، 1414ق، 43)
بنابراین تشخیص خیر از شرّ و حق از باطل همواره توسط عقل واقع میشود؛ «إِنَّمَا يُدْرَكُ الْخَيْرُ كُلُّهُ بِالْعَقْل» (ابن شعبه حرانى، 1404ق، 54) اما برپایه اراده و اختیار انسان، عقل، تکامل یا تنازل پیدا میکند. تکامل عقل، تحت ولایت الهی بسان رشد دانه گیاهی است که بر اثر تابش آفتاب رشد و نمو پیدا میکند، در این حرکت، دانه و آفتاب هردو نقش ایفا میکنند، اما این نور خورشید است که موجب شکوفایی دانه گیاه میگردد. عقل نیز در پرتو آفتاب ولایت شکوفا میشود. با ظهور امام عصر (عج) و طلوع خورشید ولایت نیز عقول جمعی انسانها تجمیع و تکمیل میشود. (کلینی، 1429ق، 1، 56) برهمین اساس فهم و تشخیص عقل از حسن و قبح، تابع درجات ولایت متفاوت میگردد و سیر در درجات ولایت به رشد و تکمیل عقل و درنتیجه تشخیص صحیح و صائبِ حسن و قبح و خیر و شرّ منجر میگردد. بنابراین مبتنی بر مجموع معارف شیعه، عقل، کارکرد استقلالی در تشیخص حسن و قبح ندارد، بلکه در تقوم با جریان ولایت الهی و اولیای الهی، به تشخیص صحیح می رسد، شاید از این روست که در این فراز از روایت فوق: «فَيَفْهَمُ الْفَرِيضَةَ وَ السُّنَّةَ وَ الْجَيِّدَ وَ الرَّدِيَّ»، فهم فریضه و سنت مقدم بر خوب و بد آمده است و بی شک عقل در فهم فریضه و سنت مستقل نیست.
🏠https://eitaa.com/deraiat