هدایت شده از روح الله رستمیان
👈🏻شأن و جایگاه بانوی دو عالم حضرت فاطمه معصومه صلوات الله و سلامه علیها در کلام معصومین علیهم الصلاة والسلام
🌹 بانویی که بهشت می بخشد
عَنِ الصَّادِقِ علیه السلام قَالَ:إنَّ زِيَارَتَهَا تَعْدِلُ الْجَنَّة.
🌱بحار الأنوار، ج102، ص267
زیارت فاطمه دخت موسی علیهماالسلام، برابر با بهشت است.
عَنِ الصَّادِقِ علیه السلام قَالَ: أَلَا وَ إِنَّ لِأَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ حَرَماً وَ هُوَ الْكُوفَةُ، أَلَا وَ إِنَّ قُمَّ الْكُوفَةُ الصَّغِيرَةُ، أَلَا إِنَّ لِلْجَنَّةِ ثَمَانِيَةَ أَبْوَابٍ ثَلَاثَةٌ مِنْهَا إِلَى قُمَّ، تُقْبَضُ فِيهَا امْرَأَةٌ مِنْ وُلْدِي اسْمُهَا فَاطِمَةُ بِنْتُ مُوسَى، وَ تُدْخَلُ بِشَفَاعَتِهَا شِيعَتِي الْجَنَّةَ بِأَجْمَعِهِمْ.
🌱بحار الأنوار، ج60، ص228
آگاه باشید که برای امیرالمؤمنین علیه السلام، حرمی است و آن حرم، کوفه است. آگاه باشید که قم، کوفه کوچک است. آگاه باشید که از هشت در بهشت، سه در آن به قم باز مى شود. زنى از فرزندان من در قم از دنیا مى رود که اسمش فاطمه بنت موسى علیهما السلام است و به شفاعت او همه شیعیان من وارد بهشت مى شوند.
عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ علیه السلام قالَ: إِنَّ لَنَا حَرَماً وَ هُوَ بَلْدَةُ قُمَّ، وَ سَتُدْفَنُ فِيهَا امْرَأَةٌ مِنْ أَوْلَادِي تُسَمَّى فَاطِمَةَ، فَمَنْ زَارَهَا وَجَبَتْ لَهُ الْجَنَّةُ.
قَالَ الرَّاوِي: وَ كَانَ هَذَا الْكَلَامُ مِنْهُ قَبْلَ أَنْ يُولَدَ الْكَاظِمُ عَلَيْهِ السَّلَامُ.
🌱بحار الأنوار، ج60، ص216-217
ما را حرمی است ، که شهر قم است. به زودی در آن شهر زنی از اولاد من دفن می شود که نامش فاطمه است. پس هرکس او را زیارت کند، بهشت بر او واجب می شود.
راوی گفت: کلام آن حضرت در زمانی بود که هنوز، حضرت کاظم علیه السلام به دنیا نیامده بود.
عَنْ سَعْدِ بْنِ سَعْدٍ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الرِّضَا علیه السلام قَالَ: سَأَلْتُهُ عَنْ زِيَارَةِ فَاطِمَةَ بِنْتِ مُوسَى صلوات الله علیهما، قَالَ: مَنْ زَارَهَا فَلَهُ الْجَنَّةُ.
🌱كامل الزيارات، ص324
از حضرت امام رضا علیه السلام از زیارت حضرت فاطمه معصومه علیها السلام سؤال شد. فرمود: هرکس او را زیارت کند، بهشت برای او خواهد بود.
عَنْ سَعْدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ مُوسَى الرِّضَا علیه السلام قَالَ: يَا سَعْدُ! عِنْدَكُمْ لَنَا قَبْرٌ.
قُلْتُ: جُعِلْتُ فِدَاكَ! قَبْرُ فَاطِمَةَ بِنْتِ مُوسَى علیهماالسلام؟
قَالَ: نَعَمْ، مَنْ زَارَهَا عَارِفاً بِحَقِّهَا فَلَهُ الْجَنَّةُ.
🌱بحار الأنوار، ج102، ص266
حضرت امام رضا علیه السلام به سعد فرمود: ما نزد شما قبری داریم.
سعد گفت: فدایت شوم، قبر فاطمه دخت موسی علیهما السلام را می فرمایید؟
حضرت فرمود: بله، هرکس در حالی که به حقّ او عارف است، وی را زیارت کند، بهشت برای او خواهد بود.
عَنِ ابْنِ الرِّضَا علیه السلام قَالَ: مَنْ زَارَ قَبْرَ عَمَّتِي بِقُمَّ، فَلَهُ الْجَنَّة.
🌱كامل الزيارات، ص324
هرکس عمّه مرا در قم زیارت کند، بهشت برای او خواهد بود.
هدایت شده از رهبر حوزهها
💠سؤال شد که برای ورود در حدیث و قرآن یعنی اُنس با قرآن و اُنس با حدیث، حقیر چه چیزی پیشنهاد میکنم؟
🔸من البتّه در برنامههای درسی نمیدانم -چون آقایان زحمت کشیدهاند نشستهاند برنامهریزی کردهاند، بنده نمیشود از کمر (وسط) کار وارد بشوم بگویم تفسیر این جوری است- امّا معتقدم از تفسیر، رها و جدا نشوید؛ یعنی تفسیر حالا ممکن است جزو برنامهی درسیتان نباشد، شاید به اینکه برنامهی درسی باشد احتیاج هم نداشته باشید، امّا حتماً [لازم است]؛
🔹مثلاً فرض کنید یک دوره تفسیر مجمعالبیان؛ بسیار تفسیر خوبی است؛ مجمعالبیان بسیار تفسیر عالمانهای است، یعنی مرحوم طبرسی در یک جاهایی و در ذیل یک آیاتی، مُلّاییِ خودش را و تبحّر خودش را در استدلال و استنباط نشان داده؛ گاهی اوقات این جوری است؛ یک جایی هم که البتّه احتیاج نبوده، نه.
🗓1397/12/13
📌کانال رهبر حوزه ها
🌐@khamenei_hawzah
هدایت شده از کلامُکم نور (گفتگوهای روایی)
📝گرانی و آسیب های اخلاقی آن
🔹از پیامبر نقل شده که فرمودند: علامت رضایت خداوند از مردم، عدالت حاکم آنها و ارزانی است. و نشانه خشم خداوند، ظلم حاکم و گرانی است؛ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ أَحْمَدَ عَنْ يَعْقُوبَ بْنِ يَزِيدَ عَنِ الْغِفَارِيِّ عَنِ الْقَاسِمِ بْنِ إِسْحَاقَ عَنْ أَبِيهِ عَنْ جَدِّهِ قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص عَلَامَةُ رِضَا اللَّهِ تَعَالَى فِي خَلْقِهِ عَدْلُ سُلْطَانِهِمْ وَ رُخْصُ أَسْعَارِهِمْ وَ عَلَامَةُ غَضَبِ اللَّهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى عَلَى خَلْقِهِ- جَوْرُ سُلْطَانِهِمْ وَ غَلَاءُ أَسْعَارِهِمْ.
🔸همچنین از حضرت صادق نقل شده: گرانی، اخلاقها را بد میکند، امانتداری را از بین میبرد و مسلمان را اندوهگین میکند؛ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ عَنْ أَبِي إِسْمَاعِيلَ السَّرَّاجِ عَنْ حَفْصِ بْنِ عُمَرَ عَنْ رَجُلٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ: غَلَاءُ السِّعْرِ يُسِيءُ الْخُلُقَ وَ يُذْهِبُ الْأَمَانَةَ وَ يُضْجِرُ الْمَرْءَ الْمُسْلِمَ.
🔗کافی، ج5، ص162 و 164
@Hadith1398
🔶رابطه ذاتی میان لفظ و معنا
استاد مفیدی:
جدای از این بحث کلاسیک لغوی در روایات ما ازجهت تعبدی بالاتر از این را هم مطرح نموده اند در کتاب "جابربن حیان" که یک فرد مصری به نام "دکتر زکی نجیب محمود" آن را نوشته که بنده از ۴۰ سال پیش آن را دارم حدیثی از امام صادق علیه السلام نقل می کند که فرمودند: جابر، زبان عربی با تکوینِ عناصرِ بیرونی رابطه عددی دارد و لذا اگر می خواهی بر روی طلا و مس کار کنی و در طبیعتشان تصرف کنی اسم عربی آنها را حساب کن. یعنی امام می فرمایند ورای رابطه طبعی یک رابطه عددی هم با تکوین بر قرار است و شاید این کلام بتواند انسان را به جواب از سوالی که می گوید زبان وضعی است یا تکوینی؟ نزدیکتر کند که البته تحقیق و تفحص بسیار لازم است.
در مورد این مسئله الان در کتب متأخر اصولی این که وضع برای الفاظ محقق شده و قول غیر آن صحیح نیست ارسال مسلّم دانسته شده در حالی که در مفاتیح الاصول مرحوم مجاهد جواب اشکالاتی که حتی در اصول مظفر آمده را دادهاند و ما خودش را میخوانیم اما جوابش را نمی خوانیم؛ ایشان می فرمایند دلالت لفظ بر معنا ذاتی نیست بلکه رابطه ذاتی است و برای دلالت ما نیاز به علم به رابطه داریم مثل رابطه دود و آتش که بدون علم به علیت آتش برای دود، از دود به آتش نمی رسیم. اگر به کتاب دراسات فی فقه اللغة دکتر صبحی صالح نگاهی بیندازید می بینید که او هم رابطه ذاتی را قبول دارد و از آن دفاع می کند.
📚 تفسیر آیه 214 بقره
🔶تحلیل تاریخی بحث «حقیقت شرعیه» در اصول
استاد سید احمد مددی:
بنده معتقدم که در بحث های نظری، حتی بحث های اصولی و فلسفی اگر در هر بحثی، زوایای تاریخی اش را بررسی کنیم گاهی نتایج عوض می شود و معلوم می شود که این مسئله دیدگاه معیّنی داشته و دیدگاه قبلی خلاف واقعیت بوده است. فرض کنید بحث «حقیقت شرعیه» که در کتاب های اصول قدیم، مانند معالم و ما بعد آن مطرح بوده و در آثار علامه تا عصر حاضر آمده است، مرحوم محقق نائینی و عده ای بعد از فحص و بررسی به این نتیجه رسیدند که ریشه های تاریخی این بحث به اهل سنت برمی گردد، چون اهل سنت روایاتشان از رسول الله است طبعاً، این بحث پیش می آید که آیا لفظ صلوة و صومی که در روایت رسول الله بوده به معنای لغوی است یا خیر؟ روایات ما از رسول الله بسیار کم است و از رسول الله(ص) سند صحیح کم داریم. روایت ما از امام صادق(ع) است و در آن زمان قطعاً صلوة و صوم در این معنا بوده است. یکی از مسائلی که مرحوم نائینی و بعد از آن مرحوم خوئی و دیگران معترض آن شدند، بحث «حقیقت شرعیه» بود که ابتدائاً در کتاب های اصول اهل سنت مطرح شد و نقشی کاربردی در شناخت احادیث رسول الله داشت که به تبع آن ها در اصول ما هم آمد. لکن وقتی تحلیل می کنیم می بینیم که این ها نباید بیاید این جای دیگری است.
موارد دیگری هم هست که ما اخیراً مطرح کرده ایم و بحث های بسیار پیچیده و معلقی است، مثل بحثِ اخبار مع الواسطه و اشکال دور، که سعی کردیم در آن جا اثبات کنیم که این ها به تفکرات شیعی ربطی ندارد و از روی مبانی اهل سنت بوده.
📚http://www.imam-khomeini.ir/fa/n121375/مصاحبه_با_آیت_الله_سید_احمد_مددی
🏠https://eitaa.com/deraiat
هدایت شده از حامد کاشانی
9.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
نقدی عالمانه، منصفانه و آسیب شناسانه بر منهج رجالی مرحوم آیت الله خوئی اعلی الله مقامه الشریف
@kashani1395
هدایت شده از حامد کاشانی
#ویژه_طلاب
یکی از آسیبهای برخی دانشکدههای علوم حدیث غرق شدن در مکتب (با تسامح) رجالی مرحوم حضرت آیت الله خوئی اعلی الله مقامه الشریف است.
دلیل عمده هم عدم خبرویت، عدم تمحض و عمق کافی برخی اساتید این دانشکدهها در مباحث رجالی و معارفی است. اساسا رد کردن و با یک چوب زدن، بسیار آسان تر از بنا کردن و تدقیق میباشد.
رجال مرحوم آقای خوئی، همچون اصول آن فرهیخته کم نظیر، صنعتی است و در تلاش برای کشف قواعد عمومی.
حال آنکه رجال کمتر به صنعت در میآید و تتبعی است و از سنخ دانش تاریخ. گرچه بسیاری اوقات ابزار حجیت و اعتبار خبر گردد.
توسعه منهج آقای خوئی به عرصههای معارفی موجب نادیده گرفتن و کم ارزش شدن بخش عظیمی از تراث ارزشمند قدما میشود.
و این مسیر در کشور ما و علم رجال ما نیز دیده میشود. گرچه اکثر شاگردان آن بزرگوار از منهج ایشان فاصله گرفته و به سمت وثوق صدور و تحلیل و توجه به قرائن حرکت کردهاند.
در رجال عامه نیز این صنعتی سازی را پیروان سلفیه، چون ناصر الدین البانی، شعیب الارناووط، ناصرالدین شثری و ... رواج داده و فجایعی نیز ایجاد نموده اند. انبوهی از تراث قدما را سخاوتمندانه به تاراج دادهاند و شک نیست که امروز یکی از چالشهای جدی در مناظرات و مباحثات بین المذاهب بویژه شیعیان با دیگران اتخاذ مبنا در اعتبار سنجی روایات است. در برابر نیز بزرگان خاندان غماری، محمود سعید ممدوحها و ... به پا خاسته، سعی در آسیب شناسی و اصلاح داشتهاند. و برای اهمیت روش دقیق قدمای خود فراوان نگاشتهاند.
گفتار بسیار مودبانه، منصفانه و آسیبشناسانه حضرت آیت الله شبیری زنجانی در این باره جان کلام و لب لباب بود.
پ.ن: اگر اخباریگری را نیز محصول طبیعی واکنش به بی اعتنایی و جراحی شدید منهج رجالی شهیدثانی، فرزند، نوه و پیروان ایشان بدانیم، نیز بیراهه نرفتهایم و در ادامه سخن بالا گزاف نگفتهایم.
@kashani1395
هدایت شده از روح الله رستمیان
👈🏻مردم آخرالزمان نزول عذاب را انکار می کنند!!!
قُلْ أَ رَأَيْتُمْ إِنْ أَتاكُمْ عَذابُهُ بَياتاً أَوْ نَهاراً ما ذا يَسْتَعْجِلُ مِنْهُ الْمُجْرِمُون سوره مبارکه یونس آیه ۵۰
عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام: فِی قَوْلِهِ قُلْ أَ رَأَیْتُمْ إِنْ أَتاکُمْ عَذابُهُ بَیاتاً یَعْنِی لَیْلًا أَوْ نَهاراً ما ذا یَسْتَعْجِلُ مِنْهُ الْمُجْرِمُونَ [یونس۵۰] فَهَذَا عَذَابٌ یَنْزِلُ فِی آخِرِ الزَّمَانِ عَلَی فَسَقَةِ أَهْلِ الْقِبْلَةِ وَ هُمْ یَجْحَدُونَ نُزُولَ الْعَذَابِ عَلَیْهِمْ.
امام باقر علیه السلام : یعنی شب هنگام يا در روز به سراغ شما آيد مجرمان براى چه عجله مىكنند؟!این عذابی است در آخر الزمان که بر گناهکاران اهل قبله که نزول عذاب را بر خود انکار می کنند نازل می شود.
🌱بحار الأنوار، ج۵۲، ص ۱۵۸
امت های پیشین همانند قوم لوط و نوح و عاد و ثمود هم نزول عذاب را انکار و مسخره می کردند ولی خداوند عذاب را بر انها نازل کرد
مردم زمان ما هم دقیقا راه اقوام گذشته را می روند و نزول عذاب را انکار می کنند
يکي از آيات قرآن، که در تفاسير اسلامي، نزول عذاب در آخرالزمان از آن برداشت ميشود، آيه 50 سوره يونس است. خداوند در اين آيه ميفرمايد: «بگو: اگر مجازات او شب هنگام يا در روز به سراغ شما آيد، (آيا مي توانيد آن را از خود دفع کنيد؟!) پس مجرمان براي چه عجله ميکنند؟!»
در تفسير اين آيه امام باقر فرمودند: «اين عذابي است که در آخرالزمان بر بدکاران «اهل قبله» (مسلمانان ظاهري) نازل ميشود که آنها نزول چنين عذابي را بر خودشان باور ندارند»
#آخرالزمان
🔶امام باقر علیه السلام، موسس فقه تفریعی
🔹استاد سید احمد مددی
سنی ها اصرار دارند که موسس فقه تفریعی ابوحنیفه است ولی در واقع امام باقر (ع) است؛ «لِمَ سُمِّيَ الْبَاقِرُ بَاقِراً قَالَ لِأَنَّهُ بَقَرَ الْعِلْمَ بَقْر» . موسس تفریع ایشان است. ابوحنیه متولد 80 است. تولد و فوتش تقریباً شبیه امام صادق ع است، زید هم همینطور؛ هرسه متولد 80 هستند. امام صادق (ع) تا سال 148 بودند. ابوحنیفه اصرار داشت که این ابداع من است.
ابوحنیفه به جابربن یزید جعفی می گفت من این تفریع را جعل کردم، جابر می گفت من این را از امام باقر(ع) شنیده ام! اصل تکذیب جابر، برای ابوحنیفه است سر همین فقه تفریعی. جابر به پیامبر (ص) نسبت می داد؛ یعنی مساله امامت همین است که از رسول الله ص گرفته است. مرحوم نجاشی راجع به جابر مطالبی دارد که قابل قبول نیست.
وَ كَانَتِ الشِّيعَةُ قَبْلَ أَنْ يَكُونَ أَبُو جَعْفَرٍ وَ هُمْ لَايَعْرِفُونَ مَنَاسِكَ حَجِّهِمْ وَ حَلَالَهُمْ وَ حَرَامَهُمْ، حَتّى كَانَ أَبُو جَعْفَرٍ، فَفَتَحَ لَهُمْ، وَ بَيَّنَ لَهُمْ مَنَاسِكَ حَجِّهِمْ وَ حَلَالَهُمْ وَ حَرَامَهُمْ، حَتّى صَارَ النَّاسُ يَحْتَاجُونَ إِلَيْهِمْ مِنْ بَعْدِ مَا كَانُوا يَحْتَاجُونَ إِلَى النَّاسِ، وَ هكَذَا يَكُونُ الْأَمْرُ »
كافي (ط - دار الحديث)، ج3، ص: 59
🏠https://eitaa.com/deraiat
درایت
https://eitaa.com/deraiat
🔹ابوخالد کابلی (راوی روایت فوق) از اصحاب خاص امام سجاد ع و امام باقر ع بود که دو روایت را در قدر و منزلت او تقدیم می کنم:
حَدَّثَنَا جَعْفَرُ بْنُ الْحُسَيْنِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحَسَنِ الصَّفَّارِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عِيسَى عَنْ يُونُسَ عَنْ جَمِيلٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع قَالَ:
🔸ارْتَدَّ النَّاسُ بَعْدَ الْحُسَيْنِ ع إِلَّا ثَلَاثَةً أَبُو خَالِدٍ الْكَابُلِيُّ وَ يَحْيَى ابْنُ أُمِّ الطَّوِيلِ وَ جُبَيْرُ بْنُ مُطْعِمٍ ثُمَّ إِنَّ النَّاسَ لَحِقُوا وَ كَثُرُوا وَ كَانَ يَحْيَى ابْنُ أُمِّ الطَّوِيلِ يَدْخُلُ مَسْجِدَ رَسُولِ اللَّهِ ص وَ يَقُولُ كَفَرْنا بِكُمْ وَ بَدا بَيْنَنا وَ بَيْنَكُمُ الْعَداوَةُ وَ الْبَغْضاءُ.
الإختصاص، النص، ص: 64
مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيى، عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ، عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ أَحْمَدَ، عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ الْحَسَنِ، قَالَ: حَدَّثَنِي وُهَيْبُ بْنُ حَفْصٍ، عَنْ إِسْحَاقَ بْنِ جَرِيرٍ، قَالَ:
🔸قالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ عَلَيْهِ السَّلَامُ: «كَانَ سَعِيدُ بْنُ الْمُسَيَّبِ و الْقَاسِمُ بْنُ مُحَمَّدِ بْنِ أَبِي بَكْرٍ و أَبُو خَالِدٍ الْكَابُلِيُّ مِنْ ثِقَاتِ عَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ عَلَيْهِمَا السَّلَامُ». ثُمَ قَالَ: «وَ كَانَتْ أُمِّي مِمَّنْ آمَنَتْ وَ اتَّقَتْ و أَحْسَنَتْ «وَ اللَّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ».
قَالَ: «وَ قَالَتْ أُمِّي: قَالَ أَبِي: يَا أُمَّ فَرْوَةَ، إِنِّي لَأَدْعُو اللَّهَ لِمُذْنِبِي شِيعَتِنَا فِي الْيَوْمِ وَ اللَّيْلَةِ أَلْفَ مَرَّةٍ؛ لِأَنَّا نَحْنُ فِيمَا يَنُوبُنَا مِنَ الرَّزَايَا نَصْبِرُ عَلى مَا نَعْلَمُ مِنَ الثَّوَابِ، وَ هُمْ يَصْبِرُونَ عَلى مَا لَايَعْلَمُونَ».
كافي (ط - دار الحديث)، ج2، ص: 529
هدایت شده از محمد
🔸 متن شناسی؛ از وجوه ذوقی و غیر قابل اعتماد در اعتبارسنجی متون
(نمونه: ذیل دعای عرفه)
این وجه، وجهی ذوقی و بر مبنای اطمینان شخصی استوار است. گفتنی است که روش استناد به متن حدیث برای اثبات اعتبار آن، بسیار روش لغزندهای است و ذوق و سلیقه شخصی و تمایلات فکری در آن بسیار مؤثّر است.
💠 به عنوان نمونه درباره قسمت ذیل دعای عرفه حضرت سیّد الشهداء علیه السلام: «إِلَهِي أَنَا الْفَقِيرُ فِي غِنَايَ فَكَيْفَ لَا أَكُونُ فَقِيراً فِي فَقْرِي ... »،1️⃣ برخی از بزرگان همچون مرحوم امام، متن حدیث را دلیل بر صدور آن دانستهاند، ولی مرحوم مجلسی و برخی از محدّثان دقیقاً برعکس، متن حدیث را شاهد بر عدم صدور آن از معصوم علیه السلام انگاشتهاند.
ایشان پس از نقل دعا به همراه ذیل آن به نقل از اقبال، میافزاید: «أقول: قد أورد الكفعمي رحمه الله أيضاً هذا الدعاء في البلد الأمين و ابن طاووس في مصباح الزائر كما سبق ذكرهما، ولكن ليس في آخره فيهما بقدر ورق تقريباً، و هو من قوله: "الهي أنا الفقير في غناي" الى آخر هذا الدعاء، و كذا لم يوجد هذه الورقة في بعض النسخ العتيقة من الاقبال أيضاً، و عبارات هذه الورقة لا تلائم سياق ادعية السادة المعصومين علیهم السلام أيضاً، و إنّما هي على وفق مذاق الصوفيّة، و لذلك قد مال بعض الافاضل الى كون هذه الورقة من مزيدات بعض مشايخ الصوفيّة و من الحاقاته و ادخالاته، و بالجملة هذه الزيادة إمّا وقعت من بعضهم أوّلاً في بعض الكتب و أخذ ابن طاووس عنه في الاقبال غفلة عن حقيقة الحال، أو وقعت ثانياً من بعضهم في نفس كتاب الاقبال، و لعلّ الثاني أظهر على ما أومأنا اليه من عدم وجدانها في بعض النسخ العتيقة و في مصباح الزائر، والله أعلم بحقائق الأحوال.»2️⃣
مرحوم همایی در مقدّمه مولوی نامه اشاره کرده که این قطعه بی کم و کاست در منشآت ابن عطاء الله اسکندرانی (متوفّی 709 ق) آمده که 45 سال بعد از ابن طاووس وفات کرده است.3️⃣
💠 حاج آقا4️⃣ این قطعه را افزوده شده به دعا دانسته و دربارهی علّت افزوده شدن این قطعه میفرمودند: «ظاهراً یک صفحه از کتاب ابن عطاء الله در لابلای نسخهای از نسخههای اقبال قرار گرفته و برخی از مراجعان تصوّر کردهاند که این صفحه، قطعهی پایانی دعای عرفه است. لذا در نسخههای متأخّر اقبال، این قطعه به دعا افزوده شده است.»
💠 من اکنون درصدد بحث از این جهات نیستم، فقط میخواستم برخورد بزرگانی همچون مرحوم امام با گرایشات عرفانی با این قطعه را با برخورد محدّثنانی چون مرحوم علّامه مجلسی مقایسه کرده و میزان دخالت پیشزمینههای ذهنی در زمینه بررسی اعتبار یا عدم اعتبار روایت را با روش متنشناسی نشان بدهم.
💠 به عقیدهی من متنشناسی، راه روشمندی برای شناخت اعتبار یا عدم اعتبار روایات نیست، و تنها در دایرهی محدودی میتوان از آن بهره جست
#اعتبار_سنجی_محتوایی
——————————————————————-
1️⃣ اقبال الاعمال: ج1، ص348-350.
2️⃣ بحار الانوار: ج95، ص227-228.
3️⃣ مولوی نامه: ج2، ص18.
4️⃣ #آیت_الله_سید_موسی_شبیری_زنجانی
🔺درس خارج اصول #آیت_الله_سید_جواد_شبیری_زنجانی ، تاریخ: 1 اسفند 1389 (دروس فی علم الاصول، ج5، ص10-11)
@zobdatolfavaed