eitaa logo
درایت
272 دنبال‌کننده
124 عکس
61 ویدیو
73 فایل
نکاتی ویژه از معارف قرآن و اهل بیت علیهم السلام ارتباط با مدیر کانال: @yahyaab
مشاهده در ایتا
دانلود
هدایت شده از جهادتبیینی
🗓سالروز امامت حضرت ابراهیم‌ 🏳و آغاز دهه مهم امامت و ولایت 💠رهبرانقلاب ‼️از روز عید قربان تا روز عید غدیر، مقطعی است با محوریت مسئله امام، خدای متعال در قرآن یاد میفرماید: «و اذ ابتلی ابراهیم ربّه بکلمات فأتمّهنّ قال انّی جاعلک للنّاس اماما». ابراهیم از طرف پروردگار منصوب شد به امامت. چرا؟ چون از عهده امتحانهای دشوار برآمد. مبدأ این را میشود روز عید قربان به حساب آورد، تا روز عید غدیر که روز امامت امیرالمؤمنین است. که این هم به دنباله امتحانات سخت بود. امیرالمؤمنین طول حیات مبارکش را با امتحان - امتحانهائی که از آن سرافراز بیرون آمده است - گذرانده؛ از سیزده سالگی یا یازده سالگی و قبول نبوت تا لیلةالمبیت، یک جوان فداکار و فانی در پیغمبر که آماده است جان خود را فدای پیغمبر بکند - عملاً این را در ماجرای هجرت پیغمبر به اثبات میرساند - و بعد هم آن امتحانهای بزرگ در بدر و احد و حنین و خیبر و بقیه جاها. این منصب والا، دنباله این امتحانهاست؛ بعضی هم این را «دهه امامت» نامیده‌اند و نام مناسبی است! ۸۸/۹/۴ @Jahade_tabeini
🔶خط غلو سیاسی 🔹 ادامه بحث 🔸 استاد سید احمد مددی ظهور و بروز اين خط غلوّ، در زمان امام صادق عليه ‏السلام است، نه امام باقر عليه ‏السلام؛ چون امام باقر عليه‏ السلام در زمان بنى ‏اميّه شهيد شدند. امام صادق عليه ‏السلام تنها امامى است که سه بحران اجتماعى شديد را پشت سر گذارده است. سال ۱۱۴ ق ـ که تصدّى امامت است ـ تا۱۲۱ ق _ زمان قيام زيد _، زيد که قيام مى‏ کند، تمام موازين را به هم مى‏ زند. بعد از قيام زيد، کارهايى که بنى عبّاس و ابو مسلم کردند، تزلزلى در نظام بنى ‏اميّه ايجاد کرد. روشن است که هر نظام سياسى‏ اى که در آن تزلزل ايجاد شود، جامعه، به فکر جايگزين آن است. سه جايگزين در آن زمان، مطرح بود: 1. بنى عبّاس به زعامت ابراهيم که بعد در زندان مُرد؛ 2. بنى الحسن به زعامت عبدالله‏ محض و بعد پسرش محمّد و ابراهيم و پسرش و تا حدّى موسى بن عبدالله‏؛ و 3. بنى الحسين، يعنى امام صادق عليه ‏السلام. خطّ غلوّ سياسى، اين جا نشئت گرفت. مفضّل بن عمر و معلى بن خنيس، اين جا نشئت گرفتند. اينها معتقد بودند که اهل بيت عليهم ‏السلام جنبه ولايتشان فقط بايد در حکومت ظهور کند. در کوفه، دو خط فکرى به وجود آمد، يک خطى که اسم آن را من «خط اعتدال» گذاشتم که زراره و محمّد بن مسلم و ... هستند. اينها دنبال همين مستضعفان و پابرهنه‏ ها بودند، لذا تمام نقش مفضّل بن عمر، در زمان امام صادق عليه ‏السلام است و در زمان امام کاظم عليه ‏السلام به کنار مى ‏رود، مثل آقاى دهخدا که در ايام مشروطه خيلى نقش داشت؛ امّا بعد رفت گوشه خانه و مشغول نوشتنِ امثال و حکم و لغت نامه شد. مفضّل بن عمر تا زمان امام کاظم عليه ‏السلام هم زنده است؛ ولى ديگر اسمى ندارد، چرا؟ چون حس کرد که ديگر وضعِ جامعه قبول نمى‏ کند و بنى عبّاس جا گرفتند. غرض اين است که خطّ غلوّ، ابتداى ظهورش يک خط سياسى بود. ابو الخطّاب که منحرف تمام‏ عيار بود، او هم مى ‏گفت که امام صادق خداست. مفضّل بن عمر هم حرف‏هاى سياسى مى ‏گفت. ابو الخطّاب به همراه هفتاد نفر با شمشير قيام کردند و نيروهاى حکومتى هم ريختند و همه را کشتند. اعلام خروجشان و شعارشان «لبيک يا جعفر» بود. با اين حال، امام صادق عليه ‏السلام مرتّب لعنشان مى ‏کرد. اينها شدند خطّ سياسى، مفضّل هم شد خطّ سياسى. من اعتقادم اين است انصافاً ميراث ‏هاى علمى خطّ غلوّ، جاى تأمّل دارد. حق با اصحاب ماست؛ چون دنبال خطّ سياسى بودند، ميراث ‏ها دقيق نشد. مهم نبود حرفِ من باشد يا اهل کتاب باشد. بنابراين، مشکل ايجاد شد. ما الآن داريم خطّ غلوّ را از زاويه حديثى و رجالى بررسى مى ‏کنيم. اين زاويه حديثى، کارى به زاويه عقايدى ندارد؛ ربطى به نماز خواندن ندارد. اينها لوازم خطّ غلوّ است. اين خطّ غلوّ از زمان امام صادق عليه ‏السلام در جريان ضعف بنى اميه، به عنوان يک حکومت بدل مطرح شد، و مثل هر خط سياسى ‏اى که الآن مطرح است، براى خودشان ميراثْ درست کردند، براى خودشان معلّم درست کردند. اين طرف هم مى‏ بينيد که زُراره و محمّد بن مسلم را داريم؛ معلّى بن خنيس هم داريم، بعد حسين بن سعيد، حسن بن محبوب، محمّد بن سنان و محمّد بن عروه هم داريم. چون تا به حال بحث نشده، من مى ‏خواهم اين مسئله را به مرحوم کلينی ربط بدهم و اين بحث بسيار مفيدى است که اگر آقايان بخواهند تحقيق کنند، خودش کتابى مى ‏شود. اين خطّ غلوّ براى خودش ميراث درست کرد. مرحوم کلينى، قسمت نقى اين ميراث را در کتابش وارد کرد. الآن شما در «الکافى» روايت يوسف بن ضبيان داريد، مفضّل بن عمر داريد و از همه آنها مهم ‏تر، محمّد بن سنان داريد. يکى از موارد اختلاف صدوق با کلينى همين است. در زمان کلينى و مخصوصاً بعد از کلينى، متأسّفانه اين اختلافات هم بين شيعه پيدا شد. بغداد، متّهم شد که غالى ‏اند، همان غلوّ سياسى؛ چون شيعيان بغداد، سلطه سياسى پيدا کردند و بر عليه خلافت تصميم مى‏ گرفتند؛ امّا در قم، مردم خاضع حکومتِ رى بودند که به شکل سورى از آل بويه است. دو جامعه، شيعى‏ اند، يک جامعه‏ اى که از رى مى ‏ترسد و يک جامعه ‏اى که خليفه را زير دست گرفته است. در بغداد از آل بويه، چند کار منشأ شد: يکى تثبيت «اشهد أنّ عليّا ولى الله»‏، و يکى قضاياى شهادت حضرت زهرا عليها السلام. لذا مرحوم شيخ طوسى در بخش مزار، زيارت «يا ممتحنة امتحنک الله‏ ...» را نقل مى ‏کند. اين، نتيجه شصت سال کار سياسى است که در بغداد شد و گرنه، زيارتى که معروف است، همان سه سطر است و تصادفاً شيخ طوسى هم از کتاب «المزار» محمّد بن احمد داوود قمى نقل مى ‏کند که اين کتاب، نزد مرحوم شيخ طوسى ضعيف بوده است. 📚مصاحبه در بزرگداشت مرحوم کلینی ره 🏠https://eitaa.com/deraiat
▫️دوستی که همیشه همراه ماست... 🔸 حضرت امیرالمومنین صلوات الله فرمودند: 🔸إِنَّ لِلْمَرْءِ الْمُسْلِمِ ثَلَاثَةَ أَخِلَّاءَ: ➖ فَخَلِيلٌ يَقُولُ أَنَا مَعَكَ حَيّاً وَ مَيِّتاً وَ هُوَ عَمَلُهُ ➖ وَ خَلِيلٌ يَقُولُ لَهُ أَنَا مَعَكَ إِلَى بَابِ قَبْرِكَ ثُمَّ أُخَلِّيكَ وَ هُوَ وَلَدُهُ ➖ وَ خَلِيلٌ يَقُولُ لَهُ أَنَا مَعَكَ إِلَى أَنْ تَمُوتَ وَ هُوَ مَالُهُ فَإِذَا مَاتَ صَارَ لِلْوَارِثِ 🔸هر مسلمان سه دوست دارد: ➖ یکی از این دوست ها می گوید من در زندگی و پس از مرگ با تو هستم و آن او است ➖ یک دوست می گوید من تا بالای قبرت با تو هستم و سپس تو را تنها می گذارم و آن او است ➖و دوست دیگری می گوید من تا زمان مرگ با تو هستم و آن او است که هرگاه بمیرد ثروتش به وارثان می رسد. 📚 خصال شیخ صدوق، ج ۱، ص ۱۱۴
به نظر ما مرحوم کلينى با درايتى خاص، مقدارى از تُراث صحيح خطّ غلوّ را هم داخل کتابش کرد. البته بعداً آهسته آهسته خطّ غلوّ از بين مى ‏رود و اين تقسيم ‏بندى را ديگر نداريم؛ چرا؟ من احتمال مى ‏دهم چون: اوّلاً، مرحوم کلينى، قسمت صحيح را آورده؛ ثانياً، با تشکيل خلافت فاطمى ‏ها در مصر [خط غلو جذب آن شد]، چون خطّ غلوّ سياسى دنبال حکومت بود، حکومت هم اوايلش خوب بود و بعد، آن هم به فساد افتاد؛ يعنى خطّ غلوّ، جذب مصر شد و خطّ غلوّ شيعه، منحل شد؛ دو تا حادثه هم‏زمان. به نظر من اين، انقصام خطّ غلوّ است. ديگر ما بعد از شيخ (حتّى بعد از کلينى) نمى‏ گوييم اين ميراث است. بعدها خطّ اخباريگرى و اصوليگرى آمد؛ امّا اين دو تا خط، مساوى با خطّ غلوّ و اعتدال نيست و من فکر مى ‏کنم که مرحوم کلينى به دو لحاظ با خطّ غلوّ حساب مى ‏شد: يکى نقد تُراث‏ هاى آن و دومى با لوازمش.
مجموعه ائمه زیدی شش نفر است. یحیی بن زید در چند جا مقبره دارد یکی جوزجان در افغانستان. یکی هم میامی نزدیک مشهد؛ احتمالاً میامی، مقام ایشان بوده است. ایشان بعد از شهادت پدرش از کوفه فرار کرد از 16 ساله تا 26 ساله گفته شده است. زید ولادتش با امام صادق ع است ولی حدود 27 سال قبل از ایشان به شهادت رسید؛ گفته اند چهل ساله شهید شده است. احتمالاً یحیی در میامی اقامت داشته و بیعت گرفته است چرا که قبر ایشان کاملاً مشخص است که جوزجان است. در قصیده تائیه دعبل، هم ذکر شده جوزجان. قبر یحیی حرم دارد. در گنبد هم بارگاه دارد. اگر اینها درست باشد مٌقام ایشان بوده به ضم : محل اقامت. مقام به فتح ، جنبه معنوی است.
هدایت شده از حَنان | یحیی
🔶قیام زید تأیید یا مخالفت امام؟ 🔻دوم صفر؛ شهادت زید پسر امام سجاد(ع) 🔸یحیی عبدالهی در خصوص قیام زید و اینکه مورد تأیید ائمه (ع) بوده است یا خیر مواضع علما اختلافی است. به عنوان مثال آیت الله بهجت، این قیام را مورد تأیید ائمه دانسته است: 🔹https://v0.bahjat.ir/index.php/2012-12-16-04-56-21/1586-معرفی-حضرت-زیدبن%e2%80%8cعلی%e2%80%8cعلیهماالسلام.html مستند تأیید عمدتاً روایتی از امام رضا علیه السلام در کتاب عیون اخبارالرضا (ع) است که می فرماید: « وَ لَقَدْ حَدَّثَنِی أَبِی مُوسَى بْنُ جَعْفَرٍ (ع) أَنَّهُ سَمِعَ أَبَاهُ جَعْفَرَ بْنَ مُحَمَّدٍ یَقُولُ رَحِمَ اللَّهُ عَمِّی زَیْداً إِنَّهُ دَعَا إِلَى الرِّضَا مِنْ آلِ مُحَمَّدٍ وَ لَوْ ظَفِرَ لَوَفَى بِمَا دَعَا إِلَیْهِ وَ قَدِ اسْتَشَارَنِی فِی خُرُوجِهِ فَقُلْتُ لَهُ یَا عَمِّ إِنْ رَضِیتَ أَنْ تَکُونَ الْمَقْتُولَ الْمَصْلُوبَ بِالْکُنَاسَةِ فَشَأْنَکَ فَلَمَّا وَلَّى قَالَ جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ وَیْلٌ لِمَنْ سَمِعَ وَاعِیَتُهُ فَلَمْ یُجِبْهُ » اما در مقابل ، دو روایت از کتاب الحجه کافی وجود دارد که مخالفت امام از آن برداشت می شود: 🔹اولین روایت، گزارش احتجاج مومن الطاق با اوست که مورد تأیید امام واقع می شود (كافي (ط - دار الحديث)، ج‏1، ص: 423. همچنین: رجال الكشي، ص: 186) در این روایت زید بن علی می گوید امام من را نهی نکرده است، مومن الطاق می گوید: خوف این را داشته است که قبول نکنی و مستحق آتش شوی؛ «خَافَ عَلَيْكَ أَنْ لَاتَقْبَلَهُ، فَتَدْخُلَ النَّارَ، وَ أَخْبَرَنِي أَنَا، فَإِنْ قَبِلْتُ نَجَوْتُ، وَ إِنْ لَمْ أَقْبَلْ لَمْ يُبَالِ أَنْ أَدْخُلَ النَّارَ.» 🔹روایت دوم، گفتگوی امام باقر (ع) با زید بن علی است. (كافي (ط - دار الحديث)، ج‏2، ص: 206) فَقَالَ لَهُ أَبُو جَعْفَرٍ عَلَيْهِ السَّلَامُ: «إِنَّ الطَّاعَةَ مَفْرُوضَةٌ مِنَ اللَّهِ- عَزَّ و جَلَّ- و سُنَّةٌ أَمْضَاهَا فِي الْأَوَّلِينَ، و كَذلِكَ يُجْرِيهَا فِي الْآخِرِينَ، و الطَّاعَةُ لِوَاحِدٍ مِنَّا، و الْمَوَدَّةُ لِلْجَمِيعِ، و أَمْرُ اللَّهِ يَجْرِي لِأَوْلِيَائِهِ بِحُكْمٍ مَوْصُولٍ، و قَضَاءٍ مَفْصُولٍ، و حَتْمٍ مَقْضِيٍّ، و قَدَرٍ مَقْدُورٍ، وَ أَجَلٍ مُسَمًّى لِوَقْتٍ مَعْلُومٍ، فَلَا يَسْتَخِفَّنَّكَ الَّذِينَ لَايُوقِنُونَ، إِنَّهُمْ لَنْ يُغْنُوا عَنْكَ مِنَ اللَّهِ شَيْئاً، فَلَا تَعْجَلْ؛ فَإِنَّ اللَّهَ لَايَعْجَلُ لِعَجَلَةِ الْعِبَادِ، و لَاتَسْبِقَنَّ اللَّهَ؛ فَتُعْجِزَكَ الْبَلِيَّةُ فَتَصْرَعَكَ». قَالَ: فَغَضِبَ زَيْدٌ عِنْدَ ذلِكَ، ثُمَّ قَالَ: لَيْسَ الْإِمَامُ مِنَّا مَنْ جَلَسَ فِي بَيْتِهِ، و أَرْخى‏ سِتْرَهُ، و ثَبَّطَ عَنِ الْجِهَادِ، و لكِنَّ الْإِمَامَ مِنَّا مَنْ مَنَعَ حَوْزَتَهُ، و جَاهَدَ فِي سَبِيلِ اللَّهِ حَقَّ جِهَادِهِ، و دَفَعَ عَنْ رَعِيَّتِهِ، و ذَبَّ عَنْ حَرِيمِهِ. حضرت در پایان سخن می فرمایند: «أَعُوذُ بِاللَّهِ مِنْ إِمَامٍ ضَلَّ عَنْ و قْتِهِ، فَكَانَ التَّابِعُ فِيهِ أَعْلَمَ مِنَ الْمَتْبُوعِ، أَ تُرِيدُ يَا أَخِي أَنْ تُحْيِيَ مِلَّةَ قَوْمٍ قَدْ كَفَرُوا بِآيَاتِ اللَّهِ، و عَصَوْا رَسُولَهُ، و اتَّبَعُوا أَهْوَاءَهُمْ بِغَيْرِ هُدًى مِنَ اللَّهِ، و ادَّعَوُا الْخِلَافَةَ بِلَا بُرْهَانٍ مِنَ اللَّهِ و لَاعَهْدٍ مِنْ رَسُولِهِ؟ أُعِيذُكَ بِاللَّهِ يَا أَخِي أَنْ تَكُونَ غَداً الْمَصْلُوبَ بِالْكُنَاسَةِ». ثُمَّ ارْفَضَّتْ عَيْنَاهُ، و سَالَتْ دُمُوعُهُ، ثُمَّ قَالَ: «اللَّهُ بَيْنَنَا و بَيْنَ مَنْ هَتَكَ سِتْرَنَا، وَ جَحَدَنَا حَقَّنَا، و أَفْشى‏ سِرَّنَا، و نَسَبَنَا إِلى‏ غَيْرِ جَدِّنَا، و قَالَ فِينَا مَا لَمْ نَقُلْهُ فِي أَنْفُسِنَا». در پایان شاید بتوان اینگونه جمع بندی کرد که شخصیت زید مورد مدح و تمجید ائمه (ع) واقع شده است و زید بن علی فردی صادق بوده و قیام او با نیت اقامه حق بوده است و اگر به قدرت می رسید حکومت را به امام تحویل می داد اما قیام او مورد تأیید نبوده است. مرحوم علامه مجلسی نیز در بحار جلالت شخصیت زید را نتیجه گرفته است: « ثم اعلم أن الأخبار اختلفت و تعارضت فی أحوال زید و أضرابه کما عرفت لکن الأخبار الدالة على جلالة زید و مدحه و عدم کونه مدعیا لغیر الحق أکثر و قد حکم أکثر الأصحاب بعلو شأنه فالمناسب حسن الظن به و عدم القدح فیه بل عدم التعرض لأمثاله من أولاد المعصومین (ع) إلا من ثبت من قبل الأئمة (ع) الحکم بکفرهم و لزوم التبری عنهم.» (بحار الأنوار، ج‏46، ص:155) مطالعه بیشتر: 🔹https://enghelabfarhangi.blog.ir/1394/04/09/مواضع-امامان-ع-در-قبال-فرقه-های-شیعه-از-منظر-روایات 🏠https://eitaa.com/yahyayahya
استاد سبحانیmts-es-05-1400.mp3
زمان: حجم: 8.7M
رویکردهای امام شناسی - استاد سبحانی بررسی سه رویکرد : 1. امام شناسی تطبیقی 2. امام شناسی تبیینی 3. امام شناسی تاریخی (تاریخ نهاد/ باور/ فرهنگ/ اندیشه امامت) https://eitaa.com/deraiat🏠
🔶 پرداختن به فقه عزاداری/ تفسیر "الْمَقَامَ الْمَحْمُود" 🔸آیت الله میرباقری این توفیق که کسی بتواند فداکاری کند و مردم را برساند به مصیبت سیدالشهداء، جلوه ای از مقام محمود است که به او اجازه دادند که دیگران را بیاورد و به سیدالشهداء وصل بکند. به گزارش مشرق، آیت الله میرباقری در یک سخنرانی به تاریخ ۲۴ مهرماه ۹۷ در باب پرداختن به فقه عزاداری مطالبی را فرمودند که بخشی از آن را ملاحظه می کنید: حالا امشب چون شب شهادت است من فقط دو تا نکته را زود بگویم و عبور کنم. یک نکته این است که من اینطوری می فهمم، توجه جامعه شیعه به عاشورا و بکاء بر سیدالشهداء و تفکر در عاشورا برای ما درکی از معصومین می آورد که امکان تسلیم را برایمان فراهم می کند، یعنی ولو نفهمیم می توانیم تسلیم بشویم. چون سیدالشهداء یک جوری کار را جلو بردند که هیچ راهی برای این که مثلا شیطان بیاید وسوسه کند و بگوید حضرت منافع خودشان را می خواستند در آن نیست. همه می فهمند که این کار صرفا از سر بندگی و فداکاری و شفاعت و دستگیری است. لذا به اندازه ای که ما متمرکز در عاشورا می شویم باب تسلیم به رویمان باز می شود و یکی از بهترین راه ها برای این که جامعه شیعه را به مقام تسلیم در مقابل معصوم برسانیم همین آشنا کردن با عاشوراست. کار شما هم همین است. فرمود گریه بر سیدالشهداء مومنین را تطهیر می کند، حیات قلب برایشان می آورد و زنده شان می کند. همه شبهات و اینها برای همین عدم طهارت است. اگر انسان به طهارت نفس رسید با معصوم همراه است. آنی که نمی گذارد انسان اسرار مکنون را بفهمد همین عدم پاکی است «إِنَّهُ لَقُرْآنٌ کَرِیمٌ * فِی کِتابٍ مَکْنُونٍ * لا یَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُون »(واقعه/۷۷-۷۹). انس با سیدالشهداء باب طهارت نفس و باب تسلیم و باب حیات قلب را برای جامعه مومنین باز می کند. خدای متعال هم به شما توفیق داده که ان شاء الله بتوانید واسطه باشید. در زیارت عاشورا بعد از توجه به مصیبت و عظمت مصیبت، بصیرت و شناخت جبهه تاریخی دشمن، موضع گیری از لعن تا برائت و بعد هم صف و قتال و مهمتر این که آدم به یک جایی برسد که بداند اگر کسی می خواهد دنبال امام باشد باید در رکاب امام زمان باشد، به این توجه داده شده است که یکی از مقاماتی که با عاشورا سیر می شود «أَنْ یُبَلِّغَنِی الْمَقَامَ الْمَحْمُود» است. مقام محمود مقام شفاعت است اما رسیدن به مقام محمود معنایش این نیست که ما بشویم سیدالشهداء. آن شفاعتِ کلیه دست حضرت است و خیلی از انبیاء اولوالعزم هم با دستگیری حضرت یک مراحلی را طی می کنند، «أَنْ یُبَلِّغَنِی الْمَقَامَ الْمَحْمُود» یعنی این. یک موقعی انسان خودش به امام می رسد «أَنْ یُثَبِّتَ لِی عِنْدَکُمْ قَدَمَ صِدْقٍ فِی الدُّنْیَا وَ الْآخِرَة» و ثبات قدم و همراهی پیدا می کند، این خوب است ولی یک بار متعدی می شود، یعنی خودش به معیت رسیده و می تواند دست دیگران را بگیرد و بیاورد کنار امام، بیاورد در خیمه امام و متصل به امام کند، این می شود «أَنْ یُبَلِّغَنِی الْمَقَامَ الْمَحْمُود». یعنی جلوه مقام محمود این است که انسان به رنج می افتد که دیگران را به سیدالشهداء برساند. من گاهی عرض کردم این توفیق که کسی بتواند فداکاری کند و مردم را برساند به مصیبت سیدالشهداء، جلوه ای از مقام محمود است که به او اجازه دادند که دیگران را بیاورد و به سیدالشهداء وصل بکند. لذا این مقام مقامی نیست که با تنافس دنیایی و مسابقات دنیایی به دست بیاید. اصلش اخلاص است و با مسابقه و حرص بر سر دنیا و حسد به دنیا به دست نمی آید. اصلش هم این است که انسان بخواهد به امامش برسد و دیگران را به امامشان برساند. بعد از این که این اخلاص درست شد آن وقت یک کار خیلی با عظمتی است، یعنی یک کار ساده ای نیست و فقهش بسیار گسترده است. این یک کاری است که شما می خواهید جامعه مومنین را متصل کنید به شفاعت سیدالشهداء و دستشان را بیاورید در عاشورا و این خیلی کار با عظمتی است. به همین اندازه هم فقه دارد، قواعد و مناسک دارد. به اندازه روزه و اینها که مناسک دارد به اندازه نماز خواندن مناسک دارد. اتصال جامعه به امام که محور اقامه صلاة و زکات و همه اینهاست و همچنین محور اقامه ولایت است، فقهش خیلی گسترده است. متأسفانه ما از این تفقه محرومیم، یک کار ساده ای هم نیست، همینطوری که فقیه نمی تواند همینطوری حرف بزند راجع به اذان و اقامه و یک فرع کوچک صلاة بلکه فقها غوغا می کنند و ده ها حدیث و قاعده فقهی و قاعده اصولی را سر هم می گذارند که یک فتوا بدهند، مناسک اقامه عزاداری سیدالشهداء کمتر از این نیست. یک کار اینطوری می خواهد یک جمعی می خواهد که همت کنند از همین جا هم باید شروع بشود جایگاه این تفقه هم در حوزه است. یعنی به روشی که امام صادق علیه السلام تعلیم فرمودند ما باید مناسک اقامه عزاداری را احیا بکنیم، نه صرفا خواندن بلکه قواعد اقامه عزاداری و این
که قواعد و سننش چیست که یکیش محتواهاست، یکیش سبک هاست و یکیش بسترهای اجتماعی. یک طرفش موضوع شناسی در مقیاس تحولات تاریخی و اجتماعی جامعه مومنین بر محور عاشوراست و یک طرفش هم حکمش است که حالا اینکه برنامه و حکمش چیست، احتیاج به فقاهت دارد. قدم اول این است که این موضوع را بشناسید و با یک افق دورنگرانه در دهه های آینده بتوانید واقعا اینها را تبدیل کنید به یک مناسک دقیق فقهی با یک استدلال های روشن، آن وقت است که مطمئن باشید جامعه مادحین و شعرا و این بزرگوارانی که در این وادی حرکت می کنند حتما خواهند پذیرفت و حتما سلیقه های خودشان را تابع دستگاه فقاهت خواهند کرد. گاهی می بینید اگر تخلف می شود یک نکته اش همین است که این طرف آن ضوابط نیست. این کار و وظیفه ماست که باید انجام بدهیم. ان شاء الله و امیدوارم این جمعی که الحمدلله با همت بالا اینجا جمع شدند، دنبال همچین افق بلندی باشند که البته یک افق دراز مدت است. به غیر از این کارهای مستمر رایج آن اتفاق هم ان شاء الله باید بیافتد و برای آن هم تدبیری بشود و شما در آینده در آن افق موفق باشید.
هدایت شده از در مسیر فقاهت
🔰 ویژگی‌های کتاب 💠 استاد سید محمدمهدی (حفظه الله): 🔸 این کتاب (کافی) سه ویژگی دارد؛ هم معتبر است، هم جامعیت دارد و تقریباً در همه ابواب روایت دارد، و هم بسیار عمیق است. 📚 نهر عظیم: ص۱۲۹. 🆔 @Dar_Masire_Feghahat