درایت
🔶🔶مُلک یا مالکیت؟ (5) 🔶مالِک یوْمِ الدِّینِ 🔻 تفاوت «مالک» و «مَلِک» 🔸 شهید مطهری (ره) در رسالهه
🔻نکاتی پیرامون متن فرمایش شهید مطهری (ره)
شهید مطهری (ره) در ابتدای این گفتار به نکته مهمی اشاره کردند و آن اینکه «مَلِک» ناظر به یک رابطه سیاسی است و «مالک» ناظر به رابطه اقتصادی است. به بیان دیگر «مَلِک» ناظر به یک امر ولایتی و حکومتی است درحالیکه «مالکیت» ، اصالتاً مقوله اقتصادی به حساب می آید. در اینصورت اهمیت جایگاه «مَلِک» از منظر سیاسی که می تواند نقش هدایتگری ، حکمرانی و ولایت و سرپرستی را بر عهده گیرد به نسبت «مالک» به خوبی روشن می شود.
اما ایشان در ادامه گفتار با نادیده گرفتن همین نکته، سعی کردند یکسانی ایندو مفهوم را در صورت حقیقی بودن آندو، اثبات کنند! از جمله استدلال های ایشان این است که در ملکیت حقیقی مثلاً انسان نسبت به قوای بدنی و اعضاء و جوارح خودش، اختیار کامل دارد لذا هم مالک است و مَلِک.
همچنین در خصوص خداوند نیز که ایندو مفهوم به نحو حقیقی وجود دارد، مالک و مَلِک، مصداق واحد پیدا می کند.
نقد گفتار فوق به این است که مالکیت و مَلِک بودن حقیقی انسان نیز حتی بر اعضاء و جوارح خودش یکسان نیست، انسان را اگر مالک حقیقی بدن خودش بدانیم - که فیه تأمل- حق ندارد با بدنش هر کاری دلش خواست انجام دهد، به عنوان مثال ضرر رساندن به آن حرام است و روز قیامت از حقوق آنها سوال می شود و نمی بایست با آنها معصیت کند و...
در خصوص نکته دوم نیز نمی توان از وحدت مصداق، وحدت مفهوم را نتیجه گرفت، درست است که خداوند متعال، هم مالک است و هم مَلِک، ولی بدان معنا نیست که ایندو مفهوماً یکسان اند.
16.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
درس خارج اصول فقه استاد سید احمد مددی ۱۴۰۰/۰۹/۰۲
/ نکاتی پیرامون کتاب الجامع بزنطی و سند حدیث: «علینا القاء الاصول و علیکم التفریع»
🔶🔶مُلک یا مالکیت؟ (6)
🔶 خداوند متعال صفت «مالک» دارد؟
🔻 صفت «مالک» در روایات
برخی از روایات به تبیین اسماء و صفات الهی پرداخته اند که بهترین آنها را می توان در کتاب التوحید کافی و کتاب التوحید مرحوم صدوق (ره) ملاحظه کرد. با مروری بر این دسته از روایات، صفت «مالک» برای خداوند نیافتیم، درحالیکه صفت «الْمَلِكُ» جزو اسماء و صفات ذکر شده است.
به عنوان نمونه به یک مورد از آنها اشاره می شود:
15- بَابُ حُدُوثِ الْأَسْمَاءِ
عَلِيُّ بْنُ مُحَمَّدٍ، عَنْ صَالِحِ بْنِ أَبِي حَمَّادٍ، عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ يَزِيدَ، عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ أَبِي حَمْزَةَ، عَنْ إِبْرَاهِيمَ بْنِ عُمَرَ:
عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَلَيْهِ السَّلَامُ، قَالَ: «.... فَهذِهِ الْأَسْمَاءُ الَّتِي ظَهَرَتْ، فَالظَّاهِرُ هُوَ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالى، وَ سَخَّرَ سُبْحَانَهُ لِكُلِّ اسْمٍ مِنْ هذِهِ الْأَسْمَاءِ أَرْبَعَةَ أَرْكَانٍ، فَذلِكَ اثْنَا عَشَرَ رُكْناً، ثُمَّ خَلَقَ لِكُلِّ رُكْنٍ مِنْهَا ثَلَاثِينَ اسْماً فِعْلًا مَنْسُوباً إِلَيْهَا، فَهُوَ الرَّحْمنُ، الرَّحِيمُ، الْمَلِكُ، الْقُدُّوسُ، الْخَالِقُ، الْبَارِئُ، الْمُصَوِّرُ «الْحَيُّ الْقَيُّومُ لا تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَ لا نَوْمٌ» الْعَلِيمُ، الْخَبِيرُ، السَّمِيعُ، الْبَصِيرُ، الْحَكِيمُ، الْعَزِيزُ، الْجَبَّارُ، الْمُتَكَبِّرُ، الْعَلِيُّ، الْعَظِيمُ، الْمُقْتَدِرُ، الْقَادِرُ، السَّلَامُ، الْمُؤْمِنُ، الْمُهَيْمِنُ، الْبَارِئُ، الْمُنْشِئُ، الْبَدِيعُ، الرَّفِيعُ، الْجَلِيلُ، الْكَرِيمُ، الرَّازِقُ، الْمُحْيِي، الْمُمِيتُ، الْبَاعِثُ، الْوَارِثُ.
فَهذِهِ الْأَسْمَاءُ وَ مَا كَانَ مِنَ الْأَسْمَاءِ الْحُسْنى- حَتّى تَتِمَّ ثَلَاثَمِائَةٍ وَ سِتِّينَ اسْماً- فَهِيَ نِسْبَةٌ لِهذِهِ الْأَسْمَاءِ الثَّلَاثَةِ، وَ هذِهِ الْأَسْمَاءُ الثَّلَاثَةُ أَرْكَانٌ، وَ حَجَبَ الِاسْمَ الْوَاحِدَ الْمَكْنُونَ الْمَخْزُونَ بِهذِهِ الْأَسْمَاءِ الثَّلَاثَةِ، وَ ذلِكَ قَوْلُهُ تَعَالى: «قُلِ ادْعُوا اللَّهَ أَوِ ادْعُوا الرَّحْمنَ أَيًّا ما تَدْعُوا فَلَهُ الْأَسْماءُ الْحُسْنى»
📚كافي (ط - دار الحديث)، ج1، ص: 276
پیش از این گذشت که در اسماء و صفاتی که در قرآن برای خداوند متعال ذکر شده نیز «مالک» وجود ندارد، بلکه «الْمَلِكُ» جزو اولین آنهاست:
هُوَ اللَّهُ الَّذِي لَا إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ ۖ عَالِمُ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ ۖ هُوَ الرَّحْمَٰنُ الرَّحِيمُ ﴿الحشر: ٢٢﴾
هُوَ اللَّهُ الَّذِي لَا إِلَٰهَ إِلَّا هُوَ الْمَلِكُ الْقُدُّوسُ السَّلَامُ الْمُؤْمِنُ الْمُهَيْمِنُ الْعَزِيزُ الْجَبَّارُ الْمُتَكَبِّرُ ۚ سُبْحَانَ اللَّهِ عَمَّا يُشْرِكُونَ (23)
هُوَ اللَّهُ الْخَالِقُ الْبَارِئُ الْمُصَوِّرُ ۖ لَهُ الْأَسْمَاءُ الْحُسْنَىٰ ۚ يُسَبِّحُ لَهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ ۖ وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ (24)
🏠https://eitaa.com/deraiat
هدایت شده از محصولات ارگانیک گنجینه🍃
✅ از هر جا خرید نکنیم
🔹اصحاب کهف وقتی از خواب بیدار شدن قرار شد یکی بره خرید
♨️جالبه قرآن میگه
هر کی رفت خرید دقت کنه کدوم فروشنده بیشتر اهل مراعاته از اون بخره...
فَلْيَنظُرْ أَيُّهَا أَزْكَىٰ طَعَامًا فَلْيَأْتِكُم بِرِزْقٍ مِّنْهُ
( کهف، 19)
😁منو میگی فقط برام مهمه کی ارزونتر بده
هدایت شده از کلامُکم نور (گفتگوهای روایی)
🔻دعایی برای بهتر فراهم شدن اسباب روزی
🔹از معاویة بن عمار نقل شده که از حضرت صادق علیه السلام دعایی برای روزی خواستم، امام به من دعایی یاد دادند که هیچ ذکری را برای جلب روزی بهتر از آن ندیدم:
👈🏻اللَّهُمَّ ارْزُقْنِي مِنْ فَضْلِكَ الْوَاسِعِ الْحَلَالِ الطَّيِّبِ رِزْقاً وَاسِعاً حَلَالًا طَيِّباً بَلَاغاً لِلدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ صَبّاً صَبّاً هَنِيئاً مَرِيئاً مِنْ غَيْرِ كَدٍّ وَ لَا مَنٍّ مِنْ أَحَدِ خَلْقِكَ إِلَّا سَعَةً مِنْ فَضْلِكَ الْوَاسِعِ فَإِنَّكَ قُلْتَ وَ سْئَلُوا اللَّهَ مِنْ فَضْلِهِ فَمِنْ فَضْلِكَ أَسْأَلُ وَ مِنْ عَطِيَّتِكَ أَسْأَلُ وَ مِنْ يَدِكَ الْمَلْأَى أَسْأَلُ.
🔸ترجمه دعا: «خدایا از فضل وسیع، حلال و پاکت، به من رزق واسع، حلال و پاک عنایت کن که برای دنیا و آخرت من کافی باشد! زیادِ زیاد! بسیار گوارا! بدون زحمت طاقت فرسا و منتی از هیچ یک از خلائقت جز از فضل وسیع خودت؛ چرا که خودت گفتهای: «از خدا فضلش را طلب کنید» پس از فضلت میخواهم! از بخششت میخواهم! و از دست پر نعمت تو روزی میخواهم!»
🔗کافی، ج2، ص550
@Hadith1398
🔶🔶مُلک یا مالکیت؟ (7)
🔶 تفسیر «لَهُ الْمُلْكُ»
🔻شهید مطهری (ره)
مُلك خداوند كه خودش يا مضمونش زياد در قرآن آمده است و اين از آن كلماتى است كه بايد باور كنيم كه تصورش آنقدر بزرگ است كه در اذهان كوچك امثال ما آنچنان كه بايد و شايد جا نمىگيرد. مكرر گفتهايم كه تفاوت «مُلك» و «مِلك» اين است كه مِلك را در مورد دارايي هاى اقتصادى و ثروت بهكار مىبرند و مُلك را در مورد دارايي هاى قدرت؛ يعنى هرچه كه در تحت نفوذ و سيطره و قدرت انسان باشد.
هر مِلكى را مىشود گفت مُلك هم هست ولى هر مُلكى مِلك نيست.
📚 مجموعهآثاراستادشهيدمطهرى، ج27، ص: 346
🏠https://eitaa.com/deraiat
هدایت شده از تاملات قرآنی - روایی
حزن و شادی.pdf
حجم:
1.9M
📚 گفتارهای موضوعی آیت الله میرباقری ـ جلد۱
«حزن و شادی در مکتب اهل بیت (علیهم السلام)»
🔘 @mirbaqeri_tafsir
🔶🔶مُلک یا مالکیت؟ (8)
🔶 تفسیر «لَهُ الْمُلْكُ»
🔻
آیت الله محسن اراکیشارع یا مولا وقتی میخواهد امر تشریعی و امر قانونی کند – در مقابل امر تکوینی که چون مالک است امر تکوینی میکند و نافذ است و هیچ مقدمهای نمیخواهد- اول چه میکند؟ - این بحث ما غیر از صحبت نظر آقایان در فقه و اصول است- در اینجا اول شارع، برای خودش «مُلک» را اعتبار میکند؛ یعنی اول برای خودش یک جایگاه برتر مُلکی لحاظ می کند، چون او مالک است. در قرآن کریم دو گونه عبارت داریم در مالکیت در قرآن؛ هم «لَهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ» داریم و هم «لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ» داریم که دو حرف است. آنجا که گفته «لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ»، برای خود «مُلک» اعتبار می کند. «لِلَّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ»، اینجا همان مالکیت خدای متعال است که این مالکیت هم به خلق یا ایجاد است. عنوان مالکیت هم یک عنوان انتزاعی است یعنی از این خلق و ایجاد، ذهن عقلا انتزاع «مالکیت» می کند، ولی «مُلک» احتیاج به اعتبار ندارد. در عرف و عقلا یک مسئلهای هست بنام تاجگذاری. وقتی می گویند: طرف «مَلِک» است، یعنی مثلا مدتها تصرف کرده، امر و نهی میکند، اما یک وقتی تاج گذاری میکند. این دیگر یک اعتباری است که برای خودش جعل میکند، یعنی من الان از این به بعد میخواهم به طور رسمی امر و نهی کنم. ... تشریع چیست؟ یعنی خدای متعال برای خود یک مقام ملکیتی را اعتبار میکند. اشکال میکنند که خدا ملک به ذات است دیگر اعتبار نیاز ندارد، می گوییم: خود اینکه میخواهد شروع کند به تشریع، برای خودش جایگاه مشرع و صاحب فرمان فرض میکند که تشریع می کند. چرا باید فرض کند؟ چرا نگوید ملک حقیقی؟ ملک حقیقی معنا ندارد اصلاً. چون به تعبیر امام ملک، حالت قانونی است، یک اعتبار است ملک بودن. اگر شما ملک را بردارید، همان تصرف مالکی میشود. اگر بخواهد دستور بدهد یعنی اول میخواهد خود را فرمانروا کند. آیه کریمه سخره را خوب دقت کنید؛ «إِنَّ رَبَّكُمُ اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ يُغْشِي اللَّيْلَ النَّهَارَ يَطْلُبُهُ حَثِيثًا وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ وَالنُّجُومَ مُسَخَّرَاتٍ بِأَمْرِهِ أَلَا لَهُ الْخَلْقُ وَالْأَمْرُ تَبَارَكَ اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِينَ» «ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ» یعنی چه؟ همین اعتبار ملکیت است. عرش یعنی چه؟ یعنی جایگاه فرمانروا است. عرش، مقام ملکیت است. عرش کنایه است. « ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ»، دیگر فرمان شروع شد. اول «خلق» است، بعد «امر». «خلق» مقام آفرینش است، «امر» مقام تشریع است، مقام ملکیت است. پس دو حیثیت برای خدا وجود دارد یک حیثیت خلق. این حیثیت خلق اعتبار نمیخواهد خلق میکند، اراده میکند، آفرینش میکند. یک حیثیت امر؛ وقتی میخواهد امر کند، می بایست «ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ»، یعنی عرش مدیریت و تدبیر. «وَرَبُّكَ يَخْلُقُ مَا يَشَاءُ وَيَخْتَارُ مَا كَانَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ سُبْحَانَ اللَّهِ وَتَعَالَى عَمَّا يُشْرِكُونَ» «وَرَبُّكَ يَخْلُقُ مَا يَشَاءُ وَيَخْتَارُ»؛ يَخْلُقُ و يَخْتَارُ، دو چیز است؛ یکی «يَخْلُقُ مَا يَشَاءُ» است یکی «يَخْتَارُ». «مَا كَانَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ»، یعنی آنها حق تصمیم گیری برای خود و دیگران را ندارند. این حق مخصوص خدا است. این حق همان حقی است که برای اعمال این حق، اعتبار این مقام میکند، از لوازم امر و نهی و در این جایگاه قرار گرفتن است. همان جایگاهی است که از آن به «ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ» تعبیر میشود. این مرحله، بعد از مرحله خلق است. بعد از اینکه خلق کرد موجودی پیدا میشود که بشود به آن امر کرد. «لَهُ الْمُلْكُ»، همان «اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ» است، یعنی اشاره به مقام امر و نهی است که غیر از مقام خلق و أفرینش است. لذا ظاهراً فرق است بین: «لَهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ» و «لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ». میفرماید: «قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ» «مَلِكِ النَّاسِ»؛ دو حیثیت است. «ربوبیت»، همان خلق و رزق است، یعنی منطبق به ایجاد است، حالا چه ایجاد ابتدایی چه ایجاد استمراری؛ خلق و رزق. ولی بعد از ربوبیت، مسئله «مَلِكِ النَّاس» بودن است. بعد از آن، «إِلَهِ النَّاسِ»، اینجا دیگر معبود میشود. یعنی چون خدا مَلِک است، لذا معبود است.
بنابراین «اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ»، همان ملکیت است، در کل قرآن، بعد از «اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ»، مسئله امر و نهی آمده است. تدبیر و امر و نهی و فرمان و... از لوازم «اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ» است. این مقام را طبیعتا خدای متعال بر خود قائل میشود که این هم قائل شدن اضطراری هم هست، یعنی به اصطلاح یک اعتبار اضطراری است. وقتی خدا شروع میکند به امر و نهی خواه نا خواه این خود «اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ» است. همه اینها مربوط به حکم تشریعی است که از لوازم مولویت مولا است.
📚نشست های مبانی روش تفقه 10\9\99
🏠https://eitaa.com/deraiat
🔶الدُّعَاءِ فِي حِفْظِ الْقُرْآنِ
عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا، عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ خَالِدٍ، عَمَّنْ ذَكَرَهُ، عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ سِنَانٍ، عَنْ أَبَانِ بْنِ تَغْلِبَ:
عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَلَيْهِ السَّلَامُ، قَالَ:
«تَقُولُ: اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ وَ لَمْ يَسْأَلِ الْعِبَادُ مِثْلَكَ، أَسْأَلُكَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ نَبِيِّكَ وَ رَسُولِكَ، وَ إِبْرَاهِيمَ خَلِيلِكَ وَ صَفِيِّكَ، وَ مُوسى كَلِيمِكَ وَ نَجِيِّكَ، وَ عِيسى كَلِمَتِكَ وَ رُوحِكَ؛ وَ أَسْأَلُكَ بِصُحُفِ إِبْرَاهِيمَ، وَ تَوْرَاةِ مُوسى، وَ زَبُورِ دَاوُدَ، وَ إِنْجِيلِ عِيسى، وَ قُرْآنِ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ، وَ بِكُلِّ وَحْيٍ أَوْحَيْتَهُ، وَ قَضَاءٍ أَمْضَيْتَهُ، وَ حَقٍّ قَضَيْتَهُ، وَ غَنِيٍّ أَغْنَيْتَهُ، وَ ضَالٍّ هَدَيْتَهُ، وَ سَائِلٍ أَعْطَيْتَهُ؛ وَ أَسْأَلُكَ بِاسْمِكَ الَّذِي وَضَعْتَهُ عَلَى اللَّيْلِ، فَأَظْلَمَ، وَ بِاسْمِكَ الَّذِي وَضَعْتَهُ عَلَى النَّهَارِ، فَاسْتَنَارَ، وَ بِاسْمِكَ الَّذِي وَضَعْتَهُ عَلَى الْأَرْضِ فَاسْتَقَرَّتْ، وَ دَعَمْتَ بِهِ السَّمَاوَاتِ فَاسْتَقَلَّتْ، وَ وَضَعْتَهُ عَلَى الْجِبَالِ فَرَسَتْ، وَ بِاسْمِكَ الَّذِي بَثَثْتَ بِهِ الْأَرْزَاقَ؛ وَ أَسْأَلُكَ بِاسْمِكَ الَّذِي تُحْيِي بِهِ الْمَوْتى؛ وَ أَسْأَلُكَ بِمَعَاقِدِ الْعِزِّ مِنْ عَرْشِكَ، وَ مُنْتَهَى الرَّحْمَةِ مِنْ كِتَابِكَ؛ أَسْأَلُكَ أَنْ تُصَلِّيَ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ، وَ أَنْ تَرْزُقَنِي حِفْظَ الْقُرْآنِ وَ أَصْنَافَ الْعِلْمِ، وَ أَنْ تُثَبِّتَهَا فِي قَلْبِي وَ سَمْعِي وَ بَصَرِي، وَ أَنْ تُخَالِطَ بِهَا لَحْمِي وَ دَمِي وَ عِظَامِي وَ مُخِّي، وَ تَسْتَعْمِلَ بِهَا لَيْلِي وَ نَهَارِي بِرَحْمَتِكَ وَ قُدْرَتِكَ؛ فَإِنَّهُ لَاحَوْلَ وَ لَاقُوَّةَ إِلَّا بِكَ، يَا حَيُّ يَا قَيُّومُ».
قَالَ: وَ فِي حَدِيثٍ آخَرَ زِيَادَةُ: «وَ أَسْأَلُكَ بِاسْمِكَ الَّذِي دَعَاكَ بِهِ عِبَادُكَ الَّذِينَ اسْتَجَبْتَ لَهُمْ وَ أَنْبِيَاؤُكَ، فَغَفَرْتَ لَهُمْ وَ رَحِمْتَهُمْ؛ وَ أَسْأَلُكَ بِكُلِّ اسْمٍ أَنْزَلْتَهُ فِي كُتُبِكَ، وَ بِاسْمِكَ الَّذِي اسْتَقَرَّ بِهِ عَرْشُكَ، وَ بِاسْمِكَ الْوَاحِدِ الْأَحَدِ الْفَرْدِ الْوَتْرِ الْمُتَعَالِ، الَّذِي يَمْلَأُ الْأَرْكَانَ كُلَّهَا، الطَّاهِرِ الطُّهْرِ، الْمُبَارَكِ الْمُقَدَّسِ، الْحَيِّ الْقَيُّومِ، نُورِ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضِ، الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ، الْكَبِيرِ الْمُتَعَالِ، وَ كِتَابِكَ الْمُنْزَلِ بِالْحَقِّ، وَ كَلِمَاتِكَ التَّامَّاتِ، وَ نُورِكَ التَّامِّ، وَ بِعَظَمَتِكَ وَ أَرْكَانِكَ».
وَ قَالَ فِي حَدِيثٍ آخَرَ: «قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: مَنْ أَرَادَ أَنْ يُوعِيَهُ اللَّهُ- عَزَّ وَ جَلَّ- الْقُرْآنَ وَ الْعِلْمَ، فَلْيَكْتُبْ هذَا الدُّعَاءَ فِي إِنَاءٍ نَظِيفٍ، بِعَسَلٍ مَاذِيٍّ، ثُمَّ يَغْسِلُهُ بِمَاءِ الْمَطَرِ قَبْلَ أَنْ يَمَسَّ الْأَرْضَ، وَ يَشْرَبُهُ ثَلَاثَةَ أَيَّامٍ عَلَى الرِّيقِ؛ فَإِنَّهُ يَحْفَظُ ذلِكَ إِنْ شَاءَ اللَّهُ».
💠عنْهُ عَنْ أَبِيهِ، عَنْ حَمَّادِ بْنِ عِيسى:
رَفَعَهُ إِلى أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ عَلَيْهِ السَّلَامُ، قَالَ: «قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ: أُعَلِّمُكَ دُعَاءً لَاتَنْسَى الْقُرْآنَ، قُلْ: اللَّهُمَّ ارْحَمْنِي بِتَرْكِ مَعَاصِيكَ أَبَداً مَا أَبْقَيْتَنِي، وَ ارْحَمْنِي مِنْ تَكَلُّفِ مَا لَا يَعْنِينِي، وَ ارْزُقْنِي حُسْنَ الْمَنْظَرِ فِيمَا يُرْضِيكَ عَنِّي، وَ أَلْزِمْ قَلْبِي حِفْظَ كِتَابِكَ كَمَا عَلَّمْتَنِي، وَ ارْزُقْنِي أَنْ أَتْلُوَهُ عَلَى النَّحْوِ الَّذِي يُرْضِيكَ عَنِّي؛ اللَّهُمَّ نَوِّرْ بِكِتَابِكَ بَصَرِي، وَ اشْرَحْ بِهِ صَدْرِي، وَ فَرِّح بِهِ قَلْبِي، وَ أَطْلِقْ بِهِ لِسَانِي، وَ اسْتَعْمِلْ بِهِ بَدَنِي، وَ قَوِّنِي عَلى ذلِكَ، وَ أَعِنِّي عَلَيْهِ؛ إِنَّهُ لَامُعِينَ عَلَيْهِ إِلَّا أَنْتَ، لَاإِلهَ إِلَّا أَنْتَ»
📚 كافي (ط - دار الحديث)، ج4، ص: 541