eitaa logo
درایت
272 دنبال‌کننده
124 عکس
61 ویدیو
73 فایل
نکاتی ویژه از معارف قرآن و اهل بیت علیهم السلام ارتباط با مدیر کانال: @yahyaab
مشاهده در ایتا
دانلود
فایل الکترونیک کتاب تثبیت فرهنگ عفاف و حجاب در جامعه.pdf
حجم: 13.5M
🔻فایل کتاب منبر قرآنی سوره مبارکه نور «فرآیند قرآنی تثبیت فرهنگ عفاف در جامعه» ✅برگرفته از معارف سوره مبارکه نور 🔹۱۰ منبر 🔸ویژه دهه اول محرم ۱۴۰۲ 🔹۲۱۲صفحه 🔸سازمان دارالقرآن الکریم ---------------------------------- 💠 کانال رسمی سازمان دارالقرآن الکریم ✅ @telaavat
سیدالشهداء و عاشورا از منظر قرآن کریم.pdf
حجم: 4.1M
🚩 در آستانه ماه محرم، تازه ترین اثر استاد میرباقری منتشر شد. 📚 گفتارهای موضوعی آیت الله میرباقری ـ جلد۶ «سیدالشهداء و عاشورا، از منظر قرآن کریم» 📌 نسخه مناسب چاپ در ابعاد A4 🔘 @mirbaqeri_tafsir
هدایت شده از محمد علی
بدون شک و تردید روایات فراوانی داریم که اجر و پاداش گریه بر سید الشهداء را بیان کردند، و بر هیچ کسی پوشیده نیست که همین سیل اشک ها و گریه ها چه برکات و نتایجی داشته است. اما کاملا مشخص است گریه هایی که هیچ تناسبی با فلسفه و اهداف قیام سیدالشهداء نداشته و بلکه در مقابل آن قرار دارد، به قرینه از تحت ادله توصیه و ترغیب به عزاداری برای سیدالشهداء و پاداش گریه و نوحه سرایی برای ایشان خارج است ... در ادامه با که مصداق اتم آنچه گفته شد می باشد، آشنا می شویم : : گریه کُن های بی خاصیت (در ماجرای عاشورا روایت شده است)قَالَ حصين: فحدثني سعد بْن عبيدة، قَالَ: إن أشياخنا من أَهْل الْكُوفَةِ لوقوف عَلَى تل ويقولون: اللَّهُمَّ أنزل عَلَيْهِ (امام حسین ع) نصرك. فقلت: يا أعداء الله ألا تنزلون فتنصرونه؟!! (نام کتاب : انساب الاشراف للبلاذري ؛ نویسنده : البلاذري ؛ جلد : 3 ؛ صفحه : 225) : گریه کُن های وقیح ... حملوهن(زنان اسرای کاروان امام حسین "ع") إلى الكوفة، فلما دخلن إليها خرجت نساء الكوفة يصرخن و ، فقال علي بن الحسين: هؤلاء علينافمن قتلنا؟ (نام کتاب : تاريخ اليعقوبي ؛ نویسنده : احمد بن ابی یعقوب ؛ جلد : 2 ؛ صفحه : 245) : گریه کُن قاتل فقالت(زینب سلام الله علیها): يا عمر بن سعد، ا يقتل ابو عبد الله و أنت تنظر اليه! قال(راوی): فكأني انظر الى عمر و هي تسيل على خديه و لحيته، قال: و صرف بوجهه عنها. (نام کتاب : تاريخ الأمم و الملوك ؛ نویسنده : الطبري، ابن جرير ؛ جلد : 5 ؛ صفحه : 452) : گریه کُن حیله گر ... عين يزيد فقال كنت أرضى من طاعتكم بدون قتل الحسين لعن الله ابن سمية أما والله لو أني صاحبه لعفوت عنه ورحم الله الحسين ... (نام کتاب : تاريخ دمشق ؛ نویسنده : ابن عساكر ؛ جلد : 18 ؛ صفحه : 445) : گریه کُن مخالف انقلابی و سیاسی بودن امام حسین أن ابن عمر كان بماء له، فبلغه: أن-الحسين بن علي-توجه إلى العراق، فلحقه على مسيره ثلاث ليال، فقال له: أين تريد؟ قال: «العراق» و إذا معه طوامير و كتب، فقال: «هذه كتبهم وبيعتهم» . فقال: لا تأتهم، فأبى، فقال: إني محدّثك حديثا: أنّ جبرئيل عليه السّلام أتى النبي صلّى اللّه عليه و آله فخيره بين الدنيا و الآخرة، فاختار الآخرة و لم يرد الدنيا، و أنتم بضعة من رسول اللّه لا يليها أحد منكم، و ما صرفها اللّه عنكم إلاّ للذي هو خير لكم، قال: فأبى أن يرجع، فاعتنقه ابن عمر و ، وقال: أستودعك اللّه من قتيل. (نام کتاب : مقتل الحسین علیه السلام ؛ نویسنده : خوارزمی ؛ جلد : 1 ؛ صفحه : 319)
💠💢💠 بررسی مقام ولایت تکوینی پیامبر اکرم و ائمه معصومین (ع) از منظر فقه نظام 🔰 4⃣ فرضیه 2 ؛ «شفاعت» به مثابه نظریه جامع نکته حائز اهمیت در ارائه یک نظریه جامع در هستی شناسی عالم، تبیین نسبت تکوین و ولایت است (معمولا دو گانه تکوین و تشریع به کار می رود که دوگانه صحیحی نیست). نسبت ولایت امام با امور تکوینی عالم چیست؟ به بیان دیگر اگر امور تکوینی به دست خداوند متعال است و از مقام ربوبیت الهی تدبیر می شود، چگونه با ولایت امام که متصدی امر هدایت است نسبت برقرار می کند؟ اگر این نسبت را در یک کلمه بیان کنیم، می شود: «شفاعت». یعنی معطی و خالق و رب ، خداوند است اما خلق و عطا و رزق او بر محور ولایت امام و برای او (بحقهم) داده می شود. در مقابل نیز، انسان ها امام را بین خود و خداوند متعال شفیع قرار می دهند تا حوائجشان برآورده شود. لذا در تعابیر زیارت جامعه که بالاترین درجه از معارف را بیان می کند، اینگونه تعبیر شده است که بخاطر شما خداوند ما را از ذلت نجات می دهد... به ولایت شماست که خداوند معالم دین را به ما تعلیم می دهد و فساد دنیای ما را اصلاح می کند : بِكُمْ أَخْرَجَنَا اللّٰهُ مِنَ الذُّلِّ، وَفَرَّجَ عَنَّا غَمَراتِ الْكُرُوبِ، وَأَنْقَذَنا مِنْ شَفا جُرُفِ الْهَلَكاتِ، وَمِنَ النَّارِ، بِأَبِي أَنْتُمْ وَأُمِّي وَنَفْسِي، بِمُوالاتِكُمْ عَلَّمَنَا اللّٰهُ مَعالِمَ دِينِنا، وَأَصْلَحَ مَا كانَ فَسَدَ مِنْ دُنْيانا، وَبِمُوالاتِكُمْ تَمَّتِ الْكَلِمَةُ، وَعَظُمَتِ النِّعْمَةُ، وَائْتَلَفَتِ الْفُرْقَةُ؛ البته تعبیر «بکم» این ظرفیت را دارد که آن را مطابق با ولایت تکوینی معنا کنیم، یعنی : خداوند از طریق شما این کارها را می کند. اما اولاً خلاف ظاهر است ، مخصوصاً در مواردی که «بموالاتکم» دارد این معنا منتفی است و وحدت سیاق مقتضی است که یکسان معنا شود. ثانیاً با نظریه جامعی که مبتنی بر بسیاری از ادله است سازگار نیست (به محورهای ادله در آینده اشاره می کنیم) ، یعنی آن نظریه جامع به مثابه محکمات و قرینه تفسیری است برای ترجیح معنای اول. (حتی با صدر و ذیل زیارت جامعه نیز سازگار نیست) لذا این تعابیر نیز می بایست به همین نحو معنا شوند: بِكُمْ فَتَحَ اللّٰهُ، وَبِكُمْ يَخْتِمُ، وَبِكُمْ يُنَزِّلُ الْغَيْثَ وَبِكُمْ يُمْسِكُ السَّماءَ أَنْ تَقَعَ عَلَى الْأَرْضِ إِلّا بِإِذْنِهِ، وَبِكُمْ يُنَفِّسُ الْهَمَّ، وَيَكْشِفُ الضُّرَّ یعنی فاعل در همه اینها «الله» است ولی بحقکم و بشأنکم و بشفاعتکم ... در پایان زیارت جامعه که اوج زیارت است ، مسأله «شفاعت» بسیار واضح است: يَا وَلِيَّ اللّٰهِ إِنَّ بَيْنِي وَبَيْنَ اللّٰهِ عَزَّوَجَلَّ ذُنُوباً لَايَأْتِي عَلَيْها إِلّا رِضاكُمْ، فَبِحَقِّ مَنِ ائْتَمَنَكُمْ عَلَىٰ سِرِّهِ، وَاسْتَرْعاكُمْ أَمْرَ خَلْقِهِ، وَقَرَنَ طاعَتَكُمْ بِطاعَتِهِ لَمَّا اسْتَوْهَبْتُمْ ذُنُوبِي، وَكُنْتُمْ شُفَعائِي، فَإِنِّي لَكُمْ مُطِيعٌ، مَنْ أَطاعَكُمْ فَقدْ أَطاعَ اللّٰهَ، وَمَنْ عَصَاكُمْ فَقَدْ عَصَى اللّٰهَ، وَمَنْ أَحَبَّكُمْ فَقَدْ أَحَبَّ اللّٰهَ، وَمَنْ أَبْغَضَكُمْ فَقَدْ أَبْغَضَ اللّٰهَ . طلب مغفرت از خداوند است و خداوند است که می بایست ببخشد، اما بحق ائمه (ع) اللّٰهُمَّ إِنِّي لَوْ وَجَدْتُ شُفَعاءَ أَقْرَبَ إِلَيْكَ مِنْ مُحَمَّدٍ وَأَهْلِ بَيْتِهِ الْأَخْيارِ الأَئِمَّةِ الأَبْرارِ لَجَعَلْتُهُمْ شُفَعائِي، فَبِحَقِّهِمُ الَّذِي أوْجَبْتَ لَهُم عَلَيْكَ أَسْأَلُكَ أَنْ تُدْخِلَنِي فِي جُمْلَةِ الْعارِفِينَ بِهِمْ وَبِحَقِّهِمْ وَفِي زُمْرَةِ الْمَرْحُومِينَ بِشَفاعَتِهِمْ إِنَّكَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ، وَصَلَّى اللّٰهُ عَلَىٰ مُحَمَّدٍ وَآلِهِ الطَّاهِرِينَ وَسَلَّمَ تَسْلِيماً كَثِيراً، وَحَسْبُنَا اللّٰهُ وَنِعْمَ الْوَكِيلُ. 🏠@deraiat
💠💢💠 بررسی مقام ولایت تکوینی پیامبر اکرم و ائمه معصومین (ع) از منظر فقه نظام 🔰5️⃣ فرضیه 3 ؛ ولایت امام، غایت نظام خلقت بحث پیرامون نسبت تکوین و ولایت، ابعاد و زوایای مختلفی دارد که کمتر بدان پرداخته شده و نیازمند تفقه جامع در ادله و نصوص مرتبط است؛ در اینجا به یک نکته دیگر اشاره می کنیم و آن اینکه کل خلقت و نظام تکوین یک غایت دارد و آن عبودیت است: وَمَا خَلَقْتُ الْجِنَّ وَالْإِنسَ إِلَّا لِيَعْبُدُونِ ‎﴿الذاريات: ٥٦﴾‏ که این عبادت از طریق ولایت امام واقع می شود. این هدف و غرض از خلقت در روایات به تعابیر مختلف آمده است: در حدیث کسا می خوانیم «ما خَلَقْتُ سَماَّءً مَبْنِیةً وَلا اَرْضاً مَدْحِیةً وَلا قَمَراً مُنیراً وَلا شَمْساً مُضَّیئَةً وَلا فَلَکاً یدُورُ وَلا بَحْراً یجْری وَلا فُلْکاً یسْری اِلاّ لاَجْلِکمْ وَمَحَبَّتِکمْ» این غایت داشتن نظام خلقت صرفاً یک امر ساده نیست که با اغراض انسان ها در افعالشان مقایسه شود بلکه از یک ارتباط و وابستگی تکوینی عالم نسبت به ولایت امام خبر می دهد که اگر امام و حجت الهی روی زمین نباشد، کل نظام خلقت متلاشی می شود؛ «لولا الحجه لساخت الارض باهلها» عبارت «بِكُمْ فَتَحَ اللّٰهُ، وَبِكُمْ يَخْتِمُ، وَبِكُمْ يُنَزِّلُ الْغَيْثَ وَبِكُمْ يُمْسِكُ السَّماءَ أَنْ تَقَعَ عَلَى الْأَرْضِ إِلّا بِإِذْنِهِ،» در زیارت جامعه کبیره نیز به این معناست که امورات این عالم و نظم و نظام آنها به برکت وجودی امام است که البته به دست خداوند رقم می خورد. 🏠@deraiat
💠💢💠 بررسی مقام ولایت تکوینی پیامبر اکرم و ائمه معصومین (ع) از منظر فقه نظام 🔰 محورهای ادله 1️⃣ ؛ نظام آیات قرآن قرآن کریم، به عنوان منبع اصلی شریعت، جایگاه محوری در میان نصوص و ادله را دارد، از این رو می بایست نگاه کلی قرآن به این موضوع را بررسی کرد. این موضوع از آنجا که نقش تأثیرگذاری در هستی شناسی عالم دارد، حتماً از نگاه آیات قرآن مخفی نمانده است. به بیان دیگر نمی بایست تصویر ما از جایگاه ولایت و ربوبیت در قرآن با آنچه از روایات به دست می آید معارض باشد، بلکه حتماً قرآن جایگاه محوری دارد، هرچند فهم قرآن در لایه های عمیقش نیازمند روایات است. در قرآن کریم تفکیک روشنی میان الوهیت/ربوبیت با ولایت وجود دارد. جریان ولایت الهی، جریانی است که با اراده و اختیار انسان مرتبط است و امکان اعراض از آن وجود دارد، از این رو اگر کسی به ولایت الهی کفر ورزید، به ولایت اولیای طاغوت وارد می شود اما ربوبیت الهی، مقام شاملی است که امکان خروج از آن نیست. در آیات قرآن ولایت الهی از طریق ولایت ائمه (ع) جریان پیدا می کند که با تعابیری همچون أُولِي الْأَمْرِ﴿النساء: ٥٩﴾‏، أَئِمَّةً﴿الأنبياء: ٧٣﴾‏، وَلِيُّكُمُ﴿المائدة: ٥٥﴾ بیان شده است، اما هیچگاه جریان ربوبیت خداوند، طریق و واسطه پیدا نمی کند. همچنین شئونی که به پیامبر (ص) نسبت داده می شود، همگی از شئون دین، جریان هدایت و نورانیت خداوند است. بنابراین استدلال فوق بر دو مقدمه استوار است: 1. تبیین مفهومی الوهیت/ربوبیت با ولایت 2. وساطت ولایت الهی، برخلاف ربوبیت الهی. مقدمه دوم با آیاتی که به مقامات پیامبر اکرم (ص) و ائمه اطهار (ع) می پردازند اثبات می شود که به برخی کلیدواژه های آن اشاره کردیم. اما برای مقدمه اول، به آیه الکرسی مروری خواهیم داشت... 🏠@deraiat
🔶🔶🔶 نسبت الوهیت و ولایت در آیه الکرسی آیات 255 الی 257 سوره بقره که آیه اول آن، آیه الکرسی نام دارد، تبیین روشنی از نسبت «الوهیت، ولایت و دین» دارد. آیه اول پیرامون «الوهیت حضرت حق» سخن می گوید: اللَّـهُ لَا إِلَـهَ إِلَّا هُوَ الْحَيُّ الْقَيُّومُ لَا تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَلَا نَوْمٌ لَّهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الْأَرْضِ مَن ذَا الَّذِي يَشْفَعُ عِندَهُ إِلَّا بِإِذْنِهِ يَعْلَمُ مَا بَيْنَ أَيْدِيهِمْ وَمَا خَلْفَهُمْ وَلَا يُحِيطُونَ بِشَيْءٍ مِّنْ عِلْمِهِ إِلَّا بِمَا شَاءَ وَسِعَ كُرْسِيُّهُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ وَلَا يَئُودُهُ حِفْظُهُمَا وَهُوَ الْعَلِيُّ الْعَظِيمُ ﴿البقره: 255﴾ و آیات بعدی پیرامون «دین» است که بر محور «ولایت» معنا می شود. لَا إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ قَد تَّبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ فَمَن يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَيُؤْمِن بِاللَّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَى لَا انفِصَامَ لَهَا وَاللَّـهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ ﴿البقره: 256﴾ اللَّـهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُوا يُخْرِجُهُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ وَالَّذِينَ كَفَرُوا أَوْلِيَاؤُهُمُ الطَّاغُوتُ يُخْرِجُونَهُم مِّنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُمَاتِ أُولَـئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ ﴿البقره: 257﴾ «الوهیت» حضرت حق ناظر به اسم «الله» است که جامع اسماء و صفات الهی است و همه شئون خداوند متعال را شامل می شود و هیچ شأن و اسم و صفتی، فوق آن قرار ندارد. از این رو، «الوهیت» را نمی توان برابر با «ولایت» یا دیگر شئون دانست بلکه جامع همه آنها و فوق و مهیمن بر همه آنهاست. سپس در آیه بعد به مفهوم «دین» و ارتباط آن با انسان می‌پردازد و اینکه پذیرش دین، جبری نیست و انسان اختیار دارد در مقابل دو جریان «رشد» و «غیّ» مسیر حرکت خود را انتخاب کند و جایگاه خود را به نسبت ولایت الهی و ولایت طاغوت مشخص نماید؛ «لَا إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ قَد تَّبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ فَمَن يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَيُؤْمِن بِاللَّـهِ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَی لَا انفِصَامَ لَهَا وَاللَّـهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ». «الوهیت» بر همه خلائق ساری و جاری است و احدی را امکان خروج از آن نیست، اما «ولایت خدای متعال» مخصوص اهل ایمان است؛ «اللَّـهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُوا يُخْرِجُهُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّور»، «وَالَّذِينَ آمَنُوا وَاللَّـهُ وَلِيُّ الْمُؤْمِنِين». در مقابل، کسانی که از ولایت الهی اعراض کنند و کافر شوند، به ولایت طاغوت داخل شده اند؛ «وَالَّذِينَ كَفَرُوا أَوْلِيَاؤُهُمُ الطَّاغُوتُ». مسیر رشد و تعالی به «ولایت الهی» بازگشت می‌کند و مسیر غیّ و گمراهی از «ولایت طاغوت» نشأت می‌گیرد. ازاین‌رو «ولایت خدای متعال» شامل حال کسانی است که به خداوند ایمان داشته باشند؛ «اللَّهُ‏ وَلِيُ‏ الَّذينَ‏ آمَنُوا يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّور» و در مقابل نیز اولیای طاغوت وجود دارند که اراده‌ها را به سمت إعراض از ولایت الهی سوق می‌دهند؛ «وَ الَّذينَ كَفَرُوا أَوْلِياؤُهُمُ الطَّاغُوتُ يُخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُمات». بنابراین در پذیرش «دین»، اکراه و اجباری نیست؛ «لَا إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ»، اما این «دین» چیست؟ حقیقت دین، حرکت در مسیر «رشد» است که با «کفر به ولایت طاغوت» و «ایمان به خداوند» به دست می‌آید که درواقع تمسک به ریسمان محکم الهی است. به‌بیان‌دیگر حقیقت دین، «ولایت الهی» است که با تولی و تبری به دست می¬آید. بنابر آنچه گذشت مجموعه نکات این سه آیه را می توان اینگونه بیان کرد: 1. مفهوم «دین» از جریان «ولایت» خداوند متعال آغاز می شود، چرا که هدایت و سرپرستی خداوند از طریق «ولایت» محقق می شود. هرچند مبداء و مصدر دین، «الوهیت» حضرت حق است اما مفهوم «ولایت» می تواند بیانگر و مفسّر «دین» خداوند باشد و نه «الوهیت». لذا حقیقت دین، جریان ولایت الهی است. از این رو این آیات می تواند بهترین مستند بر این نظریه باشد که: «دین»، مبداء و مصدری دارد که «الوهیت» است و حقیقتی دارد که «ولایت» است. 2. یک تفاوت ماهوی مفهوم «الوهیت» و «ولایت» این است که ولایت الهی در دایره اختیار انسان تعریف می شود، انسان می تواند تولی و تمسک پیدا کند، می تواند طغیان بورزد و آن را نفی کند. لذا فرموده است که در جریان دین و ولایت خداوند، اکراه نیست: «لَا إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ». در اینصورت مقابل اراده انسان دو جریان و دو امکان انتخاب وجود دارد: «قَد تَّبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ». تمسک به دین الهی نیز نیازمند دو امر است: کفر به طاغوت و ایمان به الله؛ «يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَيُؤْمِن بِاللَّـهِ»، یعنی طرد جریان مقابل و تولی به جریان الهی.
4.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
استکانت و مسکین‌شدن در مقابل امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام
💠💢💠 بررسی مقام ولایت تکوینی پیامبر اکرم و ائمه معصومین (ع) از منظر فقه نظام 🔰 محورهای ادله 2️⃣ ؛ نظام معارف روایی محور دوم ادله که نظریه شفاعت را تأیید می کند و نافی نظریه ولایت تکوینی به نحو حداکثری است، نظام معارف روایی است؛ یعنی از مجموع کل روایات در منابع معتبر چنین به دست می آید که امام حامل مقام ولایت است و نه ربوبیت کلیه طولیه! (یعنی در طول ربوبیت خداوند)، بگذریم از اینکه حتی یک روایت محکم (یعنی هم به لحاظ سندی معتبر باشد و هم نص یا ظهور قوی باشد و ذووجوه و دارای احتمال های متعدد نباشد) در نسبت دادن ربوبیت به امام نداریم، کلمه ولایت تکوینی را هم عرض کردیم که اصطلاحی مجعول است. برای تبیین ادعای فوق می بایست مروری کنیم بر آیاتی از قرآن کریم که شئون مختلف ربوبیت را به خداوند نسبت می دهد؛ کافیست آیاتی را که کلمه الله یا رب در آنها به کار رفته است مرور کنیم، سپس مجموعه این شئون را مقایسه کنید با شئونی که به در روایات به امام نسبت می دهند؛ آنگاه تفاوت ایندو نظام مفهومی آشکار می شود. (برخی مجموع این شئون را در دو عنوان خلق و امر بیان کردند که متخذ از این آیه است: إِنَّ رَبَّكُمُ اللَّهُ الَّذِي خَلَقَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوَىٰ عَلَى الْعَرْشِ يُغْشِي اللَّيْلَ النَّهَارَ يَطْلُبُهُ حَثِيثًا وَالشَّمْسَ وَالْقَمَرَ وَالنُّجُومَ مُسَخَّرَاتٍ بِأَمْرِهِ أَلَا لَهُ الْخَلْقُ وَالْأَمْرُ تَبَارَكَ اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِينَ ‎﴿الأعراف: ٥٤﴾‏ به عنوان مثال همین شئونی که در این آیه ذیل خلق و امر آمده است به امام نسبت داده نمی شود) لازم به ذکر است روش استدلال مقایسه دو نظام مفاهیم است، نظام مفاهیم ربوبی و نظام مفاهیم ولایی 🏠@deraiat
6.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥توصیه آیت الله میرباقری‌ به‌کسانی‌که‌ قصد‌ طی طریق دارند. 📱به بپیوندید: @nedaye_tahzib
2_5445075983575023717.mp3
زمان: حجم: 8.9M
یکی از بهترین تحلیلهایی که درباره پیاده روی اربعین شنیده ام، سخنرانی آیت الله میرباقری در آبان ماه سال 95 بوده است. سخنرانی پرنکته ای که بسیار قابل استفاده است. پیشنهاد می کنم سر فرصت حتما گوش کنید. @Sabeti
22.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎙 پادکست| "عالم ذکر" پادکست "عالم ذکر" بخشی از سخنرانی حجت الاسلام والمسلمین میرباقری است. مجموعه پادکست‌های صوتی را در خبرگزاری حوزه بشنوید:👇 hawzahnews.com/service/multimedia/sound @HawzahNews | خبرگزاری‌حوزه