🔶فهم نظام مند از زیارت جامعه
مرحوم سیدمنیرالدین حسینی (ره)
اين تعابير بزرگ و حقيقياي که در مضامين زيارت جامعه هست كه ما آن وقتي که به نظرمان ميآيد خوب فهميديم هنوز هيچ نفهميديم و قائلينِ آن كلمات، خوب ميدانند يعني چه. اين كلمات را فقط به عبارت و ترجمه اش نگاه نکنيد، اگر هر کدام از اين كلمات را بخواهيم بگيريم که مشعر به همه كلمات باشد، آن وقت معنايش چه مي شود؟ مفهوم بگيريد. يکي از آنها «محال مشيه الله» بعد قيد توضيحي بگيريد همة آن تعبيرهاي ديگر را و بعد سر هر كدام از آنها هم برويد عين همين كار را بكنيد. آن وقت معلوم ميشود كه تمامش در يك مجموعه از افراد هست.
كلمات آن درباره افراد متعدد و هويات متفرقه و اشخاص مختلف نيست؛ اوصافي باشد كه موصوفشان متعدد باشند به نحوي كه هيچ جا بر خورد نكنند به هم ديگر! بلکه اوصافي هستند كه وحدت دارند؛ وحدتِ متقوم به كثرت ملاحظه بفرماييد. دراینصورت معلوم ميشود كه فهم اين زيارت، آن طوري كه هست، مخصوص اهلش هست، مخصوص خود معصومين است. البته فهمهاي نازلش عيبي ندارد! يك پاراگرافش را از پاراگرافهاي ديگر، علي حده ميكنيم و پنج تا پاراگراف قرار ميدهيم، جدا جدا نگاه ميكنيم! از خيراتش هم حتماً همه هم مستفيض ميشوند.
اينكه يك كلمه، يك كلمه و يك وصف، يك وصف ميبُرد و جدا ميكند، او هم [از این دعا] منتفع ميشود تا کسی كه چهار تا، پنج تا وصف را با هم ببيند تا کسی که يك پاراگراف و يك قسمت را با هم ببيند، بگويد مثلاً در دعا مثلاً پنج تا تعريف شده يا پنج تا قسمت شده، همه منتفع ميشوند، ولكن اين كه حق مطلب را فهميده باشد آن گونه كه واقع هست.
جلسه 94 اصالت تعلق
https://eitaa.com/deraiat
آیا همه علوم ائمه ع از قرآن اخذ شده است؟
آیا مبداء و منشاء همه علوم ائمه ع قرآن است؟ بله علم همه کتب آسمانی نزد ائمه ع است، ولی آیا همه علوم ائمه ع از قرآن و کتب آسمانی است؟
بله فرمودند هر سخن ما را سوال کنید تا مستند قرآنی آن را به شما بگوییم اما این بدان معنا نیست که ما (ائمه ع) نیز از قرآن اخذ کردیم.
در این روایت تصریح می کنند که هرچند علم همه کتب آسمانی نزد ما است اما این علمی نیست که يَحْدُثُ بِاللَّيْلِ وَ النَّهَارِ يَوْماً بِيَوْمٍ، وَ سَاعَةً بِسَاعَةٍ :
604/ 4. أَحْمَدُ بْنُ إِدْرِيسَ، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَبْدِ الْجَبَّارِ، عَنْ صَفْوَانَ بْنِ يَحْيى، عَنْ شُعَيْب الْحَدَّادِ «1»، عَنْ ضُرَيْس الْكُنَاسِيِّ، قَالَ:
كُنْتُ عِنْدَ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَلَيْهِ السَّلَامُ وَ عِنْدَهُ أَبُو بَصِيرٍ، فَقَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ عَلَيْهِ السَّلَامُ «2»: «إِنَّ دَاوُدَ وَرِثَ «3» عِلْمَ الْأَنْبِيَاءِ، وَ إِنَّ سُلَيْمَانَ وَرِثَ «4» دَاوُدَ، وَ إِنَّ مُحَمَّداً صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَرِثَ «5» سُلَيْمَانَ، وَ إِنَّا وَرِثْنَا مُحَمَّداً صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ، وَ إِنَّ عِنْدَنَا صُحُفَ إِبْرَاهِيمَ وَ أَلْوَاحَ مُوسى».
فَقَالَ أَبُو بَصِيرٍ: إِنَّ هذَا لَهُوَ الْعِلْمُ.
فَقَالَ: «يَا أَبَا مُحَمَّدٍ، لَيْسَ هذَا هُوَ الْعِلْمَ، إِنَّمَا الْعِلْمُ مَا يَحْدُثُ بِاللَّيْلِ وَ النَّهَارِ يَوْماً بِيَوْمٍ، وَ سَاعَةً بِسَاعَةٍ » كافي (ط - دار الحديث)، ج1، ص: 559
در موردی که عظمت علم امام بر مخاطب سنگین بوده، حضرت منشاء علم خود را قرآن معرفی کرده است:
وَ عَبْدُ اللَّهِ بْنُ بِشْرٍ الْخَثْعَمِيُّ:
سَمِعُوا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ عَلَيْهِ السَّلَامُ يَقُولُ: «إِنِّي لَأَعْلَمُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَ مَا فِي الْأَرْضِ، وَ أَعْلَمُ مَا فِي الْجَنَّةِ، وَ أَعْلَمُ مَا فِي النَّارِ، وَ أَعْلَمُ مَا كَانَ وَ مَا يَكُونُ».
قَالَ: ثُمَّ مَكَثَ هُنَيْئَةً، فَرَأى أَنَّ ذلِكَ كَبُرَ عَلى مَنْ سَمِعَهُ مِنْهُ، فَقَالَ: «عَلِمْتُ ذلِكَ مِنْ كِتَابِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ؛ إِنَّ اللَّهَ- عَزَّ وَ جَلَّ - يَقُولُ: فِيهِ تِبْيَانُ كُلِّ شَيْءٍ ». كافي (ط - دار الحديث)، ج1، ص: 650
در برخی ابواب کافی ، منابع علم امام اشاره شده است:
50- بَابُ جِهَاتِ عُلُومِ الْأَئِمَّةِ عَلَيْهِمُ السَّلَامُ
689/ 1. مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيى، عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ، عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ إِسْمَاعِيلَ، عَنْ عَمِّهِ حَمْزَةَ بْنِ بَزِيعٍ، عَنْ عَلِيٍّ السَّائِيِّ:
عَنْ أَبِي الْحَسَنِ الْأَوَّلِ مُوسى عَلَيْهِ السَّلَامُ، قَالَ: قَالَ: «مَبْلَغُ عِلْمِنَا عَلى ثَلَاثَةِ وُجُوهٍ:
مَاضٍ، وَ غَابِرٍ، وَ حَادِثٍ؛ فَأَمَّا «3» الْمَاضِي، فَمُفَسَّرٌ ؛ وَ أَمَّا الْغَابِرُ، فَمَزْبُورٌ؛ وَ أَمَّا الْحَادِثُ، فَقَذْفٌ فِي الْقُلُوبِ وَ نَقْرٌ فِي الْأَسْمَاعِ وَ هُوَ أَفْضَلُ عِلْمِنَا، وَ لَانَبِيَّ بَعْدَ نَبِيِّنَا ».
موارد متعدد دیگری از اعطای علم به ائمه ع وجود دارد که هیچ کدام با وساطت قرآن نیست، مثلاً:
8 باب ما يزاد الأئمة في ليلة الجمعة من العلم المستفاد
بصائر الدرجات في فضائل آل محمد صلى الله عليهم، ج1، ص: 130
https://eitaa.com/deraiat
روز مخصوص دعا برای نسل پاک
حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيٍّ مَاجِيلَوَيْهِ رَحِمَهُ اللَّهُ قَالَ حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ الرَّيَّانِ بْنِ شَبِيبٍ قَالَ:
دَخَلْتُ عَلَى الرِّضَا ع فِي أَوَّلِ يَوْمٍ مِنَ الْمُحَرَّمِ- فَقَالَ لِي:
«يَا ابْنَ شَبِيبٍ أَ صَائِمٌ أَنْتَ فَقُلْتُ لَا فَقَالَ إِنَّ هَذَا الْيَوْمَ هُوَ الْيَوْمُ الَّذِي دَعَا فِيهِ زَكَرِيَّا ع رَبَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ فَقَالَ رَبِّ هَبْ لِي مِنْ لَدُنْكَ ذُرِّيَّةً طَيِّبَةً إِنَّكَ سَمِيعُ الدُّعاءِ فَاسْتَجَابَ اللَّهُ لَهُ وَ أَمَرَ الْمَلَائِكَةَ فَنَادَتْ زَكَرِيَّا وَ هُوَ قائِمٌ يُصَلِّي فِي الْمِحْرابِ أَنَّ اللَّهَ يُبَشِّرُكَ بِيَحْيى فَمَنْ صَامَ هَذَا الْيَوْمَ ثُمَّ دَعَا اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ اسْتَجَابَ اللَّهُ لَهُ كَمَا اسْتَجَابَ لِزَكَرِيَّا ع....» الأمالي( للصدوق)، النص، ص: 130
استاد میرباقری:
از این روایت فهمیده می شود که روز اول محرم روز مخصوص دعا برای نسل پاک است، اگر کسی این روز را روزه بگیرد و همچون حضرت زکریا ع برای اولاد دعا کند خداوند اجابت می کند. یعنی باب مخصوصی است که در این روز گشوده می شود.
هیئت ثارالله، شب اول محرم 1398🔸
https://eitaa.com/deraiat
هدایت شده از مهدی عبداللهی
سخن گفتن امام حسین با عاطفه تاریخ.docx
حجم:
39.8K
سخن گفتن سیدالشهداء با عاطفهي تاریخ
نکاتی قابل دقت از مرحوم آيتالله سید منیرالدین حسینی الهاشمی است که از یکی دو جلسه سخنرانی ایشان در ایام محرم اخذ شده است.
🔶هدف از مذاکره و معاهده
وَإِذْ يَعِدُكُمُ اللَّهُ إِحْدَى الطَّائِفَتَيْنِ أَنَّهَا لَكُمْ وَتَوَدُّونَ أَنَّ غَيْرَ ذَاتِ الشَّوْكَةِ تَكُونُ لَكُمْ وَيُرِيدُ اللَّهُ أَن يُحِقَّ الْحَقَّ بِكَلِمَاتِهِ وَيَقْطَعَ دَابِرَ الْكَافِرِينَ ﴿٧﴾ لِيُحِقَّ الْحَقَّ وَيُبْطِلَ الْبَاطِلَ وَلَوْ كَرِهَ الْمُجْرِمُونَ ﴿انفال:٨﴾
ترجمه:
و (به یاد آرید) هنگامی را که خداوند به شما وعده داد که یکی از دو گروه [= کاروان تجاری قریش، یا لشکر مسلح آنها] نصیب شما خواهد بود؛ و شما دوست میداشتید که کاروان (غیر مسلح) برای شما باشد (و بر آن پیروز شوید)؛ ولی خداوند میخواهد حق را با کلمات خود تقویت، و ریشه کافران را قطع کند؛ (از این رو شما را بر خلاف میلتان با لشکر قریش درگیر ساخت، و آن پیروزی بزرگ نصیبتان شد.)!/تا حق را تثبیت کند، و باطل را از میان بردارد، هر چند مجرمان کراهت داشته باشند.(مکارم شیرازی)
🔸در جنگ بدر مسلمان ها تمایل داشتند کاروان تجاری قریش را تصرف کنند و بدون جنگ و درگیری به غنایم آن دست یابند اما خداوند چنین اراده کرد که کلمه حق غلبه کند و ریشه کافرین قطع شود. تحقق حق و ابطال باطل، غرضی فراتر از دستیابی به غنایم است هرچند مجرمین اکراه داشته باشند.
🔸مسئولین دیپلماسی کشور نیز می بایست در مذاکرات و معاهدات خود بیش از دستیابی به غنایم زودگذر به اقامه ولایت حق و قطع ریشه مستکبرین و کفار عالم و اسقاط و ابطال آنها توجه کنند هرچند مورد خوشایند آنها نباشد.
https://eitaa.com/deraiat
حضرت امام رضا علیه السلام فرمود:
"مَنْ تَرَكَ السَّعْيَ فِي حَوَائِجِهِ يَوْمَ عَاشُورَاءَ قَضَى اللَّهُ لَهُ حَوَائِجَ الدُّنْيَا وَ الْآخِرَةِ وَ مَنْ كَانَ يَوْمُ عَاشُورَاءَ يَوْمَ مُصِيبَتِهِ وَ حُزْنِهِ وَ بُكَائِهِ يَجْعَلُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ يَوْمَ الْقِيَامَةِ يَوْمَ فَرَحِهِ وَ سُرُورِهِ"
کسی که در روز عاشورا به دنبال حوایج و خواسته هایش نرود خداوند نیاز دنیا و آخرت او را برآورده می کند.
و کسی که روز عاشورا، روز مصیبت و غم و گریه برایش باشد، خداوند تعالی روز قیامت را روز شادی و سرور او قرار می دهد.
📚 علل الشرائع، ج1، ص:227
https://eitaa.com/deraiat
انتخاب سیدالشهداء از میان دو گزینه
...عَنْ عَبْدِ الْمَلِكِ بْنِ أَعْيَنَ عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ ع قَالَ:
«أَنْزَلَ اللَّهُ تَعَالَى النَّصْرَ عَلَى الْحُسَيْنِ ع حَتَّى كَانَ مَا بَيْنَ السَّمَاءِ وَ الْأَرْضِ ثُمَّ خُيِّرَ النَّصْرَ أَوْ لِقَاءَ اللَّهِ فَاخْتَارَ لِقَاءَ اللَّهِ تَعَالَى.»
🔶از امام باقر (علیهالسلام) نقل شده است:
«خداوند نصرت و پیروزی (بر دشمن) را بر امام حسین (علیهالسلام) فرو فرستاد تا اینکه میان آسمان و زمین رسید (متوقف شد.)
آنگاه به ایشان اختیار داد که از میان "نصرت" یا "دیدار خداوند" (یکی را) انتخاب کند. پس ایشان دیدار خداوند را برگزید.»
📚الكافي، ج۱، ص۲۶۰
https://eitaa.com/deraiat
تفکیک بین مقام تعلیم و مقام فتوا در روایات فقهی
می بایست در روایات بین دو دسته روایات مقام تعلیم و روایات مقام فتوا تفکیک کرد؛ تعلیم اصول و قواعد برای خواص است (تعلیم کبریات) و فتوا برای مسائل روزمره و پاسخ به سوالات برای عوام (تعیین صغریات))
تفاوت های ایندو دسته از روایات:
1. تعلیم ناظر به کبریات است و افتا ناظر به تطبیق کبریات و تعیین صغریات
2. در مقام تعلیم ممکن است تدریج در اموزش صورت گیرد لذا می توان به قرینه منفصله اخذ کرد ولی در مقام فتوا، اخذ به قرینه منفصله مشکل است، چون می خواهد مشکل بالفعل او را پاسخ دهد (مثل مراجعه مریض به طبیب) در نتیجه حمل مطلق بر مقید و عام و خاص و... در مقام تعلیم جای دارد ولی در فتاوا جمع عرفی نیست.
3. تفاوت روش استنباط: در تعلیم، اگر عام وجود داشت بدون فحص از مخصص نمی توان به آن اخذ کرد/ در مقام فتوا، استفاده از آن حکم برای موارد مشابه نیازمند الغای خصوصیت است و نمی توان به مناط آن پی برد مثل دارویی که طبیب برای یک بیمار می دهد نمی توان آن را برای موارد مشابه در بیمار دیگر استفاده کرد، چون معمولاً در مقام فتوا، کبرا ذکر نمی شود. بنابراین کار اخباریون اشتباه است که عوام را به استفاده حکم از روایات ارجاع می دادند که اگر آن روایت تعلیمی باشد نیازمند فحص از مخصص و مقید است و اگر افتا باشد قابل تعمیم نیست.
4. در فتوا به صرف تغییر موضوع، تفاوت می کند و گاهی همین امر موجب اختلاف حدیث و توهم تعارض می شود.
5. در فتوا، اصطلاحات عرفی (رطل در تعیین مقدار آب کر) و ارتکازات (شرط ارتکازی مثل خیار غبن) موجب اختلاف پاسخ ها میشود.
6. در مقام فتوا، ارتکازات مستفتی در کیفیت و ادبیات پاسخ، اثرگذار است. کسی که توهم حذر دارد اگه به او گفته شود افعل، امر عقیب حذر دلالتی بر وجوب ندارد و هکذا
7. در مقام افتا، شرایط و قرائن زمانی و اجتماعی در نوع پاسخ گویی اثرگذار است.
8. ذکر موارد شاذ در مقام افتاء مستهجن است. لذا اخذ به اطلاق آن نمی شود کرد.
9. در مقام افتا بین احکام ولائی و احکام کلی خلط می شود.
10. اصالت تطابق بین مقام ثبوت و اثبات برای مقام تعلیم است.
📚سید علی سیستانی، اختلاف الحدیث، ص61
https://eitaa.com/deraiat
🔶مفهوم دین
🔸«دین» اصل این ماده، به معنای نوعی اطاعت و تسلیم شدن و خضوع در مقابل یک برنامه یا مقررات معین است؛ و با این ملاحظه، سه استعمال معروف دارد. یکی به صورت «دَین» که به معنای بدهی و قرض است (تداینتم بدَین؛ بقره/282) که در واقع یک نوع ذلت برای بدهکار میآورد و وی را تحت قوانین خاصی قرار میدهد؛ دوم به معنای «حکم و جزا» است (مالک یوم الدین) از این جهت که یک قوانینی است که شخص مجبور میشود به آن تن دهد؛ و سومی هم به معنای شریعت و آیین است (التحقيق في كلمات القرآن الكريم، ج3، ص289؛ معجم المقاييس اللغة، ج2، ص319)
🔸گاهی «دین» به معنای تدین و دین داری به کار می رود؛
پرسش: برخی از سایت های ضدّ شیعی این فرمایش حضرت صادق را مطرح می کنند که : تِسْعَةُ أَعْشَارِ الدِّينِ فِي التَّقِيَّة و می گویند : معلوم می شود توحید و نبوّت و معاد یک دهم دین شیعه است و نه نهم دینشان هم تقیه است ! جوابشان چیست ؟ یکی از سایت های شیعه جواب داده بود که منظور این است که نه دهم دین ما با آنها متفاوت است پس باید در فضای تقیه باشیم ولی این توجیه زیاد قانع کننده نیست.
استاد مفیدی: منظور از دین در اینجا ، تدیّن بنده است نه معارف دین . دین استعمالات مختلف دارد . گاهی به معنای جزا دادن است: (مالک یوم الدین) گاهی به معنای عبادت است : (ألا لله الدین الخالص) مگر دین ناخالص هم داریم ؟! دین در اینجا یعنی اطاعت. مثل: (إذا رکبوا فی الفلک دعوا الله مخلصین له الدین) یعنی اطاعت خالصانه. مواردی زیادی داریم که دین به معنای تدیّن شخص و اطاعت و بندگی است. در این حدیث هم یعنی انسان که می خواهد بندگی خدا را بکند ، نه دهم اساس بندگی ی او بر تقیه است.
#دین
https://eitaa.com/deraiat
دعای صبح و شام (طلوع و غروب خورشید)
عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ عَلَيْهِ السَّلَامُ:
«الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي أَصْبَحْنَا وَ الْمُلْكُ لَهُ، وَ أَصْبَحْتُ عَبْدَكَ وَ ابْنَ عَبْدِكَ وَ ابْنَ أَمَتِكَ فِي قَبْضَتِكَ، اللَّهُمَّ ارْزُقْنِي مِنْ فَضْلِكَ رِزْقاً مِنْ حَيْثُ أَحْتَسِبُ وَ مِنْ حَيْثُ لَاأَحْتَسِبُ، وَ احْفَظْنِي مِنْ حَيْثُ أَحْتَفِظُ وَ مِنْ حَيْثُ لَاأَحْتَفِظُ، اللَّهُمَّ ارْزُقْنِي مِنْ فَضْلِكَ، وَ لَاتَجْعَلْ لِي حَاجَةً إِلى أَحَدٍ مِنْ خَلْقِكَ، اللَّهُمَّ أَلْبِسْنِي الْعَافِيَةَ، وَ ارْزُقْنِي عَلَيْهَا الشُّكْرَ، يَا وَاحِدُ، يَا أَحَدُ، يَا صَمَدُ، يَا أَللَّهُ الَّذِي لَمْ يَلِدْ وَ لَمْ يُولَدْ، وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ كُفُواً أَحَدٌ، يَا أَللَّهُ، يَا رَحْمَانُ، يَا رَحِيمُ، يَا مَالِكَ الْمُلْكِ وَ رَبَّ الْأَرْبَابِ وَ سَيِّدَ السَّادَاتِ، وَ يَا أَللَّهُ، يَا لَاإِلهَ إِلَّا أَنْتَ، اشْفِنِي بِشِفَائِكَ مِنْ كُلِّ دَاءٍ وَ سُقْمٍ؛ فَإِنِّي عَبْدُكَ وَ ابْنُ عَبْدِكَ أَتَقَلَّبُ فِي قَبْضَتِكَ».
كافي (ط - دار الحديث)، ج4، ص: 425📚
#ذکر
https://eitaa.com/deraiat