✳️ بازدارندگی سهلایه در بیان رهبری؛ از پیام سیاسی تا معادله نظامی منطقهای
◾️ مقام معظم رهبری امروز :
البته این را هم آمریکاییها بدانند که اگر این دفعه جنگ راه بیندازند، این جنگ، جنگ منطقهای خواهد بود.
✍ این جمله رهبری معظم از چند جهت بسیار مهم است و واجد حداقل سه لایه بازدارندگی همزمان است که اشاره میشود:
🔺 ۱. بازدارندگی ادراکی
جمله مزبور صریحاً چارچوب ذهنی آمریکا را هدف میگیرد؛ پیام این است که «کنترل دامنه جنگ» دیگر در اختیار آغازگر نخواهد بود. یعنی حتی حمله محدود یا نقطهای، بهطور خودکار به گسترش جغرافیایی در کل منطقه منجر میشود. این دقیقاً نقطه ضعف راهبردهای اخیر آمریکا (ضربه محدود، بدون هزینه راهبردی) را نشانه میگیرد.
🔺 ۲. بازدارندگی شبکهای
تأکید بر «جنگ منطقهای» بهمعنای فعالشدن مجموعهای از بازیگران همپیمان و همسرنوشت در غرب آسیا و محور مقاومت است؛ نه صرفاً ایران. این پیام میگوید معادله جنگ دیگر دوجانبه نیست، بلکه شبکهای، چندجبههای و فراتر از کنترل مستقیم آمریکا خواهد بود.
🔺 ۳. بازدارندگی تصمیمساز
مخاطب اصلی، تصمیمگیران سیاسی _ نظامی آمریکاست، نه افکار عمومی. هشدار میدهد که هزینه جنگ، از سطح «مدیریتپذیر» به سطح غیرقابل پیشبینی، فرسایشی و استراتژیک جهش میکند؛ یعنی جنگی که نه زمان پایانش معلوم است، نه میدانهایش، نه بازیگرانش.
🔹 #جمعبندی:
این جمله تهدید احساسی نیست؛ تعریف قاعده بازی است. اگر آمریکا ماشه را بکشد، دیگر جنگی قابل مهار یا انتخابی نخواهد داشت، بلکه وارد وضعیتی میشود که ابتکار عمل از دست آغازگر خارج میشود و کل منطقه به میدان درگیری تبدیل میگردد.
📚 https://eitaa.com/derangha
🔴 #نگاهی_دیگر
✳️ کنش برهمزننده معادلات دشمن
✍ سخنان روز گذشته مقام معظم رهبری بسیار مهم و راهبردی بود و از چند منظر باید به آن نگریست. بهجرات میتوان آن را یک کنش گفتاریِ راهبردیِ بازدارنده دانست؛ کنشی کلامی که بهطور همزمان در چند سطح عمل میکند.
🔺الف. در سطح عملیات روانی
این گفتار مصداق بازدارندگی ادراکی است؛ مهندسی ادراک دشمن از طریق شوک کلامی و انتقال پیام اقتدار.
🔺ب. در عرصه رسانه
با شکلدهی به یک ابرروایت مسلط، دستورکار خبری طرف مقابل را برهم میزند و ابتکار روایت را در دست میگیرد.
🔺ج. در چارچوب جنگ شناختی
این پیامها نوعی بازدارندگی شناختی ایجاد میکنند که به اخلال در محاسبات و فلج تصمیمگیری میانجامد.
🔺د. از منظر امنیتی ـ راهبردی
با ارسال سیگنالهای بازدارندگی راهبردی و بهرهگیری از ابهام حسابشده، هزینه اقدام خصمانه را در ذهن دشمن افزایش میدهد.
🔺ه. در بعد سیاسی،
این سخنان نمونهای روشن از اعمال قدرت گفتمانی است؛ بازتعریف موازنه قدرت نه با اقدام نظامی، بلکه با زبان، تحلیل و تهدید حسابشده با پشتوانه قوی الهی و توان معتبر زمینی.
📚 https://eitaa.com/derangha
🔴 مقام معظم رهبری (۱۲ بهمن ۱۴۰۴)
این فتنه ؛ شبیه #کودتا بود
▪️این فتنه شبیه #کودتا بود؛ یعنی بعضیها هم در دنیا از این فتنهای که اتّفاق افتاد، تعبیر کردند به کودتا؛ گفتند در ایران کودتایی راه افتاد که البتّه سرکوب شد، امّا کودتا بود. یعنی چه کودتا بود؟ یعنی هدفِ تخریب، مراکز حسّاس و مؤثّر در ادارهی کشور بود. به پلیس حمله کردند، به مراکز سپاه حمله کردند، به بعضی از مراکز دولتی حمله کردند، به بانکها حمله کردند؛ این از جهت مادّی؛ به مساجد حمله کردند، به قرآن حمله کردند؛ این هم از جهت معنوی. آنچه کشور را اداره میکند اینها است؛ به اینها حمله کردند. این شد کودتا.
🔴 #خوانش_تحلیلی
✳️ تحلیل فتنه شبه کودتا (#مهم)
✍ تحلیل این سخن مقام معظم رهبری که "این فتنه شبیه کودتا بود" از جنبههای مختلف حائز اهمیت است بخصوص که #آقا تأکید کردند در آینده هم رخ خواهد داد لذا باید این پدیده را بخوبی شناخت. در ادامه نگاهی تحلیلی به این سخن ارائه میشود.
▪️در دکترینهای نوین بیثباتسازی، کودتا دیگر الزاماً به خیانت نخبگان حاکم یا شکاف در رأس قدرت وابسته نیست. الگوی غالب امروز، «کودتای ترکیبیِ بدون انشقاق در حاکمیت» است؛ الگویی که بهجای تصرف مستقیم رأس هرم قدرت، بر ازکارانداختن تدریجی کارکردها در بدنه و لایههای میانی نظام حکمرانی متمرکز میشود.
▪️در این چارچوب، هدف اصلی نه براندازی فوری، بلکه فلجسازی تدریجی دولت و حاکمیت از طریق ضربه همزمان به گرههای حیاتی اداره کشور است: تضعیف نیروهای حافظ نظم و امنیت مانند پلیس و سپاه و دستگاههای دیگر، اخلال در سازوکار تصمیمگیری مراکز دولتی، و بیثباتسازی شریانهای اعتماد و گردش اقتصادی از مسیر حمله به بانکها. این همان منطق «فلجسازی دولت» است؛ الگویی که بدون نیاز به همراهی درونحاکمیتی، توان حکمرانی را آرامآرام از درون فرسوده میکند.
▪️لایه مکمل این الگو، جنگ مشروعیت و معناست. حمله به مسجد و قرآن و مراکز دینی، در این دکترین، اقدامی صرفاً احساسی یا نمادین نیست، بلکه کنشی هدفمند برای گسستن پیوند میان حاکمیت و منابع هویتی _ معنوی جامعه بهشمار میآید. در نظریههای جنگ شناختیِ مشروعیتزدا، فروپاشی از جایی آغاز میشود که نظام، حتی با حفظ انسجام ساختاری، از پشتوانه معناییِ مولد اقتدار تهی شود.
▪️از این منظر، شباهت این فتنه به کودتا نه در کلاسیکبودن ابزارها، بلکه در ماهیت مأموریت آن است: ایجاد خلأ اقتدار، بینظمی پایدار و فرسایش حکمرانی، بیآنکه لزوماً کودتاگرانِ آشکار یا خائنانِ مستقر در قدرت حضور داشته باشند. دقیقاً در همین نقطه است که «فتنه»، در منطق دکترینهای نوین، به «کودتا» تبدیل میشود.
📚 https://eitaa.com/derangha
🔴 حمله نقطهای آمریکا؛ پاسخ منطقهای ایران
◾️ مقام معظم رهبری:
البته این را هم آمریکاییها بدانند که اگر این دفعه جنگ راه بیندازند، این جنگ، جنگ منطقهای خواهد بود.
🔹 #تحلیل
✍ راهبرد آمریکا در «حمله محدود» بر این تصور استوار است که میتوان با ضربهای کنترلشده، بدون ورود به جنگی پرهزینه، رفتار ایران را مهار کرد. در مقابل، منطق پاسخ ایران دقیقاً بر نقض همین تصور بنا شده است: هرگونه حمله حتی اگر نقطهای و محدود باشد بهطور خودکار وارد معادلهای منطقهای میشود.
پاسخ منطقهای یعنی انتقال درگیری از یک نقطه و یک جغرافیای مشخص به مجموعهای از میدانها، بازیگران و گرههای امنیتی در سطح منطقه؛ بهگونهای که با هدف سلب امکان تکرار حمله و انتقال هزینه جنگ از سطح تاکتیکی به سطح راهبردی و غیرقابلکنترل برای مهاجم تبدیل شود.
بهاینترتیب، ایران با گسترش میدان درگیری، ابتکار «کنترل دامنه جنگ» را از آمریکا میگیرد و نشان میدهد جنگی که آمریکا میکوشد آن را انتخابی و محدود نگه دارد، در عمل به وضعیتی غیرقابلکنترل برای خود او تبدیل خواهد شد.
📚 https://eitaa.com/derangha
🔴 #امارات؛ اسرائیلِ عبری با پوششِ عربی
✍ در آرایش جدید امنیتی غرب آسیا، امارات از یک بازیگر صرفاً اقتصادی عبور کرده و به پلتفرم عملیاتی اسرائیل و آمریکا با پوشش عربی تبدیل شده است؛ پلتفرمی که همکاریهای اطلاعاتی، سایبری، نظارتی و لجستیکی در آن بهصورت ساختاری نهادینه شده است. این همپوشانی، امارات را عملاً در امتداد شبکه امنیتی تلآویو و واشنگتن تعریف میکند، نه در جایگاه یک همسایه بیطرف.
اهمیت این وضعیت زمانی دوچندان میشود که امارات میزبان مهمترین پایگاههای نظامی آمریکا در جنوب خلیج فارس است؛ از جمله پایگاه هوایی الظفره که نقش کلیدی در عملیاتهای هوایی، شنود، پهپادی و فرماندهی آمریکا و سنتکام ایفا میکند، و همچنین بنادر نظامی و لجستیکی فجیره و جبلعلی که ستون فقرات پشتیبانی دریایی و سوخترسانی ناوگان آمریکا بهشمار میآیند. این زیرساختها، در کنار پیوند امنیتی فزاینده با اسرائیل، امارات را از یک «کشور حاشیهای» به گره مستقیم تهدید علیه ایران تبدیل کرده است.
از منظر امنیت ملی، این وضعیت یک پارادوکس راهبردی پرریسک برای ابوظبی میسازد. کشوری با عمق راهبردی محدود، تمرکز بالای زیرساختهای حیاتی، وابستگی شدید اقتصادی و فاصله جغرافیایی اندک با ایران، عملاً نقش پایگاه امن دشمنان ایران را پذیرفته است. در چنین شرایطی، در سناریوی تشدید تنش یا درگیری منطقهای، امارات نه «کنار ایران»، بلکه در کنار تهدید علیه ایران تعریف میشود و بهدلیل همین ویژگیها، میتواند به هدف سهلالوصول در معادله پاسخ نامتقارن ایران بدل گردد.
📚 https://eitaa.com/derangha