eitaa logo
روایت و درایت
229 دنبال‌کننده
18 عکس
0 ویدیو
4 فایل
حدیث و جستارهای وابسته/محمدباقر ملکیان
مشاهده در ایتا
دانلود
🔸 نکته‌ای در مورد کتاب حلبی 🔹 خاندان حلبی از بيوتات مشهور شيعه کوفی است که بنا به گزارش نجاشی چون برای تجارت به حلب می‌رفته‌اند به حلبی شهرت يافته‌اند. (نک: رجال النجاشي، رقم: 612) نام بسياری از افراد اين خاندان در مصادر رجالی ذکر شده است، مثل: أبو شعبه و پسرانش علی و عمر، ونوادگانش عبيد الله، عبد الأعلی، عمران، محمّد، احمد. (نک: رجال النجاشي، رقم: 245؛ 612؛ 885) نجاشی می‌گويد: تمامی افراد اين خاندان مورد وثوق و مراجعه شيعيان بوده‌اند، اما شاخص ترين آنها ـ و به تعبير نجاشی: «کبيرهم و وجههم» ـ عبيد الله بن علی بن أبی شعبه است. (نک: رجال النجاشي، رقم: 612) عبيد الله حلبی مؤلف کتابی مشهور است، کتابی که بسياری از اصحاب اماميه آن را روايت کرده‌اند، و شايد مبالغه نباشد اگر بگوييم: منقولات آن در تمامی کتب روائی و أبواب فقهی به چشم می‌خورد. شيخ طوسی و نجاشی نقل کرده‌اند که عبيد الله حلبی، کتابش را به امام صادق عليه السلام عرضه کرد، و مورد پسند ايشان واقع شد و صحّت آن را تأييد کردند. (نک: الفهرست، رقم: 467؛ رجال النجاشي، رقم: 612) عبيد الله برادری به نام محمّد دارد که او هم کتابی شبيه به کتاب برادرش دارد: «له کتاب مبوّب في الحلال و الحرام». (نک: رجال النجاشي، رقم: 885) نکته قابل توجه اين که در موارد متعدّدی، روايات اين دو برادر حتی در الفاظ و عبارات هم مثل هم است. دنباله نوشته را در کاتبان بخوانید: https://malekian.kateban.com/post/5452
🔸ارزشيابی‌های رجالی و خصائص نفسانی رجاليون 🔹 در بحث از مدرک حجيت قول رجاليون، مباحث بسياری مطرح شده است، و البته هنوز بسياری از مسائل مغفول مانده است. از جمله مسائلی که در اين بحث مطرح است و بايد بدان توجه داشت، اجتهادی بودن بسياری از جرح و تعديل‌های رجاليون است. شيعه و سنی بودن عالم رجالی هم تفاوتی در اين امر ندارد. در اين اجتهاد، امور متعدّدی دخيل است، که از جمله آنها می‌توان به مسائل اجتماعی و فرهنگی و حتی خصائص و خلق و خوهای نفسانی جارح و معدّل اشاره کرد. خلق معرفت علمی و سرنوشت اين معرفت در جامعه علمی هميشه تحت تأثير ساختارهای فرهنگی و اجتماعی قرار داشته است، و روانشناسان اجتماعی علم به مطالعه کم و کيف اين تأثيرات پرداخته‌اند (روان شناسی اجتماعی علم، ص 88). سيمونتون از راه تحليل داده‌های تاريخی و آرشيوی نشان داده است که عواملی همچون اسانيد و الگوها، جنگ، خيزش‌ها يا ثبات سياسی، به چه ترتيبی می‌توانند خروجی علم را تحت تأثير قرار دهند. (روان شناسی اجتماعی علم، ص 89) شايد برای مطالعه موردی، مقايسه مرحوم آيت الله شيخ عبد الله مامقانی (متوفی 1311 ق) مؤلف کتاب تنقيح المقال با مرحوم آيت الله شيخ آصف محسنی قندهاری (متوفی 1440 ق) مؤلف کتاب بحوث فی علم الرجال سودمند باشد. دنباله نوشته را در کاتبان بخوانید: https://malekian.kateban.com/post/5453
🔸 علم انساب و رابطه آن با علم رجال 🔹 بسياری از راويان حديث از آل ابوطالب هستند، و بالطبع در کتب انساب به شرح حال آنها پرداخته شده است. از سويی در مصادر رجالی، پيرامون برخی محدّثان طالبی، اطلاعات چندانی گزارش نشده است. اين امر سبب می شود برای آگاهی از زوايای زندگی آنها (مثل: طبقه آنها، موقعيت و جايگاه اجتماعی ايشان، خصوصيت های فردی دخيل در جرح و تعديل رجالی، و...) ناگزير از مراجعه به مصادر نسب شناسی باشيم. در ميان مصادر انساب، کتاب عمدة الطالب في أنساب آل أبي طالب تأليف ابن عنبه (متوفی 828 ق)، منبعی معتبر و جامع به شما می رود. عمده الطالب وسطی پس از تأليف مورد توجه بسياری از نسب نگاران قرار گرفته، و علاوه بر اقتباس از آن در مصادری که پس از آن نگاشته شده، حواشی و تعليقات متعدّدی بر آن نوشته شده است. از ميان افرادی که عمدة الطالب وسطی را تحشيه نموده اند مرحوم آيت الله سيد حسين طباطبائی بروجردی (متوفی 1380 ق)، حواشی مفصّل و عالمانه ای بر اين کتاب دارد. حواشی ايشان ـ با توجه به تسلط و خبرويت ايشان در علم رجال ـ مملو از نکاتی است که در مباحث رجالی بکار می آيد. دنباله نوشته را در کاتبان بخوانید: https://malekian.kateban.com/post/5454
🔸 صحت‌سنجی یک نسبت (تقدیم به دوست فاضلم سید احمد قائم‌فرد) 🔹 وثاقت محمد بن سنان و اعتبار روایاتش، از دیرباز مورد بحث بوده است. از جمله اموری که در مورد روایات او گفته‌اند این است که محمد بن سنان، کتب روایی دیگران را نه به شیوه سماع، بلکه به طریق وجاده نقل می‌کرده است. در رجال کشی چنین آمده است: «ذكر حمدويه بن نصير أن أيوب بن نوح دفع إليه دفترا فيه أحاديث محمد بن سنان، فقال لنا: إن شئتم أن تكتبوا ذلك فافعلوا، فاني كتبت عن محمد بن سنان ولكن لا أروي لك أنا عنه شيئا، فإنه قال قبل موته: كلما حدثتكم به لم يكن لي سماع ولا رواية إنما وجدته ( اختيار معرفة الرجال، ج ٢، ص ٣٧٩، رقم: ۹۷۶) و نقل وجاده‌ای ـ چنان‌چه علمای فریقین گفته‌اند ـ در ارزشیابی، اعتبار کمتری دارد. اما صحت این گزارش، خود محل تأمل است. توضیح این‌که: مراجعه به فهرست شیخ و نجاشی نشان می‌دهد محمد بن سنان واسطه و راوی کتب متعددی بوده است، و این کتب به واسطه او به طبقه بعدی منتقل شده است. (نک: الفهرست، رقم: ۱۵۸، ۳۷۲، ۵۰۱، ۵۲۶، ۶۲۰، ۷۵۷، ۷۵۹، ۸۳۰، رجال النجاشی، رقم: ۳۳۲ ، ۳۸۷ ، ۴۰۳، ۴۸۴، ۵۱۱، ۵۳۶، ۵۵۹، ۶۱۳، ۷۸۰، ۸۱۰، ۱۱۱۲، ۱۱۲۷، ۱۱۴۰، ۱۱۷۱، ۱۲۲۹) همچنین با مراجعه به این موارد می‌بینیم که کسانی مثل: احمد بن محمد بن عیسی اشعری (نک: الفهرست، رقم: ۵۰۱، ۵۲۶، ۶۲۰، ۸۳۰؛ رجال النجاشی، رقم: ۳۸۷، ۵۳۶، ۵۵۹، ۸۱۰) و محمد بن الحسین بن ابی الخطاب (نک: الفهرست، رقم: ۳۷۲، ۵۲۶، ۶۲۰، ۷۵۷، ۷۵۹؛ رجال النجاشی، رقم: ۶۱۳) به واسطه محمد بن سنان، بسیاری از این کتاب‌ها را نقل کرده‌اند. حالا باید پرسید: اگر محمد بن سنان، کتب را نه با سماع، بلکه به طریق وجاده نقل کرده، معقول است اصحاب امامیه (خصوصا بزرگان و مشایخی مثل احمد اشعری و محمد بن الحسین بن ابی الخطاب) از او اجازه بگیرند؟! و اصلا در نقل‌های وجاده‌ای، اجازه معنا می‌دهد؟! بله گزارش کشی در مورد یونس بن عبد الرحمن، که او احادیث را به طریق وجاده نقل می‌کرده (نک: اختیار معرفة الرجال، ج ۲، ص ۷۸۶، رقم: ۹۴۵) چندان بیراه نیست، خصوصا که می‌بینیم یونس بن عبدالرحمن با آن فقاهت و جایگاه علمی که داشته، تنها در طریق دو سه کتاب واقع شده است (نک: الفهرست، رقم: ۴۸۹، رجال النجاشی، رقم: ۵۶۵، ۱۱۰۱)
روایت و درایت
🔸 چند نکته در مورد قرب الإسناد 🔹 1. در مورد مؤلّف کتاب قرب الإسناد اختلاف وجود دارد. برخی آن را به
🔸 نکته‌ای دیگر در مورد قرب الاسناد 🔹 نجاشی در شرح حال عبد الله بن جعفر حمیری می‌گوید: «له کتاب قرب الاسناد الی الرضا، کتاب قرب الاسناد الی ابی جعفر ابن الرضا، کتاب قرب الاسناد الی صاحب الامر علیه السلام» (رجال النجاشی، رقم: ۵۷۳) اما نسخه قرب الاسناد موجود با گزارش نجاشی عموم و خصوص من وجه است، یعنی آنچه امروز در دست ماست قرب الاسناد به امام صادق، امام کاظم و امام رضا علیهم السلام است، نه نجاشی اسمی از قرب الاسناد به امام صادق علیه‌السلام و امام کاظم علیه‌السلام زده، و نه ما به قرب الاسناد به امام جواد علیه‌السلام و امام زمان علیه‌السلام دسترسی داریم! در این میان گزارشی از سید بن طاووس در جمال الاسبوع گویای قرب الاسناد به امام باقر علیه‌السلام است: «رایت انا الحدیث فی کتاب محمد بن عبدالله بن جعفر الحمیری الذی سماه کتاب قرب الاسناد یرویه (عن) الباقر علیه‌السلام» (جمال الاسبوع، ص۱۱۶) دکتر پاکتچی بر اساس این نقل می‌گوید که بخشی از کتاب حمیری، احادیث قرب الاسناد به امام باقر علیه‌السلام است، که امروزه به دست ما نرسیده است (نک: نقد متن، ص۲۴۵) اما ـ گذشته از اینکه سید بن طاووس محمد را که راوی کتاب قرب الاسناد است به عنوان مولف کتاب معرفی کرده ـ به نظر می‌رسد روایت مذکور از بخش مفقود کتاب قرب الاسناد نیست، بلکه سید بن طاووس حدیثی را از قرب الاسناد امام صادق علیه‌السلام نقل می‌کند، اما از آنجا که در کتاب قرب الاسناد آمده: «جعفر عن أبیه» (نک: قرب الاسناد، ص۱۲۱) سید بن طاووس حدیث را به امام باقر علیه‌السلام نسبت می‌دهد. قرب الاسناد به امام زمان علیه‌السلام هم محل تأمل است، یعنی اصلا علو سند و قرب الاسناد حمیری در روایاتش از امام زمان علیه‌السلام فی نفسه غریب است، و با تعریف قرب الاسناد چندان سازگار نیست. بله حمیری روایاتی از امام زمان علیه‌السلام دارد، اما قرب الاسناد در مورد این روایات معنایی ندارد. بعید نیست نجاشی به اشتباه مکاتبات محمد بن عبدالله بن جعفر حمیری با امام زمان علیه‌السلام (نک: رجال النجاشی، رقم: ۹۴۹) را به عبد الله بن جعفر نسبت داده باشد. به هر حال این مسأله نیاز به بررسی بیشتر دارد، ان شاء الله.
🔸 کتاب علی بن جعفر به روایت حمیری 🔹 روایات کتاب قرب الاسناد، چنانچه از عنوان کتاب پیداست، روایاتی است که عبدالله بن جعفر حمیری با کمترین واسطه از ائمه اطهار علیهم السلام نقل کرده است. به لحاظ اعتبار سندی، همه روایات این کتاب، یکدست نیست، یعنی بعضی از روایات این کتاب، صحیح اعلایی است (یعنی همه راویان آن توثیق دو قبضه دارند)، مثل روایاتی که حمیری به واسطه احمد اشعری از بزنطی از امام رضا علیه‌السلام نقل کرده است (نک: قرب الاسناد، ص ۳۴۸) اما برخی دیگر، در پایین‌ترین درجه اعتبار قرار دارد، مثل روایاتی که از ابوالبختری نقل شده است. (نک: قرب الاسناد، ص ۵۱) چرا که ابوالختری دروغگو و به تعبیر فضل بن شاذان «اکذب البریة» است. (نک: رجال الکشی، ج ۲، ص ۵۹۷) بخش زیادی از روایات کتاب قرب الاسناد، نسخه‌ای از کتاب مسایل علی بن جعفر عریضی است که حمیری به واسطه نوه علی بن جعفر، عبدالله بن حسن علوی نقل کرده است. اما به جهت عدم توثیق عبدالله بن حسن در مصادر رجالی، اعتبار این روایات مورد تردید قرار گرفته است. برای توثیق عبدالله بن حسن، و به تبع آن تصحیح این روایات، مطالب مختلفی ذکر شده، مثل این‌که حمیری به او اعتماد کرده و به واسطه او کتاب علی بن جعفر را نقل کرده است. شاید گمان شود بر اساس نگاه قدمائی، برای تصحیح این روایات، نیازی به اثبات وثاقت عبدالله نداریم، چرا که عبدالله در این روایات فقط شیخ اجازه است، و در مشایخ اجازه - چنانچه مرحوم شیخ حسن (پسر شهید ثانی) و برخی دیگر گفته‌اند - احتیاجی به اثبات وثاقت آنها نداریم. این سخن فی الجمله صحیح است، خصوصا که کتاب علی بن جعفر از کتب مشهور است، و در طریق به کتاب‌های مشهور حتی وجود راوی دروغگو هم مشکلی ایجاد نمی‌کند. (نک: رجال ابن الغضایری، ص ۶۷، رقم: ۶۶) اما اشکال در روایات متفرد این نسخه از کتاب علی بن جعفر است، یعنی با مراجعه به مصادر روایی (مثل کافی و تهذیب) می‌بینیم که روایات متعددی از علی بن جعفر که در قرب الاسناد آمده، در نسخه‌های دیگر کتاب علی بن جعفر، (یعنی آنچه در کافی و تهذیب و... آمده) وجود ندارد. از این رو در نقل متفردات یک نسخه از کتاب مشهور (همانند نقل یک کتاب غیر مشهور) نیازمند وثاقت راوی آن نسخه هستیم. از همین روست که وقتی ابن ولید (و به تبع او شاگردش شیخ صدوق) در صحت متفردات محمد بن عیسی از کتاب یونس بن عبدالرحمن (که از کتب مشهور است) تردید می‌کند، ابن نوح سیرافی (استاد نجاشی) به او اعتراض می‌کند و می‌گوید: با وجودی که محمد بن عیسی ثقه است، نمی‌دانم چه چیز باعث شک و تردید ابن ولید در صحت روایات او از یونس بن عبدالرحمن شده است؟! (رجال النجاشی، رقم: ۹۳۹). بنابراین با نگاه قدمائی هم نمی‌توان (بدون اثبات وثاقت عبدالله بن حسن) همه این روایات را صحیح شمرد.
📗 التحلیل الفهرستی دراسة في منهج قدماء الإمامیة و مسلکهم في العمل بالأخبار ✍️ به قلم: ▫️ محمدباقر ملکیان 🗄 ناشر: معارف اهل بیت الطاهرین علیهم السلام 🛍 نحوه تهیه کتاب: قم، خیابان معلم، مجتمع ناشران، طبقه همکف، پلاک ١١، فروشگاه کتاب ما ☎️ شماره تماس: 📞02537842443 🌐https://maaref.org 🆔 @Maaref_org
حالا که نگاشته من در مورد تحلیل فهرستی چاپ شده، ملاحظه این مقاله هم خالی از لطف نیست. https://mfh.journals.ikiu.ac.ir/article_2258.html
4_5872953952886070121.docx
حجم: 37.1K
دو سه سال پیش که تازه علل الشرائع به تصحیح موسسه آل البیت چاپ و منتشر شد، برای مباحثه‌ای مجبور شدم آن را تورق کنم و نمونه‌هایی از تحریف و تصحیف در اسانید آن را به عنوان تمرین گوشزد کنم. امسال هم که باز به حکم وظیفه، مباحثه‌ای در مورد سندشناسی داشتم، این نمونه‌ها را به برخی از رفقای مباحثه نشان دادم، اما از آنجا که این تورق و یادداشت نمونه‌ها خیلی شلخته و نامرتب بود، قصد چاپ و انتشار آن را نداشتم. البته قصد دارم کمی آن را مرتب‌تر کنم و به عنوان ضمیمه در کتاب «معرفة السند» بیاورم، ان شاء الله. اما تا آن وقت که مرتب و منظم شود، و از باب «ما لا یدرک کله لا یترک کله» انتشار آن را در این صفحه خالی از فایده ندیدم (البته امیدوارم چنین باشد). باز تاکید می‌کنم از آنجا که مطالعه و تورقم نامرتب و شلخته‌وار بوده، پس توجه داشته باشید که نمونه‌های تحریف و تصحیف در اسانید کتاب علل الشرائع بیشتر از این‌هاست. وآخر دعوانا الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمّد و آله الطاهرین.