هـَُبوطـ.!
تیریپ دِپ و لَش و افسرده با عقایدت همخونی نداره . جزو جماعت صامتِ هدفون به گوش تو اتوبوس ها و تاکسی
پیرو این متن یاد یکی از صحبتاش افتادم که
میگفت:
هـَُبوطـ.!
پیرو این متن یاد یکی از صحبتاش افتادم که میگفت:
.
[دیگه کم کم داره حالم از این تصویری که از #جوون امروزی ایرانی ساختیم بهم میخوره.
یه موجود فشِل و ناامید و فلج و منزوی که تنها دلخوشیش این شده که از این مملکت بره.]
.
جوونی که #روحش پیر شده و دیگه حتی به خودش فرصت نمیده تا همین خرابه ای که جرعه جرعه ی خاکش براش پر از خاطرهست رو دوباره زنده کنه.
فقط میخواد بذاره بره...
چرا یادمون میره که شکست خوردن ، به بنبست رسیدن و درد گرفتن زانوها به خاطر دویدن و در نهایت به در بسته خوردن مال جووناست؟!
چه منِ شرقی ، چه اون مدرنِ غربی...
.
هـَُبوطـ.!
. جوونی که #روحش پیر شده و دیگه حتی به خودش فرصت نمیده تا همین خرابه ای که جرعه جرعه ی خاکش براش پ
.
میگفت:
این احساسات مال همه ی ماست.
قرار نیست تمومی داشته باشه.
تو هر زمانی و تو هر کشوری یه جوری خودش رو نشون میده.
این تجربه ها ، این ضعف ها و این به هق هق افتادنا مال جوونه!
نباید بذاریم قبل از این که به سن افول برسیم به افول برسن...
.
هـَُبوطـ.!
. میگفت: این احساسات مال همه ی ماست. قرار نیست تمومی داشته باشه. تو هر زمانی و تو هر کشوری یه جوری
.
ما باید بدوییم ، زمین بخوریم ، خسته شیم ، با اونایی که این مسیر رو نرفتن مقایسه بشیم ، مسخره شیم ، شکستامونو بزنن تو سرمون ، جیغ بزنیم ، از این همه نامردی بُهت زده شیم ولی لاقل یه کاری کرده باشیم.
.
هـَُبوطـ.!
. ما باید بدوییم ، زمین بخوریم ، خسته شیم ، با اونایی که این مسیر رو نرفتن مقایسه بشیم ، مسخره ش
.
من دارم از این نشستن و دست روی دست گذاشتن و منتظرِ پایان موندن فرار میکنم.
انقدر خوردم و خوابیدم و خوندم و شنیدم که در معرض انفجارم.
از همین الان واسه ی این همه شب زنده داریِ بی دلیل دارم فراموشی میگیرم.
نه حوصله ی حلاجی دارم ،
نه اعصابِ بررسی...
من نمیخوام بدترین جلوه از جوانی بشر رو به نمایش بذارم.
باید دَر بریم از تبدیل شدن به یک سالمندِ رنجورِ ناامید...
.
هـَُبوطـ.!
. من دارم از این نشستن و دست روی دست گذاشتن و منتظرِ پایان موندن فرار میکنم. انقدر خوردم و خوابی
هـَُبوطـ.!
. تموم ویژگی های پیری و کهنسالی رو بریز تو یه قوطی و نگه دار برای زمان خودش... و تا جایی که میشه ا
هـَُبوطـ.!
. من نمیگم غصه نخوریم. میگم غصه هم بخوریم ولی در کنارش #پوییدن و #جنگیدن و کله خرانه ادامه دادن رو
.
وَ
از تموم کسایی که تو #نالیدن و آه کشیدن گیر کردن و از اون بدتر ، به #اشتراکش هم میذارن.
از تموم کسایی که تو اوج چِلچِلی زندگیشونن ولی حتی یه ذره هم اِسانس جوونی و جنب و جوش از حرفا و رفتاراشون بلند نمیشه...
میخوام از همه ی سالمندای جوون فرار کنم.
#و_اول_از_همه_از_خودم...
.
هـَُبوطـ.!
. وَ از تموم کسایی که تو #نالیدن و آه کشیدن گیر کردن و از اون بدتر ، به #اشتراکش هم میذارن. از تموم
.
از تموم کسایی که مثل #خودم عقب نشینی کردن و حالا دیگه آرزویی واسه برآورده شدن ندارن.
از این غار پر سر و صدایی که خودمون برای خودمون ساختیم.
از این همه آدم افسردهمزاج و سرد...
کو اون سرِ پر تب و هیجانی که داشت چارنعل میدوید سمت دنیاهای کشف نشده؟!
.
هـَُبوطـ.!
. از تموم کسایی که مثل #خودم عقب نشینی کردن و حالا دیگه آرزویی واسه برآورده شدن ندارن. از این غار
.
دلم نمیخواد یه روزی برسه که ببینم انقدر یه گوشه تمرگیدم و کاری نکردم که
#حنجرهم ، #فریادام ، #اعتراضام ، #دغدغههام
وَ
خدا برام تارعنکبوت گرفته...
#رایکان_الف
.