✅✅✅✅✅✅✅✅✅✅✅✅✅
🍃صحبتی را که ولایت مطرح میکند به محض ایراد سخن، بر ما واجب می شود....
#شهید_صیاد_شیرازی
@dghjkb
🍃 متن وصيت نامه شهيد صياد شيرازي:
بسماللهالرحمنالرحيم، ارحمالراحمين، ربالعالمين و صليالله علي محمد والهالطاهرين، انالله و انااليه راجعون.
هذا ما وعدنا الله و رسوله و صدقالله و رسوله. اللهم زدنا ايماناً و ارحمنا. اشهد ان لاالهالا الله وحده لا شريك له و أن محمّداً عبده و رسوله ارسله بالهدي و دينالحق و ان الصديقة الطاهره فاطمهالزهرا، سيده نسا العالمين و أن علياً أميرالمؤمنين و الحسن و الحسين و عليبنالحسين و محمّدبنعلي و جعفربنمحمّد و موسيبنجعفر و عليبنموسي و محمّدبنعلي و عليبنمحمّد و الحسنبنعلي و الحجهالقائمالمنتظر صلواتالله و سلامه عليهم ائمتي و سادتي و موالي بهم اتولي و من اعدائهم اتبر و أنالموت و النشور حق و الساعة آتية لاريب فيها و أنالجنة و النار حق. اللهم أدخلنا جنتك برحمتك و جنّبنا و احفظنا من عذابك بلطفك و احسانك يا لطيفاً بعباده يا أرحم الراحمين.
خداوندا! اين تو هستي كه قلبم را مالامال از عشق به راهت، اسلامت، نظامت و ولايتت قرار دادي. خدايا! تو خود ميداني كه همواره آماده بودهام آنچه را كه تو خود به من دادي، در راه عشقي كه به راهت دارم، نثار كنم. اگر اين نبود، آن هم خواست تو بود.
پروردگارا! رفتن در دست تو است؛ من نميدانم چه موقع خواهم رفت ولي ميدانم كه از تو بايد بخواهم مرا در ركاب امام زمانم قرار دهي و آن قدر با دشمنان قسمخوردهات بجنگم تا به فيض شهادت برسم.
از پدر و مادرم كه حق بزرگي بر گردنم دارند، ميخواهم كه مرا ببخشند؛ من نيز همواره برايشان دعا كردهام كه عاقبت به خير شوند. از همسر گرامي و فداكار و فرزندانم ميخواهم كه مرا ببخشند كه كمتر توانستهام به آنها برسم و بيشتر ميخواهم وقف راهي باشم كه خداوند متعال به امت زمان ما عطا فرموده است.
آنچه از دنيا برايم باقي ميماند، حق است كه در اختيار همسرم قرار گيرد. از همه آنهايي كه از من بد ديدهاند، ميخواهم كه مرا به بزرگي خودشان ببخشند و بالاخره از مردان مخلص خودم به ويژه حاج آقا امير رنجبر نيكدل، استدعا دارم در غياب من به امور حساب و كتاب من برسند و با برادران ديگر چون جناب سرهنگ حاج آقا آذريون و تيمسار حاج آقا آراسته در اين باب، تشريك مساعي نمايند.
خداوندا! ولي امرت حضرت آيتالله خامنهاي را تا ظهور حضرت مهدي (عج) زنده، پاينده و موفق بدار. آمين يا رب العالمين.
(*پایگاه خبری_تحلیلی مشرق نیوز)
#شهید_صیاد_شیرازی
@dghjkb
🔻 رهبر انقلاب: جز خیر از صیاد چیزی ندیدم
🔹️ بخش گزیدهای از بیانات رهبر انقلاب در دیدار سال ۱۳۷۸ با خانواده شهید سپهبد علی صیاد شیرازی، برای نخستین بار در شماره ۲۸۳ خط حزبالله منتشر شده است.
🔹️ رهبر انقلاب ۱۹ اردیبهشت ماه سال ۱۳۷۸ و در دیدار با خانواده امیر شهید سپهبد علی صیاد شیرازی فرمودند:
🔹️ما تقریباً از اوایل انقلاب با ایشان آشنا شدیم. آن موقع با بعضی از دوستانشان از اصفهان پیش ما آمدند. از آن زمان تا وقت شهادت، حقاً و انصافاً جز خیر از این مرد چیزی ندیدیم. آنچه در میدانهای جهاد از او بروز کرد، کارهای بزرگی بود؛ بعضی را مردم میدانند، بعضی را نمیدانند بعضی را هم یادشان رفته؛ ولی ما در طول سالهای متمادی به کارهای بزرگی که این شهید عزیز انجام داد، توجه داشتیم و میدانیم واقعیشان چه کارهای بزرگی انجام داده؛ هم در میدان جنگ و هم بیرون از میدان جنگ.
🔹️چیزی که مهم است، این است که یک نفر علاوه بر جنگ با دشمنان، در جهاد با نفس هم پیروز شود. ایشان اینگونه بود؛ برای خودش هیچ چیز نمیخواست.
💐 سالروز شهادت، امیر سرافراز ایران، شهیدعلی صیاد شیرازی، گرامی باد.
#شهید_صیاد_شیرازی
@dghjkb
روایت شهادت شهید صیاد شیرازی؛ دل مادر از چیزی خبر داشت؟
دهسال پیش از پیروزی انقلاب اسلامی زمانی که ستوان علی صیاد شیرازی افسر گمنامی در لشکر تبریز بود، تیمسار یوسفی فرمانده لشکر در میان جمعی از نظامیان گفته بود: «نام این جوان را به خاطر بسپارید. من در ناصیه او آنقدر لیاقت میبینم که اگر بخت یارش باشد و از شر حاسدان در امان بماند، روزی فرمانده نیروی زمینی ارتش ایران شود!» ... پیشبینی سرلشکر پیر سیزده سال بعد هنگامی تحقق یافت که ایران یکی از حساسترین لحظات تاریخی خود را میگذراند ...
در تاریخ 21 فروردین ماه 1378 صیاد شیرازی، صیاد دلها شد و از شهادت روزی اش شد. این شهادت به تعبیر رهبر انقلاب مرگ تاجرانه است و معیاری است برای نمایش کوردلی بیش از پیش منافقان. متن زیر شرح ماوقعی است از شهادت صیاد شیرازی که به نقل از کتاب «در کمین گل سرخ» در ادامه میآید:
روز هیجده فروردین، مادر از حج برگشت، در فرودگاه مشهد وقتی او علی را در میان فرزندان و استقبال كنندگانش ندید ، دلش به تلاطم افتاد و به جای همه ی پاسخ ها تنها پرسید : پس علی كجاست ؟ علی ؟ با قسم به هر چه كه پیش او عزیز بود ، فهماندند كه علی صحیح و سالم است اگر كه الان در آن جا نیست فقط به خاطر جلسهای است كه در تهران با فرماندهان عملیات ثامنالائمه دارد . اما دل مادر آرام و قرار نداشت . نگران علی بود . آیا دل مادر از چیزی خبر داشت ؟ ساعتی بعد كار مادر به بیمارستان كشید. اطرافیان این را به حساب ضعف جسمانی او گذاشتند. مسبوق به سابقه بود . به همین خاطر اگر اصرار علی نبود حتی به حج هم نمی توانست برود . نیمه های شب بود كه چشم های مادر باز شد. علی بالای سرش بود. فقط شنید : «عزیز جان!» باز از هوش رفت . اما صبح كه به هوش آمد ، كسی متوجه اش نشد. احساس كرد حالش بهتر شده است. علی كمی آن طرف تر با دكتر ها دور میز نشسته بودند و صبحانه می خوردند. دلش می خواست لحظاتی سیر پسرش را نگاه كند... آن روز حال مادر خوب شد. آن قدر خوب كه تا شب به خانه برگشت. آن شب علی پیراهن عربی ای را كه مادر از مكه برایش آورده بود ، تن كرد و نمازش را با همان خواند . مادر وقتی او را در جامه ی سپید دید ، لحظه ای خیال كرد او در زمین نیست. او را در صف سپید پوشانی دید كه لبیک گویان به آسمان می رفتند . قلبش ریخت . به خودش دلداری داد و فكر كرد از تأثیرات مراسم حج است. با این حال نتوانست تاب آورد و گفت: « علی جان ، لباست را عوض كن سرما می خوری . » تا پاسی از شب، رفت و آمد بستگان طول كشید. حدود دوازده شب به مادر گفت : «عزیز ، می خواهم استراحت كنم. یک ساعت دیگر بیدارم كن تا بروم حرم.» این عادت همیشگی اش بود. مشهد كه می آمد ، بیش تر شب ها را تا صبح در حرم می گذراند. دست های مادر هنوز در دستش بود كه در كنار بستر او خوابش برد . صدای نفس های آرامش كه بلند شد ، باز دلشوره به جان مادر افتاد . در دلش توفانی بود . از بستر بلند شد و بالای سر پسرش نشست . كودكی اش را به یاد می آورد كه شب ها از گریه خواب نداشت . در روز عاشورا نفسش بند آمده بوده و مادر چیزی رو به گنبد طلایی گفته بود... به سر و صورت پسر نگاه كرد و آرام اشک ریخت . وقتی به خود آمد كه دو ساعت گذشته بود. نمی توانست از پسرش دل بكند . او به دل خودش ایمان داشت . همیشه حوادث را قبل از اتفاق احساس می كرد . هر بار كه علی در جبهه زخمی شده بود ، او از قبل فهمیده بود . به هر زحمتی بود از فرزندش دل كند و به آرامی او را از خواب بیدار كرد . علی وقتی به ساعتش نگاه كرد ، گفت : « عزیز چرا دیر بیدارم كردی ؟ »
منبع: پایگاه خبری فردا نیوز
#شهید_صیاد_شیرازی
@dghjkb
عزیز چه می توانست بگوید؟
تنها گفت: «خیلی خسته ای. دلم نیامد.» علی آن شب همراه خواهر بزرگش كه از دره گز آمده بود ، به حرم رفت. این كه در آن شب در آن جا چه گذشت و علی چه گفت و چه شنید، تنها خدا می داند و بس . اما همان شب در تهران ، خیابان دیباجی ، همسایگان او ، چند مورد رفت و آمد مشكوک دیده بودند . پیكانی در آن نیمه شب چند بار طول خیابان را پیموده بود . رفتگر شهرداری را دیده بودند كه ناشیانه خیابان را جارو می كرده و حركات و نگاه هایش غیر عادی بوده و... اما در مشهد ، علی هنگامی از حرم برگشت كه آفتاب صبح جمعه تابیده بود . او سر راهش نان سنگک و پنیر و خامه گرفته بود. مانند همیشه خود بساط صبحانه را پهن كرده و بعد پدر و مادرش را دعوت به صبحانه كرده بود. بعد گویی كه عجله داشته باشد ، به سراغ بستگانش رفته بود و تا ظهر به خانه ی اغلب آن ها سركشیده بود . حتی آن ها می گویند انگار از سرنوشت خود خبر داشته كه آن ها را نسبت به انجام فرایض دینی و وظایف فردی و اجتماعیشان سفارش می كرده است. سرانجام حدود ظهر به سوی تهران پرواز كرد .
صبح شنبه21 فروردین، وقتی كه او فرازهای آخر دعای عهد را زمزمه می كرد ، مقابل خانه اش منافقی در لباس خدمتگزار در كمین او نشسته بود. در سازمان آن ها سرلشگر علی صیاد شیرازی لابد به خاطر جانبازی هایش در راه دفاع از استقلال ایران به اعدام محكوم شده بود! اكنون رهبران سازمان مُصر بودند مأموریت نا تمام فروردین 61 را تمام كنند. سرانجام لحظه ی موعود فرا رسید. ساعت 6:45 در باز شد و ماشین تیمسار بیرون آمد. او منتظر ماند تا فرزندش مهدی در پاركینگ را ببندد و به او برسد . معمولاً سر راهش او را هم به مدرسه می رساند ... ادامه ی ماجرا را پلیس چنین گزارش داد: «... مهاجم ناشناس در پوشش كارگر رفتگر به محض خروج امیر صیاد شیرازی از منزل و در حال سوار شدن به اتومبیل خود ، به وی نزدیک شد. تیمسار شیرازی وقتی متوجه آن مرد رفتگرنما شد ، منتظر ماند تا او خواسته اش را بیان كند.
مرد مهاجم پاكت نامه ای را به دست تیمسار صیاد شیرازی داد تا آن را بخواند. تیمسار در حال بازكردن پاكت بود كه ناگهان مرد ناشناس با سلاح خودكاری كه پنهان كرده بود وی را هدف چند گلوله از ناحیه ی سر ، سینه و شكم قرار داد و از محل حادثه گریخت . براساس اظهارات شاهدان ، مهاجم فراری پس از تیراندازی به طرف خودروی پیكان كه در فاصله ی چند متری منزل تیمسار صیاد شیرازی توقف كرده بود ، دوید و به كمک همدست خود از محل گریخت... پیكر غرق به خون تیمسار صیاد شیرازی ابتدا به بیمارستان فرهنگیان و سپس به بیمارستان 505 ارتش منتقل شد اما سر انجام براثر شدت جراحت به شهادت رسید... »
و اما خبر شهادت سرلشگر علی صیاد شیرازی همه ی ایران را تكان داد. ملت ، به سوگ نشست . پرچم های سیاه بر سر در مساجد آویخته شد. در همه ی شهر ها و روستا ها به نام شهید علی صیاد شیرازی مراسم برپا شد. صبح روز 22 فروردین ، مردم تهران به نمایندگی از همه ی ایران ، سیاه پوش و مغموم به خیابان ریختند تا قهرمان سال های نبرد را تشییع كنند. ابتدا رهبر انقلاب در ستاد كل نیروهای مسلح بر تابوت فاتحه خواند ، سپس بر سر جنازه یار دیرین خود نشست و بوسه بر تابوت او نهاد... آنگاه ، نم باران بود. توفان بود و سیل خلایق. در آن دریای مواج انسان های متلاطم تنها عكس او بود كه هم چنان آرام بود. گویی به ملت می گفت:
من باز خواهم گشت ، باز خواهم گشت سرافراز ، دریغ برای چه ؟ من باز خواهم گشت هم چنان در لباس سربازی ، هنوز كار من تمام نشده است ! ...
فأخرجنی من قبری مؤتزراً كفنی ، شاهراً سیفی ، مجرداً قناتی ، ملبیاً دعوة الداعی آن گلی كه در كمین خصم افتاد ، آخرین سرخ گل خون آلود نبود!
منبع: پایگاه خبری فردا نیوز
#شهید_صیاد_شیرازی
@dghjkb
🌷می گفت :
اگر مـــا
محکم به ولایت فقیه بچسبیم
و در تمام کارهـایمان
دین را شاخص قرار دهـیم
بقیه مسائل حل شدنی است
#شهید_صیاد_شیرازی
@dghjkb
هوالمحبوب
شهید علی صیاد شیرازی
تاریخ ولادت : ۲۳ خرداد ۱۳۲۳
تاریخ شهادت : ۲۱ فروردین ۱۳۷۸
بخشی از وصیت شهید صیاد شیرازی:
«پروردگارا! رفتن در دست تو است؛ من نمیدانم چه موقع خواهم رفت ولی میدانم که از تو باید بخواهم مرا در رکاب امام زمانم قرار دهی و آن قدر با دشمنان قسمخوردهات بجنگم تا به فیض شهادت برسم. از پدر و مادرم که حق بزرگی بر گردنم دارند، میخواهم که مرا ببخشند؛ من نیز همواره برایشان دعا کردهام که عاقبت به خیر شوند. از همسر گرامی و فداکار و فرزندانم میخواهم که مرا ببخشند که کمتر توانستهام به آنها برسم و بیشتر میخواهم وقف راهی باشم که خداوند متعال به امت زمان ما عطا فرموده است.
خداوندا! ولی امرت حضرت آیتالله خامنهای را تا ظهور حضرت مهدی (عج) زنده، پاینده و موفق بدار. آمین یا رب العالمین.»
#شهید_صیاد_شیرازی
@dghjkb
🔺گویا عادت صیاد ها این است که در آرامترین برهه تاریخی، بدون هیچ هیاهویی، در قلب پایتخت به تنهایی توسط افراد کوردل به ناجوانمردانهترین حالت ممکن ترور بشوند و از بینمان پر بکشند.
#شهید_صیاد_شیرازی
#شهید_صیاد_خدایی
@dghjkb