غمگین نشدهام عزیز دلم،
مدتهاست غمگین ماندهام،
مثل بارانی که در دل آسمان،
بیصدا، بیخبر از زمین،
فقط میبارد...
یهو به قدری ناراحت میشم و پرت میشم تو گودال غم و ناراحتی، انگار من نبودم که همین چند ساعت پیش میخندیدم
وقتی وسط بدبختیات کم میاری و همه چیز اواره میشه رو سرت و حس میکنی دیگ توان ادامه دادن نداری:)
ولی آدم هرچقدر هم قوی باشه بازم به بغل یکی تویِ سختیاش نیاز داره ...
این دل بیصاحاب تو مگه سنگه یا آهن؟
بیخیال این پسر از جوونیش هیچ خیری ندید..
چندان خو گرفته بودم همهجا جفت او باشم که اکنون میپندارم نصف شدهام.
دلیل "رفتن بدون توضیح از رابطه" خیلی از افراد شما نیستید، مشکلات حل نشده خودشونه.
مشکلاتی که نمیشه به شما توضیح داده بشن
بچه ها مرگ چقدر پشم ریزونه
یعنی طرف قهر نکرده
کات نکرده
مهاجرت نکرده
خونش یه شهر دیگه نیس
لانگ دیستنس نیست
طرف دیگه وجود نداره
طرف مرده
دیگه خودتو جر بدیم برنمی گرده.
زندگی من شبی است که ستارههایش گم شدهاند. آرام و زیبا، اما در دلش غم و سکوتی عمیق نهفته است. هر لحظهاش یک راز است، مثل تاریکی که هیچکس نمیتواند آن را درک کند.