توماس شلبی یه بار گفت :
من هیچوقت کسی رو مجبور نکردم که منو انتخاب کنه، اگر فکر میکنی میتونی کسی بهتر از من پیدا کنی، پس انجامش بده. من ازت نمیخوام برگردی. زندگی کوتاه تر از اونه که آدم به کسی وابسته شه که نمیخواد بمونه. من به آزادی اعتقاد دارم؛ آزادی که در اون احساسات واقعی هستند. اگر میخوای بمونی، پس بمون. به خاطر این که قلبت بهت میگه اینجا جاییه که بهش تعلق داری، نه به خاطر این که من بهت گفتم بمونی. من میخوام یک انتخاب باشم، نه یک گزینه ی دم دستی. من لیاقت کسی رو دارم که ارزش من رو بدونه. کسی که بفهمه من چه چیزی به زندگیش اضافه کردم. من کسی رو نمیخوام که از ترس تنها بودن خودش یا از روی عادت با من باشه. من کسی رو میخوام که بمونه به خاطر این که نمیتونه زندگی رو بدون من تصور کنه. راه رفتن همیشه بازه. تو آزادی هرموقه که خواستی بری. پس هرموقه فکر کردی خوشحالی یه جای دیگه منتظرته، من سد راه تو نمیشم. و در این بین، من ادامه خواهم داد.
میدونی تهِ دل کجاست؟!
ته دل همونجاییه که فقط جای یه نفره!
ته دل همونجاییه که فقط یه نفر میتونه توش باشه!
ته دل یعنی اینکه من غرورم و اخلاقای بدمو
همه رو کنار میذارم بخاطرش!
"بخاطرِ ته دلم.."
تو تهِ دل منی
در زندگی من عزیزی با رفتنش، شوقِ تمامِ آمدنها را تا ابد از من گرفت.
خدا جونم تو که میدونستی تهش میره چرا اوردیش وسط زندگیم که حالا وضعم این باشه؟:)
انصاف نیست دنیا آنقدر کوچک باشد که آدم های تکراری را روزی هزار بار ببینی و انقدر بزرگ باشد که نتوانی آن کس را که دلت میخواهد حتی یک بار ببینی.