متاسفانه مشکل اینجاست الان تو همون سنیام که وقتی بچه بودم فکر میکردم اگه برسم بهش دیگه فقط عشق و حاله . .)
منگمانمیکردمکه
برای دلباخته کردنش بایدلبخند برلبانش بنشانم، ولیهربارکه میخندید اینمن بودمکه عاشقش میشدم!
اگه حقیقت رو بگین ما خیلی راحت باهاش کنار میایم ؛ مشکل ما دروغ شماست نه تلخی حقیقت .
باید یاد بگیرم مادامی که از عشق کسی مطمئن نشدهام، با او خاطرهای نسازم؛ چرا که تاوان خاطرات جنون است و بس.
تا حالا کسی و دوس داشتین که از چشاتون افتاده باشه!!
یه حس عجیبیه بین خاستن و نخاستن !
موندن باهاشو نمیخای ، ولی هنوز دوسش داری !!