ولی اون لحظه ای که
از شدت دلتنگی داری گریه می کنی
یهو یاد یه حرفش میفتی و میخندی
و دلت میخواد محکم بغلش کنی
ولی نداریش ،واقعا غم انگیزه ...
هرچقدرم از صبح سعی کنم خوب بنظر بیام،
شب که میشه غم دست میندازه دور گردنمو
با تمام قدرت فشار میده.
من هنوز همهچیز را مثل روز اول به یاد دارم،
و دردناکترین قسمتِ ماجرا همینجاست.
شما هیچ ایدهای ندارین هرکسی تو درون خودش داره با چه مشکلاتی دست و پنجه نرم میکنه پس انقدر حیوون نباشیم.
لبخندم همیشه یعنی خوشحال نیستم… بعضی وقتا یعنی بلدم خودمو جمعوجور کنم، بعضی وقتا هم یعنی خستهم… از گریه کردن.
هیچکس یهویی بی تفاوت نمیشه، بی تفاوت شدن اثراتِ اذیت شدن های زیاده..