تحمل میکنی
تحمل میکنی
تحمل میکنی
یهو که آستینت به دستگیره در گیر میکنه
میزنی زیر گریه
و
آدما
فکر میکنن دیوونه ای.
مدتی است به خودم مشغولم؛ دیگر رفتن و آمدن آدمها متحیرم نمیکند، از بدیِ آدمها متعجب نمیشوم و جایی دور از آدمها روزهایم را میگذرانم.
هیچ چیز سختتر از این نیست که منطقی فکر کنی وقتی احساساتت دارن خفت میکنن!
من واقعا خیلی دلم میشکنه وقتی آدمها اونقدری که دوستشون دارم دوستم ندارن.