واقعهی تولد آنقدر غیرضروری است که اگر کمی بیش از حد معمول به آن فکر کنیم،آخرش لبخندی احمقانه خواهیم زد و بس.
دوست داشتنت ؛
"نسکافهای بود "
که یک بار آن را نوشیدم،
و حالا
سالهاست خوابم نمیبرد!
برای اخرین بار بهش عاقلانه فکر میکنی و برای اولین بار میفهمی چقدر نمی ارزید.!
فکر میکنم تا ابد واسه یسریها که دوستشون داشتم و مجبور شدم از زندگیم حذفشون کنم، دلم تنگ بمونه.
این چیزایی که من از خدا میخوام ، مثل این میمونه به بابام بگم داری میای یه پاکت سیگار هم برا من بگیر.
بالغ شدن» يعنى بفهمى يه گفتگوى عميق
و يه معذرت خواهى، مى تونه خيلى ازتنش ها رو
حل كنه؛ ولى خيلى از آدما به اين اندازه بالغ نشدن.
این چیه یاد گرفتید میگید آدم از هیچکس نباید انتظار داشته باشه؟ چرا نداشته باشم؟ اینطوری دیگه فرق تو با یه غریبه چیه برای من؟