یه هفته ، دوهفته سه هفته تنهابمونم !
بسه ، بسه من دیگه بدون تو نمیتونم :)
اون که دیگه گذشت ولی یه تیکه از وجودم همیشه برای نشدنش غمگین میمونه.
اما عزیزِ من؛ ای کاش هنگامی که از فرط غم،
روحمان تکه تکه میشود، آغوشی برای پناه بردن داشته باشیم،
هرگز رهایم نخواهد کرد،
هرگز دروغ نخواهد گفت،
هرگز خیانت نخواهد کرد،
و در آخر ، من ماندم و پسری که مطمن ترین "هرگز های" زندگی ام را پاره پاره کرد.
من نمیدونم چقدر بايد تو رو گریه كنم چقدر تو رو وسط جمع ساكت بشم و برم تو خودم چقدر تورو شبا بيدار بمونم، چقدر تورو فكر كنم، تا تموم بشى.