دلا سخت است اگر مانند یك فرماندهی عاشق
امیر یك سپاه اما اسیر یك نفر باشی ...
خبر از آمدنت من که ندارم تو ولی ،
جان من تا نفسی مانده خودت را برسان .
حس نومیدی از اینجا نشأت میگیرد که آدم نمیداند چرا میجنگد، و حتی نمیداند اصلا باید بجنگد یا نه.
آلبر کامو
خـنیاگـر شعـر و قلمـ ؛
ما هرچوبی که خوردیم از چپ سینمانه ..
ما به دنیا آمدیم و دنیا به ما نیامد.
امشب مینویسم ، برای تو.
بعد از مدتها ، برای تو.
برای تویی که مثل یه بارون به کویر خشک و خسته قلبم باریدی.
برای تویی که چشمات ، شد قشنگ ترین تصویر ؛ که وقتی به ماه نگاه میکنم انگار سفیدی رخ ماه بین سیاهی شیشه چشمات گمه.
برای تویی که مراقبت کردی از روح و جسمی که شکسته بود.
برای تویی که توی اوج ناامیدیم اومدی و شدی تنها ترین دلیل برای نفس کشیدنم.
برای تویی ، که اگر آوازه عشقم بهت به گوش دنیا میرسید قصه لیلی و مجنون غیر از افسانه ای دور نبود.
برای تویی که ذره ذره وجودت رو میپرستیدم.
برای تویی که شدی دلیل لبخند آروم وسط گریه هام.
برای تویی که قشنگترین بخش زندگی من بودی.
یادته صدام میزدی فرشته من؟ درصورتی که فرشته و ناجی واقعی زندگی من تو بودی.
تو بودی که شدی تک تک افکارم ، جملاتم ، کارام ، و حتی ضربان قلبم.
همه تو بودی و تو...
ذره ذره وجودم تورو فریاد میزد.
مینویسم برای تو ، تویی که دقیقا دوسال پیش ، توی همین شب ها و همین ساعت ها اومدی توی زندگیم.
قرار بود من کمکت کنم ، اما تو همیشه کنارم موندی. تو بودی که همیشه مراقبم بودی ، تو بودی که بهترین بودی و من هیچ وقت لیاقتت رو نداشتم.
و من ، هیچی بلد نبودم ، مثل یه دختر بچه که تازه داره با دنیای اطرافش آشنا میشه...
تنها چیزی که یاد گرفتم عاشقی بود ، از یه معلم مهربون... معلمی که با صبوری کنارم موند و یادم داد عاشق بودن یعنی چی. یادم داد آدم مورد علاقت بغض کنه اولین اشک از چشمای تو میچکه... یادم داد که باید همیشه از خودت بگذری تا عشقت حالش خوب باشه ..
ولی میدونی ؟ یه چیزو فراموش کردی یادم بدی. یادم ندادی وقتی آدم موردعلاقم عوض میشه باید چیکارکنم ، یادم ندادی وقتی تنها پناهم روی سرم آوار شد چیکارکنم ، و یادم ندادی چجوری بدون دلیل ، بدون تو زندگی کنم....
مینویسم برای تو ، برای تویی که ۱۸۴ روزه از کنارم رفتی.
برای تویی که شدی دلیل گریه وسط خنده هام.
برای تویی که آخرین درس کلاس عاشقی رو غیرمستقیم یادم دادی ، اینکه هیچ عشقی موندنی نیست.
برای تویی که نمیدونم هنوز منو یادته یانه ، برای تویی که نمیدونم امشب دلتنگم شدی یا نه.
برای تویی که نمیدونم اینارو میخونی یانه.
مینویسم برای تو ... برای تویی که نمیدونم کیو بهجای من توی بغلت جا دادی.
امشب دوسالگی عشقمونو تنهایی جشن میگیرم. دور از تو ، اما با دلی که هنوز برای تو میتپه.
مینویسم برای تو ، دورترین نزدیک من:)³¹⁹