گفته بودم عشق من ابد و یک روزه..
ابد و یک روز یعنی یه روز بعد مردن ؛
بهترین دوستِ انسان، انسان است نه کتاب. کتابها تا آن حد که رسم دوستی و انسانیت بیاموزند، معتبرند، نه تا آن حد که مثل دریایی مرده از کلمات مرده، تو را در خود غرق کنند و فرو ببرند.
تو در کوچهها انسان خواهی شد نه در لابهلای کتابها.
تو در کوهها، در جادهها و در کنار ستمدیدگان واقعی رسم زندگی را یاد خواهی گرفت نه با غوطه خوردن در آثاری که در اتاقهای بسته نوشته شده و نویسندگانش هرگز نسیم را ندانستهاند و قایقی در تن توفان را… از همۀ اینها گذشته، من عشقِ کتابی را هم دوست نمیدارم و تسلط کتاب بر خانه را هم. من دوست ندارم که وقتی برای کاری صدایت میکنم، جواب بدهی: همین صفحه را که تمام کنم، میآیم. من از این جواب بیزارم. و از آن کتاب که مثل صخرهای میان دو عاشق قرار میگیرد.
یک عاشقانهی آرام – نادر ابراهیمی
تو ماه بودی و من برکهای که آغوشش
به جای عکس تو گاهی خود تو را میخواست
- سجاد صفری
وقتی فهمیدم عاشقت شدم ک ساعت ها به بک گراند گوشیم ک عکس چشمات بود زل زدم:)